عید سعید غدیر، عید ا... الاکبر و عید آل محمد (ص) و عظیم ترین اعیاد است. نامش در آسمان عهد معهود و در زمین میثاق ماخوذ و جمع مشهود است. ضمن عرض تبریک و تهنیت این عید بزرگ، عید امامت و ولایت و اکمال دین و اتمام نعمت، بخشی از «سنن غدیریه بهاباد»، بدین شرح بوده است:

 1- لباس نو: از روز ها و هفته ها قبل از عید غدیر، مردم در تکاپوی تهیه لباس نو بودند. آنقدر پوشیدن لباس نو دارای اهمیت بود که اگر کسی توان تهیه آن را نداشت، باید حداقل یک شال یا حتی یک کلاف نخ چهره ای رنگ (به دلیل هم رنگی با رنگ حنا) برای لحظاتی روی دوش خود می انداخت؛ و معتقد بودند که پوشیدن لباس نو حتی در حد یک چارقد (روسری) برای بانوان و شال و کلاه برای آقایان، ثواب و فواید بسیار زیادی دارد. و تا این لباس کهنه شود ضمن کسب ثواب، موجب تندرستی صاحب آن نیز خواهد شد. معمولاَ مردم پارچه های استفاده نشده در صندوق منزل خود را نیز روی سر و دوششان انداخته، تا بعد ها که استفاده می نمایند، متبرک باشد. اگر فردی، روزها قبل از عید، لباس یا کفش نو تهیه می کرد آن را تا روز عید غدیر نمی پوشید. سادات حتماَ از عمامه یا شال سبز و حتی المقدور شال و لباس های نو استفاده می کردند.

 2- نظافت و پاکیزگی: به نظافت و پاکیزگی منازل، مساجد، معابر و کوچه ها، اهمیت زیادی داده می شد. صبح عید همه جا آب و جاروب شده، و بوی اسپند، عطر و گلاب از همه جا به مشام می رسید.

 3- اصلاح سر و صورت: سلمانی ها و آرایشگاه ها، از دو سه روز قبل از عید برای اصلاح سر و صورت شلوغ بود و تا صبح روز عید در حمام های عمومی ادامه مییافت. برخی از سالمندان به ویژه در سحرگاهان و صبح زود روز عید، سر خود را در حمام می تراشیدند.

 4- استحمام و حنابندان: تقریباَ تمام مردم از روز قبل تا صبح روز عید، استحمام نموده و حنابندان فراگیر بود. زن و مرد، کوچک و بزرگ، دست و پا و سر خود و مردان حتی محاسن خود را حنا می بستند. حنابندان عید غدیر را به نیت کسب ثواب انجام داده و تقریباَ آن را در حد واجب دانسته و گسترده تر از عید نوروز بود. صبح روز عید، غسل مستحبی روز عید غدیر نیز انجام می شد.

 5- پرچم سبز: نصب پرچم های سبز بر سر در مساجد، تکایا، منازل و مغازه ها رواج داشت.

 6- تعطیلی کسب و کار: در گذشته مردم اشتغال به هر نوع کاری در روز عید را حرام دانسته و بشدت پرهیز می نمودند و بر این اعتقاد بودند، اگر کسی مشغول کاری شود، دست او به اصطلاح، عقربک می شود. مردم نمونه هایی را ذکر میکنند که افرادی مشغول به کار شدند، همان روز سر یکی از انگشتان او ورم کرده و مدت ها همراه با درد، چرک و خون می آمد. حتی بانوان از ظهر روز قبل از عید هیچ گونه خیاطی و کار با قیچی و سوزن، انجام نمی دادند.

 7- جریان آب بهشت یا حوض کوثر: مردم معتقد بودند، از صبح روز عید به میمنت این عید سعید، آب حوض کوثر یا بهشت، بر روی آب های جاری (قنوات، نهرها، رود خانه ها، چشمه ها) جریان می یابد. لذا در آن روز نباید لباس های کثیف و آلوده و... را در آب های جاری شست و شو دهند ولی لباس های شسته و تمیز خود را برای تبرک آب می کشیدند.

 8- مجالس جشن و سرور: قرائت اشعار و قصاید مدح حضرت امیر المو منین (ع) و ذکر صلوات و نوای علی یا علی (ع) بعضاَ همراه با برخی از حرکات ورزش باستانی و کف زدن با شور و نشاط در صحن حمام های عمومی به ویژه صبح روز عید، از دیگر برنامه ها بود. مرحوم مطیعی مداح خوش صوت و لحن دوره های اخیر بهاباد معمولاَ با صدای رسا، اشعار گونا گونی را قرا ئت می نمود که مطلع یکی از آن اشعار این بود:

 ای عاشقان ای عاشقان              صبح سعادت شد نمایان

و در پایان هر قسمت با همراهی مردم و کف زدن های آنان، سرود:

ای عاشقان ای عاشقان عید غدیر است  مولا  علی  بر  عـالم  امکان  امیر  است

شادی کنید شادی کنید مولا امیر  است  شادی کنید شادی کنید مولا امیر است

 و ناد علیاَ علیاَ یا علی (ع) و.... جمع خوانی می شد. همچنین سرود:

عید غدیر است ای صنم           بس  دلپذر است ای صنم

 شادان   کنید    کام   را             شادان    کنید     کام   را

    جانم   علی جانم   علی            ای    جان    جانانم    علی

تنها زور خانه بهاباد، هم صبح روز عید رونق خوبی داشت و مرشد با خواندن قصاید مدح امیر المو منین (ع) و نوای علی یا علی (ع) و ورزشکاران با حرکات ورزشی، و همنوایی با مرشد، نشاط و شادابی و معنویت و شادی مردم را دو چندان می ساخت. در مساجد و تکایا و برخی از منازل در شب و روز عید مجالس جشنی برگزار می گردید.و بعضاً دعای ندبه و زیارت امیر المؤمنین(ع) نیز قرائت می گردید. ذکر شریف صلوات نیز نقل زبان همگان بود. در این مجالس پس از مداحی و سرود های دست جمعی با پخش نقل و شیرینی های محلی و نخودچی مشکل گشا از شیعیان امیر المومنین (ع) پذیرایی به عمل می آمد. پس از پایان مجلس مصافحه و روبوسی و تبریک و تهنیت عید، با بیان عبارت «الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین و الائمه علیهم السلام» آغاز می شد.

 9- دید و بازدید و عیدی: دید و بازدید از صبح روز عید غدیر آغاز می شد. معمولاَ ابتدا به دیدار علمای سادات سپس سایر سادات و علما رفته و دید و بازدید فامیل ها به ویژه بزرگتر های فامیل رواج داشت. سادات و بزرگان فامیل به بازدید کنندگان، در حد توان خود عیدی داده و عیدی شامل تخم مرغ رنگ کرده و آجیل برای بچه ها و اهدای سکه برای بزرگترها بود. مبلغ خیلی مهم نبود. گاهی سکه ای سناری (ده سناری یک ریال می شد) ده شاهی، یک ریالی یا دو ریالی، مهم اعتقاد به متبرک بودن آن بود.

 10- اطعام: از گذشته های دور خیرین، بخشی از اموال خود را وقف اطعام شیعیان حضرت امیر (ع) در ایام عید غدیر نموده بودند. یکی از این واقفین مرحوم حاج علی محمد رفیع بود که یک دانگ از مزرعه حاج آباد را وقف اطعام مردم کرده بود؛ و سالیان سال سفره امیر المو منین (ع) به مدت سه شب یا سه وعده غذایی شب، ظهرو شامگاه روز غدیر برای اطعام مردم گسترده بود. بعضاَ در منزل برخی از افراد دیگرنیز سفره اطعام گسترده می شد. هم چنین در منازل بزرگترهای فامیل، اطعام بستگان انجام می شد. و اصولاَ مردم به توسعه و گشایش رزق و روزی اعضای خانواده خود، در این روز اهمیت بسیاری قائل بودند. ضمناً افطاری دادن به دلیل ثواب روزه عمر مرسوم بود.

11- احسان به فقرا: اطعام و احسان به فقرا به خصوص فقرای از سادات، رواج داشت. معمولاََ همسایگان غذای طبخ شده در این ایام را برای همسایگان و بستگان فقیر خود و به ویژه سادات نیازمند می فرستادند. و صاحبان زمین ها و املاک نیز به کارگران و کشاورزان خود، کمک های غیر نقدی اهداء مینمودند. صدقه دادن به دلیل هزار برابر بودن آن از دیگر سنت های حسنه بود.

 12- کار ناوال شادی: در گذشته های نسبتاَ دور، در روز عید، کارناوال های مذهبی شادی راه اندازی می شد. تقریباَ مانند ایام محرم که هیات «جق جقو» با خواندن نوحه «ای در دو جهان علم خدا را تو خزانه» با به هم زدن سنگ یا چوب (که با تسمه هایی در پنجه های افراد محکم می شد) به جای سینه زدن مرسوم بوده، در عصر روز عید غدیر، هیاتی از مسجد جامع راه افتاده و این چوب ها را به هم زده و اشعار و سرودی در مدح امیر المومنین (ع) می خواندند و تقریباَ تمامی مردم از غنی و فقیر، بزرگ و کوچک شرکت کرده و با هر بار زدن چوب ها به یکدیگر یا علی (ع) می گفتند.

 13- مطربان محلی: مطربان محلی، با دایره و تنبک و سرنه در محوطه ای باز، اجرای مراسم می کردند و بازی های محلی مانند بازی«آش برگ نی» یکی از این بازی ها بود. و در مواردی در سطح کوچه ها راه افتاده و ضمن اجرای برنامه هایشان از تماشاگران، مبلغی به عنوان عیدی دریافت می کردند.

 14- نامگذاری نوزادان: نوزادان ذکوری که در این ایام متولد می شدند به نام های مبارک حضرت امیر (ع) مانند علی، امیر، اسد ا...، مرتضی و... نامگذاری می شدند. (البته امروزه برخی از علما تاکید می کنند در نامگذاری فرزندان از نام های امیر، امیر علی و... استفاده نشود و غلامعلی، غلامحسین و... مناسبتر است.)

 15- عقد و عروسی: معمولا سعی بر این بود که در ایام عید غدیر مراسم عقد و عروسی برگزار شود و در شب و روز عید، مراسم زیادی برگزار می شد و در اینگونه مراسم بیشتر اشعار مداحی حضرت علی (ع) طنین انداز می شد.

 16- عقد اخوت: عقد اخوت بین برادران دینی با قرائت صیغه عقد اخوت از دیگر برنامه ها بود.

 17- برنامه های امروز: امروزه گرچه برخی از این مراسم متروک و فراموش شده است ولی مراسم دیگری با تشکیل جلسات و بر نامه ریزی های قبلی با دعوت انجمن سادات بهاباد، مانند قرائت خطبه غدیریه پیامبر اکرم (ص)، زیارت امیرالمومنین (ع)، جشن های مفصل با دعوت از سخنرانان و مداحان معروف کشور، چراغانی و آذین بندی، برپایی ایستگاه های صلواتی پخش نقل و شربت و شیرینی، شب شعر غدیر، اطعام و افطاری در مساجد، تکایا و برخی منازل شهر و روستا ها، نصب پارچه ها و بنر ها، اهدای نذورات به فقرای سادات و برگزاری مسابقات قرآنی ، نهج البلاغه و خطبه غدیریه پیامبر اکرم با اهدای جوایز و... برگزار می شود. با کمی دخل و تصرف اشعار عید غدیر بدین شرح بوده است:

ای عاشقان ای عاشقان عید غدیر است مولا  علی بر  عــالم  امکان امیـر   است

شادی کنید شادی کنید مولا امیر است  شادی کنید  شادی کنید مولا امیر است

 ای مومنین  عیـد  غـدیر   بادا   مبـــارک بر عالم   و بـر   آدم   و    زهــرا   مبـارک

 بــادا        مبـــارک       بــادا    مبــــارک بـادا      مبـــارک        بــادا       مبــــارک

 ای  شیعیان  رکن  امامت  شد  نمـایان اکمال   دین   اتمام   نعمت  شد به قرآن

شادی کنید  شادی کنید با حی سبحان شادی کنید شادی کنید  با  حی سبحان

 ای  عارفان صبح  سعادت  شد  نمـایان گلبانگ  شادی   سر  دهید با فر و ایمان

 شادی کنید شادی کنید با سـاغر  جان شادی   کنید  شادی کنید با سـاغر جـان

 ای   والی  ملک    ولا  ســاقی    کوثـر چشـم مـن   و  شـوق لقـا  سـاقی کـوثر

 روی   مـن   و   خــاک درت بـادا  مبارک عشـق  مـن   و   ولایتت   بــادا   مبــارک

 ****************

        امیـر   ملک  دیـن علی      امـام   متقیـن   علی      علی علی علی علی

        دریای بی ساحل  علی      غواص بحـر دل علی       علی علی علی علی

        حیدر   صف شکن علی       صفدر بت شکن علی      علی علی علی علی

         مهـر  فلک   پیمـا   علی      حلال مشکل ها علی      علی علی علی علی

ساقی کوثر است علی         شافع محشر است علی

                  فاتح خیبر  است   علی        مولا امیر المومنین مولا امیر المومنین

 *****************

 عید غدیر است ای صنم       بس دلپذیر است ای صنم

شادان کنید کام را، شادان کنید کام را، جانم علی جانم علی، ای جان  جانانم علی

 گل به گلستان آمده، بلبل غزلــخوان آمده، بهر عطای امر حق، جبریل  مهمان آمده

شادان کنید کام را، شادان کنید کام را، جانم علی جانم علی، ای جان  جانانم علی

مرآت پاک حق نما، والی ملک لا فتی، بر روی دست مصطفی، با مژده ی حق آمده

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مهر 1393ساعت 8:56  توسط محمد رضا خادمی  | 

دانایی، شاخصه توسعه یافتگی

برای ایجاد جامعه دانش محور و ارتقاء به جایگاهی شایسته در کشور، باید از پتانسیل فکری و تخصصی مراکز علمی، پژوهشی و آموزش عالی استمداد طلبید. جامعه دانش محور یعنی جامعه توانمند در تولید علم و تکنولوژی، توانا در تعلیم و تربیت منابع انسانی، موفق در تولید محصولات با کیفیت، پیشرو در تحولات سریع علمی، خلاق در تدوین اهداف روزآمد و انتخاب فرآیندهای کارآمد و مبتکر در ارائه فناوری‌های جدید.

امروزه دانایی، مهمترین شاخصه توسعه یافتگی و بالاترین ثروت ملی است. به همین دلیل موضوع ایجاد جامعه دانش محور، بر اهمیت سرمایه گذاری و توجه به بخش آموزش و پژوهش افزوده است.

تنها نوشدارویی که برای حل مشکلات و معضلات جوامع وجود دارد علم، عمل و تعهد است. امروزه مدیران موفق، خردمندانه ساختارشکنی نموده و منابع در اختیار خویش را برای بهره وری کامل، مدیریت می نمایند. از تقلید طرح های گذشته و کم بازده، بدون بازسازی مجدد تجربه، خودداری می نمایند. با انسجام بخشی سازمانی، هم افزایی نیروها و نظام بندی طرح ها و برنامه ها، عالمانه و کارشناسانه، پروژه های آموزشی، اقتصادی، عمرانی، اشتغالزاییو... را بر اساس آمایش سرزمین، انتخاب و اجرا می نمایند.

تمامی پروژه های منتخب باید دارای توجیه اقتصادی باشد؛ منظور از توجیه اقتصادی، توجیه مالی نیست. شاید اجرای پروژه ای از نظر مالی سودآور باشد؛ ولی باعث افزایش سطح آلایندگی، تخریب محیط زیست و شیوع بیماری های جسمی و روانی شود. پروژه هایی از این دست، دارای توجیه اقتصادی نیست.             

باید تغییر نگرش بوجود آید؛ نگاه متفاوت از گذشته. «جور دیگری باید دید.» امروز، روزگاری نیست که هر کس و حتی از روی دلسوزی، جامعه را به سوی اهداف و تخیلات خود سوق داده و فکر کند، درست عمل می نماید، در فضای توهم زا و بر اساس اطلاعات گذشته نمی توان پیشرفت پایدار و سالم ایجاد نمود. چنانکه سقراط حتی برای زندگی شخصی افراد معتقد است: « زندگی نسنجیده، ارزش زیستن ندارد..»

در انتخاب طرح ها و پروژه ها باید به ارزیابی پیش نگر، نه ارزیابی گذشته نگر متکی بود. ارزیابی گذشته نگر یعنی، طرحی را بدون مطالعه کافی اجرا نموده، سپس منافع و مضرات آن را مشاهده کرده و قضاوت نمود. ارزیابی گذشته نگر یعنی «نوشدارو بعد از مرگ سهراب».

ارزیابی آینده نگر یعنی، باید آینده را عالمانه پیش بینی نمود. نیاز سال‌های آینده را بر اساس تحولات سریع علمی و فنی تخمین زد، سپس اقدام نمود. تفکر بازخورد یا گذشته نگر پاسخگوی تحولات سریع جهانی نیست. قبل از هر گونه اقدام باید به فاز 1 یعنی مطالعه و تحقیق اهمیت داد و در صورت مثبت بودن تمامی فاکتورها، وارد فازهای 2 و 3 یعنی اجرا شد. باید آینده پژوهی را اساس برنامه ها قرار داده و حتی به نتایج ناخواسته طرح ها توجه و اشراف کامل داشته باشیم. کاملاً بدیهی است که در طراحی و اجرا نباید زمان را از دست داد. حرکت لاک پشتی در اجرای هر کدام از فازها، دیگران را در میدان رقابت جهانی، سریع تر به خط پایان می رساند. اگر طرح ها و پروژه ها، بر اساس تفکر منطقی و اصول علمی پذیرفته شده، انتخاب گردد؛ نباید نگران استمرار و تعمیم آن ها بود. زیرا برنامه های عقلائی مبتنی بر اندیشه اصیل در بستر زمان و مکان جریان می یابد؛ و دیگران با میل و رغبت، برای کسب تجربه و الگوبرداری، از یکدیگر پیشی می‌جویند. در این هنگام بن بست جغرافیایی، مفهومی ندارد.

ما می‌توانیم حداقل در یک یا چند زمینه ارائه دهنده مدل توسعه پایدار و سالم یا الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت باشیم. الگوی اسلامی- ایرانی، باید خدا محور، مردم محور، عدالت محور و علم محور باشد؛که تحقق آن با تکیه بر نظرات و تجربیات نخبگان علمی و دینی، دور از دسترس نیست. انشاءا... تعالی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 10:46  توسط محمد رضا خادمی  | 

حاکمیت نخبگان در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

بسیاری از متفکران سیاسی جهان در عهد باستان و در عهد جدید، حکمت و معرفت را جزیی جدایی ناپذیر از حاکمیت مطلوب دانسته، و نخبگان سیاسی را به علم آموزی، کسب دانش تخصصی و توسعه دانایی محور سوق می دهند. دانش طلبی در یک دور ترکیبی موجب توسعه و تکامل عقلانیت سیاسی شده و با توسعه عقلانیت سیاسی دانش و آگاهی تولید می‌شود.

در این بین برخی از علمای اسلامی معتقدند شاخص حکمت در مدیریت اسلامی که مولود تزکیه و تعلیم می‌باشد (یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه) با عقلانیت سیاسی در مردم سالاری دینی سازگار است.

کسانی که چشم وگوش خود را بر واقعیات بسته و لجاجت و تعصب های بی جای آنان مانع فهم بدیهیات می گردد از دایره نخبگی سیاسی خارج بوده و توان نقش آفرینی مثبت و سازنده در حاکمیت جامعه اسلامی را ندارند. علم مشعل فروزان راه تکامل و پیشرفت است و هر چه ظرفیت علمی مدیران افزایش یابد افق دید آنان را گسترش می دهد و عمل صالح در حکم حرکت با چراغ است که هر چه بیشتر حرکت نمایند افق های دور دست تری را در چشم انداز خود مشاهده می نمایند. در این بین تقوای سیاسی که خود حاصل علم و ایمان است یکی از شاخص‌های صلاحیت سیاسی مدیران محسوب می گردد.

در جامعه‌ای با این شاخص ها چرخ گفتمان پیشرفت به حرکت در خواهد آمد و حلقه وصل توسعه یافتگی و عقلانیت سیاسی تکمیل می‌گردد.

در این مجال نقد و بررسی نظریات نظریه پردازان اندیشه‌های آرمانی سیاسی مورد نظر نیست. بلکه هدف آگاهی از اندیشه‌های متفکران و دانشمندان و کاربرد آن ها در مدیریت جامعه اسلامی است.

مدینه فاضله افلاطون: (427-347 ق.م)

افلاطون با تألیف اثر جمهوریت و رساله های دیگر شرح مبسوطی از یک جامعه آرمانی را ترسیم نمود. وی عمل سیاست را تنها در خور حکیم می پنداشت و غایت اصلی حکمت را حسن سیاست می شمرد. او حکمت بی‌سیاست را ناقص و سیاست بدون حکمت را باطل می خواند و با این استدلال که استقرار دولت منوط به فضایل و مکارم اخلاق است مشهورترین ایده ی سیاسی خود را چنین بیان می کرد: «بهترین دولت ها آن است که بهترین مردم حکومت کنند یعنی یا حاکم حکیم باشد و یا حکیم حاکم گردد.» افلاطون برای ایجاد و استقرار عدالت در جامعه نیز بر حضور حکمت در حکومت تأکید داشت. او وظیفه دولت ها را تعلیم و تربیت ملت ها می دانست. افلاطون در فلسفه جمهوریت خود معتقد بود که سیاست یک هنر است و مانند تمامی هنرها کارکرد موفقیت آمیز آن به دانش کارشناسی نیازمند است. وی عالی‌ترین شکل دولت را دولتی می دانست که در آن، آن‌ها که داناترند حاکمیت داشته باشند.

فضیلت‌های آرمان شهر افلاطون عقل، شجاعت و خویشتن داری می باشد. عقل، خرد و دانایی ویژه طبقه فرمانروا، شجاعت ویژه نظامیان و خویشتنداری ویژه اصناف و توده مردم می باشد. او معتقد بود افراد عادی که از حکومت برخود ناتوانند توانایی مدیریت جامعه را ندارند. به عقیده او بسیاری از مفاسد اجتماعی وعقب ماندگی‌ها در پرتو حکومت حکیمان بر طرف خواهد گردید.

آرمان شهر ابونصر فارابی: (259-339ق)

ابونصر فارابی در اوج درخشش فرهنگ اسلامی شهر آرمانی خود را در اثر «اندیشه‌های اهل مدینه فاضله» مطرح ساخت و جامعه آرمانی بر پایه اندیشه فلسفی و مفاهیم شریعت اسلامی را پی افکند. نظریه مدینه فاضله فارابی نظر به منشأ افلاطونی آن تأثیری یونانی در خود دارد اما پاسخ گوی الهامات فلسفی و عرفانی یک فیلسوف اسلامی است.

دریافت فارابی از جامعه کامل جامعه ی بزرگی است که ملت‌های بسیاری را در برگرفته و چنانچه رهبری آرمانی زمام امور را دست گیرد، مدینه فاضله در محدوده آن تحقق خواهد یافت. ساختار شهر آرمانی وی پژواک ذهن و برداشت عقلانی وی از نظام کائنات است. در شهر آرمانی فارابی خیر افضل (سعادت آدمی و نیکی برین) تنها در جامعه مدنی پیشرفته به دست می آید و پیشرفت محصول تقسیم کار اجتماعی خردمندانه است.

فارابی معتقد است اگر سلسله مراتب اجتماعی و سیاسی به حسب شایستگی و صلاحیت علمی و اخلاقی افراد تشکیل شود، مدینه فاضله تحقق پیدا می‌کند. او حکمت را شرط اساسی مدیریت مدینه فاضله می داند. از آنجا که فارابی به واحد بودن منشأ دانایی و علم پیامبر و حکیم معتقد است؛ در حاکمیت آرمان شهر اسلامی برای رئیس حکیم نیز همان جایگاه و وظایف پیامبر را قائل است. به زعم وی رهبر مدینه فاضله باید دارای فضایل چهاگانه نظری، فکری، خلقی و عملی باشد.

حکمت مدنی خواجه نصیر الدین طوسی: (597-672 ه.ق)

خواجه نصیر الدین طوسی پس از بیان اقسام سیاست، حکمت مدنی را قوانین عملی می‌داند که مقتضی عموم باشد، از جهت رهبری عموم به کمال حقیقی با رعایت اعتدال. به اعتقاد محقق طوسی چنین علمی رئیس تمام صناعات است و بدین جهت ضرورت تعلم آن واضح و ثمره آن اشاعه خیرات در عالم و ازاله ی شرور می شود. هم چنین خواجه در مبحث « اقسام اجتماعات »، ابتدا اجتماعات انسانی را به مدینه فاضله و  غیر فاضله تقسیم و بیان می دارد که غیر فاضله به جاهله و فاسقه و ضاله متعدد می شود و آن گاه آرای اهل مدینه فاضله را به مطابقت با حق و موافقت با یکدیگر و افعال آنها را مقدم به تهذیب و مقرر به قوانین عدالت دانسته است.

 اندیشه سیاسی ابن سینا: (370-428ه.ق)

تأکید اصلی ابن سینا در اداره مدینه بر قانون مند بودن آن به ویژه بر مبنای شریعت الهی است؛ یعنی در نظر وی شریعت منشأ اصلی و چارچوب کلی قوانین مورد نیاز مدینه فاضله و جوامع بشری را تشکیل می‌دهد. وی در امر قانون گذاری با اختراع مخالف است و شریعت نازل شده آسمانی را مبنای زندگی مدنی می داند؛ ولی با این حال معتقد است در شریعت فقط چارچوب اصلی و به اصطلاح امروزی، قوانین اساسی و بنیادین آمده است ولی تفریع و تقنین مفصله با توسل به اجتهاد و با استفاده از نظرات اهل مشورت یعنی نخبگان و کارشناسان، با نظارت کلی امام یا سائس (سیاستگذار) مدینه صورت می گیرد. تلاش عمده ابن سینا در طرح اندیشه سیاسی خود متوجه رهبری جامعه است. در اندیشه سیاسی او هم ارتباط انسان با عالم قدسی و متعالی برقرار می شود و هم خصلت اجتماعی انسان و نیاز به همکاری و همزیستی مورد تأکید قرار می‌گیرد.

الگوی حکومتی سلمان فارسی:

حکومت سلمان فارسی بر مدائن بیانگر این واقعیت است که حکمت و فرمانروایی امتیازاتی است که در حاکمیت جامعه قابل چشم پوشی نیست. بیان روایات فوق نشان می دهد که سلمان فارغ از موقعیتش در نظام سیاسی اسلام نمونه بارز یک انسان حکیم و دانشمند است.

پیامبر اعظم (ص): سلمان از اهل بیت است. او آبشار گوارایی است که حکمت و برهان از آن تراوش می کند.

حضرت علی (ع): سلمان، سلسل است. (سلسل یعنی آب روان و چشمه جوشان)

 پیامبر اعظم (ص): علم ائمه (ص) به چهار نفر منتهی می شود که اولین آن ها سلمان است.

پیامبر اعظم(ص): سلمان! به خدا سوگند که تو گذرگاه دانش اهل بیت من هستی. هر که علم تأویل و تنزیل و رموز و اسرار را بخواهد، باید به تو مراجعه کند و از تو پیروی نماید. اگر علم در ثریا هم می بود تو بدان دست می یافتی.

حضرت علی (ع): ... سلمان باب الله در روی زمین است.

امام صادق (ع): در اسلام، مردی که فقیه تر از همه مردم باشد همچون سلمان آفریده نشده است.

امام باقر(ع): سلمان و علی(ع)، هر دو محدث بودند. (محدث کسی است که صدای فرشته وحی را می شنید)

پیامبر اعظم (ص): سلمان از دانش سیراب شده و اسم اعظم به او آموخته شده است.

پیامبر اعظم(ص): سلمان علم اول و آخر را دارد و چون لقمان، حکیم ملت من است.

حضرت علی (ع): چه بگویم درباره ی سلمان که از گل ما آفریده شده و روحش با روح ما نزدیک است و خدای متعال، او را به علم اول و آخر و ظاهر و باطن، مخصوص گردانیده است.

سلمان از کلام الهی و گفته های پیامبر (ص) به عنوان منبع علم کمک می گرفت و اساس حکمت را بر آن استوار می کرد؛ و از سخنانش حکمت و دانایی می بارید.

سلمان مدلی از حکومت را ارائه داد که شاخه های اصلی گفتمان آن سه عنصر خردمندی، مشروعیت و ایمان بود. وی حتی نمازهای نافله را بر انجام امور مسلمین مقدم نمی داشت. مهم ترین کار سلمان در مدائن تعلیم و تربیت مردم و تشکیل کلاس درس تفسیر قرآن بود. در حکومت سلمان تلاش برای پیشرفت جامعه و حفظ یک زندگی آبرومندانه برای مردم توجیه خردمندانه ای داشت. رفتار خردمندانه و به هنگام و گفتمانی که سرشار از منطق، استدلال و روشنگری است از مهم ترین سازو کارهای او در رسوایی باطل و آشکار ساختن حق به شمار می رفت. خطبه سلمان سه روز پس از رحلت پیامبر (ص)، در دفاع از حقانیت ولایت حضرت علی (ع) شاهدی بر این مدعاست. «...ای مردم! بدانید که من از علم فراوانی بهره مندم... قسم به خداوندی که جان سلمان در ید قدرت اوست، اگر علی (ع) را ولایت می دادید، هر آینه از آسمان و زمین بر شما برکت می بارید و اگر پرندگان را صدا می زدید در فضای آسمان جوابتان را می دادند و اگر ماهی‌ها را از دریاها فرا می خواندید به سویتان می آمدند و هیچگاه دو نفر از شما در حکم خدا اختلاف نمی کردند.» سلمان قرآن صامت و ناطق را با هم می خواست و خود نمونه بارز تمکین به این دو بود.

آنچه تاکنون بررسی گردید تلاشی بود در جهت شناسایی شاخص های حاکم و مدیر اسلامی و معرفی یک الگوی قابل اعتماد و کارآمد که از هر دو بعد نظر و عمل از محک تجربه سربلند بیرون آمده است. اکنون که نظام اسلامی در پاسخ به نیاز جوامع امروزی باید الگوی حاکمیتی موفقی را ارائه نماید باید با اندیشه‌های واقع بینانه و همتی سترگ امکان باز تولید جامعه ای را که در آن  بستر روئیدن و بالیدن سلمان‌ها مهیا است مورد بررسی قرار دهیم.

ضمناً یادآور می گردد این شاخص ها تنها ویژه حاکمان در رأس هرم مدیریت کلان جامعه نیست؛ بلکه برای اداره موفق گروه های کوچک تر اجتماعی و حتی برای تدبیر صحیح امور منزل باید واجد این ویژگی ها بود.

حال که شهرستان بهاباد به عنوان بستر و پایگاه تدوین بخشی از نظام نامه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و پایلوت اجرای آزمایشی بسیاری از طرح های عرصه های فکر، علم، معنویت و زندگی و پروژه هایی چون مسکن، میدان و خیابان، بازار و مغازه، ورزشگاه و پارک و... با سبک اسلامی ایرانی انتخاب گردیده بجاست که در زمینه حاکمیتی نیز با انتخاب مدیرانی ترجیحاً بومی و واجد شاخص های معرفی شده نقش الگویی خود را ایفا نماید؛ زیرا شاکله مدیریت اسلامی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، مدیریت نخبگان است.

حکومت سلمان فارسی برایران به پیشنهاد حضرت علی (ع) نشانه ترجیج مدیریت بومی وحدیث امام صادق(ع) که می فرمایند: «کار را به مدیر خائن یا ناکارآمد سپردن از نظر من تفاوتی ندارد»، دلیل بر انتخاب مدیران کاردان وکارآمد می باشد.

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می کرد            آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 10:37  توسط محمد رضا خادمی  | 

حماسه اقتصادی و گردشگری اسلامی (2)

نجوم و کویر بهاباد :

با توجه به تأکید قرآن کریم به تفکر در خلقت آسمان‌ها و الی السماء کیف رفعت (غاشیه/ 18) و ستارگان به عنوان زینت آسمان ها إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ (صافات/ 6). نجوم و ستاره شناسی یکی دیگر از موضوعات گردشگری اسلامی است.

«و جعلنا الیل و النهار آیتین، ما شب و روز را دو آیت قرار دادیم. فمحونا آیه‌الیل، پس آیت شب را تاریک کردیم.(اسری/ 12)

خداوند می فرماید: شب را مایه آرامش قرار دادیم. اصولاً شب و تاریکی آرامش می آورد ولی ما با نصب چراغ‌های پرنور در میادین و خیابان ها، شب را مانند روز روشن ساختیم و این برای بشر مضر است. امیدواریم که بشر به جایی برسد که تکنولوژی را با طبیعت استفاده کند... تا حال آلودگی صوتی داشتیم، آلودگی تنفسی داشتیم، حالا آلودگی نوری هم اضافه شده است. آقا از ایتالیا به طبس می آید که در کویر آسمان پر ستاره را ببیند... دست کاری بشر فساد می‌آورد.»                                        (تفسیر تربیتی قرآن کریم، محمد رضا شایق، ص 58)

براساس نظر کارشناسان نجوم، کویر شرقی بهاباد یکی از بکرترین کویرهای ایران محسوب می‌شود که آلودگی نوری نداشته و یکی از مهم‌ترین رصد‌گاه‌های جهان محسوب می‌شود.

با معرفی این ظرفیت بسیار غنی، می توان صنعت گردشگری ایران، استان یزد و شهرستان بهاباد را رونقی دو چندان بخشید و باعث توسعه ای پایدار و بدون تخریب گردید.

«به گزارش یزدفردا، سهراب علیدوستی منجم آماتور عضو نجوم ادیب اصفهان و داور ماراتن مسیه و سرپرست پروژه آلودگی نوری و مدرس نجوم گزارشی از سفر تحقیقاتی خود به بهاباد را در سایت parssky منتشر كرده است كه خلاصه آن در اینجا آمده است:

با وجود تخریب گسترده عرصه‌های طبیعی در ایران، یك منطقه هنوز سالم و بكر باقی مانده است. این منطقه همان پناهگاه حیات وحش نایبندان طبس به همراه كویر شرقی بهاباد است. بهاباد شهری باستانی در 200 كیلومتری شرق شهر یزد واقع شده است. شرح تخصصی این مناطق در این قسمت آورده خواهد شد.

1-منطقه كویر بهاباد و پناهگاه حیات وحش نایبندان از منظر نجومی:

منجمان برای رصد ستارگان باید از شهرها فاصله بگیرند و در آسمان تاریك و پر ستاره به مطالعه بپردازند. علت كم ستاره بودن آسمان شهرها، پدیده ایست كه آلودگی نوری نام دارد. لامپ‌های موجود در معابر و خیابان‌ها حداقل20الی50 درصد نور خود را به علت طراحی نامناسب و اشتباه به آسمان می‌فرستند. وقتی تعداد لامپ‌های یك منطقه بیش از 10عدد فراتر رود،آن قسمت از نورهایی كه به آسمان می رود، باعث روشن شدن زمینه آسمان می‌شود و ستارگان كم نور را محو می‌كنند. هرچه یك شهر بزرگتر و تعداد لامپ های آن بیشتر باشد،آسمان روشن تر است.متاسفانه به دلیل اینكه آلودگی نوری تا ارتفاع زیادی در جو بالا می‌رود، بنابراین اثر آلودگی نوری را می‌توان تا كیلومترها مشاهده كرد.مثلاً شهر اصفهان تا فاصله 180كیلومتری آلودگی نوری‌اش دیده می‌شود ونور تهران را تا فاصله 250كیلومتری می توان دید.

آسمان کاملا بکر و تاریک در دنیا بسیار سخت پیدا می شود. هنوز در برخی از مناطق ایران آسمان کاملا تاریک پیدامی‌شود. یکی از نقاط کویر بهاباد و نایبندان است. از منظر نجومی منطقه نایبندان و بهاباد در مقیاس بورتل (مقیاسی جهت سنجش تاریکی) دارای رتبه می باشد. در برخی نقاط این کویر هیچ گونه آلودگی نوری وجود ندارد. این منطقه بهترین و تاریکترین منطقه بررسی شده در پروژه آلودگی نوری تا کنون می باشد. نور گگن شاین در این منطقه به وضوح دیده می‌شود و حتی در برخی اوقات سیارات مشتری و زهره که همانندستاره ای پرفروغ دیدهمی شوند، به علت تاریکی محیط بر روی زمین سایه ایجاد می کنند. دسترسی به چنین مناطقی بسیار دشوار است ولی موقعیت این کویر ممتاز می باشد.در سراسر قاره اروپا هیچ منطقه ای مشابه بهاباد وجود ندارد، بنابراین با کمی تبلیغ می توان منجمان اروپایی را به ایران جذب کرد. »(www.yazdfarda.com)

«این منطقه بهترین و تاریکترین منطقه بررسی شده در پروژه آلودگی نوری تا کنون می باشد. حد قدر آسمان در عمق کویر حدود 5/7بوده که در مقیاس بورتل رتبه 2 را به خود اختصاص داده است. ارتفاع نور منطقة البروجی بیش از 60درجه بوده و کهکشان مثلث با نگاه مستقیم دیده می‌شود. در سراسر افق هیچ گونه منبع و گنبد نوری وجود ندارد. » ((www.parssky.com

«طبق بررسی سهراب علیدوستی پژوهشگر طرح مکان یابی مکان های تاریک و سرپرست پروژه آلودگی نوری، کویر بهاباد بهترین مکان رصدی ایران محسوب می‌شود.

 این منطقه کاملا بکر را می توان با حفاظت پایدار به نسل آینده تحویل داد و از حیات وحش و آسمان تاریکش محافظت نمود. بر این اساس به زودی طوماری از امضاهای منجمان و طبیعت دوستان جمع آوری می شود و برای استانداری یزد، فرمانداری بهاباد، سازمان محیط زیست و مراکز نجوم ارسال می گردد. شهر بهاباد تا فاصله 60 کیلومتری و طبس تا فاصله 110 کیلومتری آلودگی نوری ایجاد می کند که لزوم عدم گسترش آلودگی نوری رامی‌رساند.

2- از منظر طبیعت گردی:

دو شهر تاریخی طبس و بهاباد و کویرهای اطراف آن مکان بسیار مناسبی برای جذب گردشگر و کویرنوردان داخلی و خارجی است که مورد بررسی قرار می گیرد.

از لحاظ ژئومورفولوژی این کویر خصوصاً در شرق و غرب بسیار متنوع است.در شرق کویر نایبند، کوه مرتفع 3002 متری نایبند قرار دارد و کمی آن طرفتر یکی از گرمتر و خشکترین کویرهای دنیا یعنی لوت قرار گرفته است همچنین در غرب نایبند پدیده هایی همچو زمین های پلاگون، نمکزارها، تپه های ماسه ای و تپه ماهورها قرار دارد. این کویر همانی است که سون هدین یکصد سال قبل مسیر طبس تا بهاباد را با شتر پیموده است. (خط سیر مارکوپولو)

سیمای منطقه با آنچه امروزه مشاهدهمی شود تفاوت چشمگیری کرده است. این تفاوت نشانه نابودی تدریجی منطقه است. پدیده های کمیاب زمین شناسی و کانی هایی همچون سیلویت، هالیت، کلسیت، فلوئورین، مالاکیت، ژیپس و... آن را به مکانی جهت کار صحرایی زمین شناسان تبدیل کرده است. این منطقه در صورت مطالعه پتانسیل تبدیل به ژئوپارک را نیز دارد. تورهای کویرنوردی و همچنین بازدید گروههای زمین شناسی نیز می تواند باعث اشتغال زایی شود.

3- از منظر حیات وحش:

پناهگاه حیات وحش نایبندان طبس و کویر شرقی بهاباد یکی از بهترین زیستگاههای کویری وحوش محسوب می‌شود. نایبندان طبس و کویر بهاباد به علت نبود جاده، معادن، دامداران بکر مانده و دسترسی شکارچیان به وحوش را بسیار مشکل کرده است. این پناهگاه به طور مطلق بکرترین منطقه تحت حفاظت محیط زیست ایران است. در نایبندان کویر شرقی بهاباد حیواناتی همچون: یوز پلنگ، قوچ و میش، جبیر، بزکوهی در ارتفاعات: گربه شنی، شاه روباه، روباه معمولی، پرندگان شکاری همچون عقاب، بالابان، کرکس، جغد، هوبره، زاغ بور و در مناطق کوهستانی صعب‌العبور، پلنگ را می توان مشاهده کرد.این مناطق یکی از بهترین زیستگاه های یوزپلنگ ایرانی محسوب می‌شود.

در حال حاضر بالاترین آمار مشاهده مربوط به این حیوان در همین کویر به ثبت رسیده است. همچنین این کویر یکی از بهترین نقاط در کشور برای مطالعه و مشاهده کفتار محسوب می‌شود. در حاشیه کویر و جایی که آب وجود دارد گیاهان کویری مشاهده می شود که برخی از آن ها ارزش دارویی دارند.

پناهگاه حیات وحش نایبندان هنوز کاملا بکر است و می توان جلوی تخریب آن را گرفت. می‌توان به جای معدن با توسعه گردشگری داخلی و خارجی و معرفی پتانسیل‌های بسیار بالای آن در سطح ایران و جهان نیز اشتغال‌زایی و توسعه پایدار ایجاد کرد.

این مناطق میراثی گرانبها بوده که بایستی آن را به نسل آینده تحویل داد و از حیات وحش و آسمان تاریکش محافظت نمود.»                                                                                      ((www.yazdfarda.com

حمایت معنوی از کویر بهاباد:

منابع طبيعي و خداداي موجود در هر كشوري ثروت ملي آن محسوب مي شود.منابعي همچون جنگل، كوير،حيات وحش، آثار تاريخي و آسمان تاريك در صورت تخريب، احياي دوباره آن ها بسيار مشكل و زمان برو ياغير‌ممكن است.

انقراض يك گونه جانوري و يا گياهي وهم‌چنين تخريب آثار تاريخي غيرقابل جبران است. متاسفانه در ايران اهميت چنداني به مقوله منابع طبيعي داده نمي‌شود. اهميت يك معدن كلسيت ويا جاده اي بي اهميت بيشتر ازعرصه‌هاي طبيعي و كمياب است.

متأسفانه در سال‌هاي اخير عبور اتوبان ازمنطقه پارک ملي گلستان و... احداث معدن در کنار کویر درانجير و... ضربه سنگینی به منابع طبیعی وارد کرده است. با وجود اين تخريب گسترده عرصه‌هاي طبيعي، يك منطقه هنوز سالم و بكر باقي مانده است. اين منطقه همان پناهگاه حيات وحش نايبندان طبس به همراه كوير شرقي بهاباد است.

متأسفانه دو خطر  جدی آسمان منطقه را تهدید می‌کند:

1-     افزایش لامپ‌های متداول و غیر استاندارد در شهرهای طبس و بهاباد که افزایش آلودگی نوری و نابودی آسمان را به دنبال دارد. در کشورهایی همچون ایالت متحده و ایتالیا مناطقی را برای منجمان تحت حفاظت قرار داده و با تصویب قوانینی، از این مناطق برای نسل های آینده محافظت می کنند.

2-     اکتشاف و بهره برداری از معادن در منطقه و تخریب خاک و احداث جاده ها، باعث بالارفتن غبار در آسمان شده و شفافیت آن را می کاهد.اگر معادن فعال شوند راه جبران این خسارت تا حدودی غیر ممکن است.( (www.parssky.com

نتیجه:

برای حفظ منابع طبیعی منطقه به ویژه آسمان باید:

1-     در سطح شهرستان برج های نور را حذف و یا دست کم اضافه نکرد.

2-     لامپ ها به گونه ای طراحی شود که فقط نور آن ها زمین را روشن نماید.

3-     ناحیه شرقی بهاباد به عنوان منطقه حفاظت شده برای منجمان در نظر گرفته شده و هیچ گونه آلودگی نوری ایجاد نشود.

4-     از سایر منابع طبیعی موجود مانند: حیات وحش و... با فرهنگ سازی، وضع قوانین و نظارت بیشتر حفاظت شود.

5-     با تهیه امکانات رفاهی و اقامتی، تهیه بسته‌های فرهنگی، تورهای گردشگری و... بستر لازم برای توسعه صنعت گردشگری، فراهم گردد.

6-     سازمان‌ها و ادارت مربوطه مانند: اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با اطلاع رسانی مناسب، ظرفیت های طبیعی و جاذبه های گردشگری منطقه را معرفی نمایند.

7-     انجمن های نجوم، نهادهای استانی و ملی ذیربط، دانشگاه ها و کارشناسان و... با برگزاری کارگاه‌های آموزشی، همایش های علمی، طرح‌های پژوهشی، انتشار کتب و مقالات، مسابقات نجوم، ایجاد رصد خانه و... نقش موثر خود را ایفا نمایند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 10:30  توسط محمد رضا خادمی  | 

بررسی موقعیت شهرستان بهاباد

 الف- موقعیت جغرافیایی:

شهرستان بهاباد به مرکزیت شهر بهاباد، زادگاه آخوند ملاعبدالله بهابادی در منتهی الیه شرق استان و به فاصله 200 کیلومتری شهر یزد و 80 کیلومتری شهر بافق، بر روی تپه ماهورهای بین دو رشته کوه با مختصات جغرافیایی 55 درجه و 36 دقیقه طول شرقی و 31 درجه و 33 دقیقه تا 32 در جه و 29 دقیقه عرض شمالی واقع شده است. از سمت شمال به شهرستان اردکان، غرب و جنوب غرب به شهرستان بافق، شرق به شهرستان طبس و کویر لوت و از جنوب به استان کرمان محدود می‌گردد.این شهرستان با مساحتی معادل 7608 کیلومتر مربع و جمعیتی حدود27500 نفر، شامل دو بخش مرکزی و آسفیج و مناطق حاصلخیز جلگه و ییلاقی بنستان و حدود 190 پارچه آبادی که 81 آبادی آن دارای سکنه و 109 آبادی آن خالی از سکنه است، می‌باشد. بهاباد دارای آّب و هوای نیمه خشک و متوسط بارندگی 9/153 میلیمتر در سال می‌باشد. در قسمت غرب و جنوب دارای مناطق ییلاقی و خوش آب و هوایی است که در فصول بهار و تابستان تفریحگاه و استراحتگاه بسیاری از مردم مناطق دور و نزدیک می‌باشد. ارتفاع آن از سطح دریا در مرکز 1390 متر است. این رقم در شمال دشت بهاباد کاهش می‌یابد و در جنوب در قله بن‌لخت به حدود 3002 متر می‌رسد. حداکثر درجه ثبت شده در منطقه 45 درجه و حداقل تا 20 درجه زیر صفر رسیده است. تنها رودخانه دائمی بهاباد رودخانه شور در منطقه جلگه، در شمال شهرستان جریان دارد. سرزمین‌های اطراف این رودخانه از نظر ژئومورفولوژی پدیده ای کم نظیربرای مطالعه و بررسی دانشگاهیان و پژوهشگران رشته‌های جغرافیا و زمین‌شناسی می‌باشد.

ب - موقعیت تاریخی:

بهاباد دارای قدمتی دیرین همپای استان کهنسال یزد که بارها با قهر طبیعت یا به دست جباران تاریخ ویران و با تلاش و عزم راسخ مردم، تجدید بنا شده است.بر اساس شواهد ومدارک، این شهر حدود 1100 سال قبل شهری آباد و پرجمعیت بوده که در بسیاری از کتب معتبر قدیمی از آبادی و عمران آن سخن رفته است. از جمله مقدسی جغرافی‌نویس مسلمان در کتاب معروف خود به نام (احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم) که به تاریخ 375 هجری قمری نگارش یافته از بهاباد و روستائی در 3 فرسنگی آن به نام قواق یاد می کند و می نویسد: ((قواق و بهاباد که بین آنها 3 فرسنگ فاصله است از نقاط سرد سیر با باغ‌های بسیار و آباد و خوش آب و هوا هستند.)) به نوشته یاقوت در قرن هفتم هجری توتیای بهاباد شهرتی فراگیر داشته و به سایر ممالک صادر می‌شده است. هم‌اکنون نیز بقایایی از معادن توتیا در منطقه وجود دارد. وجه تسمیه بهاباد را همان آبادانی آن ذکر کرده که از واژه‌های «به» و «آباد» تشکیل شده و چنانچه «به» را به کسر بخوانیم معنای آن آبادی بهتر و اگر با فتح بخوانیم به معنای تحسین یعنی به چه آبادی می‌باشد.

ج- موقعیت فرهنگی – اجتماعی:

مردم بهاباد به خاطر ریشه‌دار بودن سنت‌های مذهبی و عمق اعتقادات دینی، اصالت اجتماعی و مذهبی خود را حفظ نموده و مردمی سخت کوش، مقــاوم و در عین حال مــؤمن و متعبد، مهمــان‌نواز، خونگرم، خوش‌فکر، سلحشور و همگی شیــعه اثنی عشری و شیفته مکتباهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) می‌باشند. عالم ربانی و فقیه منطقی ملا نجم ‌الدین‌ عبدالله بن شهاب الدین حسین بهابادی یزدی شارح متفکر منطق و صاحب حاشیه معروف به حاشیه ملاعبدالله که از علمای بنام سده دهم هجری و سالیان متمادی حاکم شهر نجف ومفتخر به تولیت آستان مقدسه حضرت امیرالمومنین علی(ع)بوه است، از این منطقه برخاسته و در اواخر عمر ساکن این شهر بوده و هم‌اکنون مرقد پاکش زیارتگاه مردم درمنطقه مرکزی بهاباد است. علما و بزرگان دیگری مانند فخر الواعظین، حاج مهدی، میرزا خلیل‌الله وزیر خطه یزد در دوره شاه عباس صفوی، میر محمد سعید رضوی معروف به میر ماه پیشانی، شیخ عبدالعلی و... در این منطقه پرورش یافته‌اند. با وجود بعد مسافت از مراکز علمی و آموزشی بزرگ، دانش آموختگان مقاطع گوناگون دانشگاهی از بهاباد، رقمی قابل توجه را نسبت به جمعیت تشکیل می‌دهند. در سال 1375 رتبه اول کنکور سراسری در دانشگاهها جناب آقای دکتر محمد مهدی اخوان بوده است و امروزه درصد پذیرفته شدگان در آزمون‌های علمی و دانشگاهی کشور نسبتاً قابل قبول می‌باشد. همچنین در رشته‌های حفظ و قرائت قرآن کریم، نهج البلاغه، احکام و... مقامات ممتازی کسب شده‌است. هم‌اکنون با افتتاح دانشگاه آزاداسلامی تعداد زیادی از مشتاقان تحصیلات عالی در این واحد اشتغال به تحصیل داشته و حوزه علمیه برادران و خواهران هم فعالیت خود را آغاز نموده و متقاضیان علوم دینی،مشغول به فراگرفتن علوم حوزوی می‌باشند. در جریان اوج‌گیری انقلاب اسلامی مردم بهاباد حضور قابل توجه‌ای داشته و در ایام دفاع مقدس با تقدیم 156 شهید گلگون کفن و 600 نفر جانباز ایثارگر و 27 نفر آزاده سرافراز گوشه‌ای از دین خود را ادا نموده‌اند.

ت- موقعیت اقتصادی:

دشت بهاباد یکی از مناطق حاصلخیز استان یزد می‌باشد و غنی بودن نسبی سفره‌های زیر زمینی باعث رونق کشاورزی و در کنار آن دامپروری و دامداری شده و مردم بهاباد اکثراً به کشاورزی اشتغال داشته و از دسترنج خود ارتزاق می‌نمایند. مهم‌ترین محصولات کشاورزی بهاباد گندم، جو، پنبه، زعفران، زیره، بادام، پسته، انگور، زرد آلو و انار می‌باشد که پنبه و زعفران آن در کنار انگور و پسته از مرغوبیت خاصی برخوردار است. در زمینه صنایع دستی قالی بافی، گلدوزی، گلسازی، منبت‌کاری و مشبک‌سازی رونق خاصی دارد. در بخش منابع طبیعی انتخاب بهاباد به عنوان منطقه پایلوت اجرای طرح‌های NAPوMENARID از طرف کنوانسیون مقابله با بیابانزائی سازمان ملل متحد U.N.C.C.Dو سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور و طرح‌های تحول و توسعه و کارآفرینی و اشتغالزائی از طرف وزارت کار و امور اجتماعی، جهاد دانشگاهی و شرکت صراط میثاق، تحولی مؤثر در اقتصاد پایدار منطقه ایجاد خواهد کرد . هم‌چنین تحقق چشم انداز توسعه منطقه و چشم انداز توسعه دانشگاه آزاد اسلامی در افق 1404 به عنوان دانشگاهی کارآفرین در زمینه انرژی هسته‌ای، انرژی‌های نو، SDIو RS/GIS اقتصادی شکوفاتر را نوید می‌دهد. بهاباد از حیث معادن و ذخایر زیر زمینی و منابع خدادادی منطقه‌ای غنی و مستعد است. معادن آهن، اورانیم، زغال سنگ، آزبست، پنبه نسوز و سنگ‌های تزئینی از مهم‌ترین معادن منطقه می‌باشد که بعضاً مورد بهره‌برداری قرار نگرفته است.

 ث: جاذبه های گردشگری:

جاذبه‌های گردشگری بهاباد شامل جاذبه‌های تاریخی، طبیعی و اکوتوریسم، اجتماعی، سلامت و... می‌باشد. جاذبه‌های تاریخی شامل مجموعه حاج مهدی (مسجد جامع، حمام، آب انبار و حسینیه)، برج و باروی قلعه‌ی بهاباد، دبستان ادیب،مسجد خانقاه، بقعه‌های ملاعبدالله، شیخ ضیاء‌الدین و شیخ محمد، خانه‌ی حاج ملاعلی (منزل امام حسینی)، منزل صالحی و موزهمردم شناسی، مجموعه حاجی‌آباد، قلعه جنت‌آباد، قلعه ده عسکر، برج عظیم آباد، بنای تمام سنگی، سنگ نگاره‌ها، گور کافران و...می‌باشد. جاذبه‌های طبیعی و اکوتوریسم منطقه شامل حوزه رودخانه شور، قلل مرتفع و برف‌گیر جنوبی و کوه دوادون (داروهای گیاهی)، حیات وحش غنی منطقه از جمله یوزپلنگ ایرانی، کویر کاملاً بکر شرقی، آسمان بسیار تاریک جهت رصد ستارگان، کاج وحشی بنستان، سبل کمکوئیه، محصولات زراعی و باغی مانند پسته و زعفران و... که مجموعاً ظرفیت ثبت به عنوان ژئوپارک را دارد. هم‌چنین موزه علوم طبیعی بهاباد به عنوان موزه برتر کشور در بخش سنگ و فسیل و موزه دوم کشور در بخش آبزیان و مناطق ییلاقی غرب و جنوب بهاباد که عمدتاً درمناطق بنستان و آسفیج واقع شده است، نظیر درّه‌ها و روستاهای خوش آب و هوای (فودی، دوقله‌، عظیم آباد، جنگل، همیجان، درند، تقی‌آباد، جنّت، فردوسیه، بهدان، بنیز و... در نوع خود بسیار جذاب و می‌تواند از تفرجگاه‌های مردم استان به حساب آید. جاذبه‌های اجتماعی شامل آداب و رسوم و سنت‌های غنی منطقه، گویش محلی، هنرها و صنایع دستی، نظام‌های اجتماعی،بازی‌ها، ورزش‌ها و تفریحات سنتی سالم، غذاهای محلی و... می‌باشد. جاذبه‌های حوزه سلامت در زمینه استفاده از داروهای گیاهی، فرآورده‌های دامی بویژه شتر، کویردرمانی و تجربیات مردم در زمینه طب سنتی و اسلامی و... می‌باشد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 10:15  توسط محمد رضا خادمی  | 

حماسه اقتصادی و گردشگری اسلامی (۱)

آرمان هر انسان مسلمان و مسئول، مشارکت در  ایجاد آرمانشهر اسلامی است. جامعه ای که بر پایه یک فلسفه اعتقادی اصیل، تفکری راهبردی و بر اساس ایمان، علم، تجربه و با مطالعات عمیق و فناورانه توسعه یافته باشد. در این جامعه حماسه اقتصادی نیز باید بر مبنای جوهره ی ناب اسلامی و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تحقق یابد. یکی از عرصه های استرتژیک خلق این حماسه، توجه ویژه به صنعت گردشگری آن هم از نوع گردشگری اسلامی است.

گردشگری پول سازتر از نفت:

« گزارش سازمان جهانی گردشگری حاکی از آن است که شمار گردشگران بین المللی در سال  2012 از مرز یک میلیارد نفر عبور کرد که این رقم نسبت به سال قبل رشد 4 درصدی را نشان می دهد. باید توجه داشت که این میزان رشد در میان بحران اقتصادی جهان محقق شده است. در این سال مجموع گردشگرانی که برای سیاحت و سفر از کشور خود خارج شدند به یک میلیارد و سی و پنج میلیون نفر رسید.

در همین راستا کارشناسان به کشورهای بحران زده اقتصادی توصیه کرده اند برای کمک به رونق دوباره اقتصادشان، تقویت صنعت گردشگری را مد نظر قرار دهند.

توسعه صنعت گردشگری آثار شگرفی در کاهش نرخ بیکاری، افزایش سطح درآمد ملی، تأمین منابع انرژی و رونق بازار صنایع دستی و ... دارد.

در حال حاضر بیش از 49 درصد منابع ارزی کشور مصر و 37 درصد منابع ارزی ترکیه از محل گردشگری تأمین میشود. در حالی که ما در کشورمان در همین حدود منابع نفتی را استخراج و صادر می کنیم. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که استفاده صحیح از پتانسیل های و ظرفیت های گردشگری ایران می تواند سودی معادل دو برابر ذخایر نفتی را به کشور سرازیر کند. »        

   (فرهیختگان، ویژه نامه نوروز 92، دکتر سعید میر ترابی، کارشناس حوزه نفت و استاد دانشگاه)

نکته قابل توجه در زمینه صنعت گردشگری در نظام اسلامی فراتر از نگاه اقتصادی نگاه ویژه فرهنگی و عقیدتی به این پدیده می باشد. لذا باید زیر ساخت ها و امکانات متناسب با نوع گردشگری اسلامی فراهم شود.

گردشگری اسلامی:

عبدالصاحب الشاکری ناشر مجله گردشگری اسلامی در لندن می گوید: « گردشگری اسلامی بر انواع گردشگری مانند: گردشگری خانوادگی که از جهتی پایبند به آموزه های اسلامی باشد و از سوی دیگر با هدف کشف و شناخت آثار به جای مانده از تمدن دور و نزدیک انجام شود، دلالت می کند. »

« پایگاه اطلاع رسانی «الاسلام» » درباره صنعت گردشگری اسلامی می نویسد: اسلام گردشگری را با معانی مختلف جلوه داده است. یکی از این معانی سفر به منظور عبادت و ادای رکنی از ارکان دین یعنی فریضه حج است. مفهوم اسلامی گردشگری در بعد دیگر، با دانش و معرفت قرین شده است. بزرگترین کاروان های گردشگری در صدر اسلام برای فراگیری علوم به مناطق مختلف اعزام می شدند، تا حدی که احمد بن علی بن ثابت معروف به خطیب بغدادی (392- 442 ه) کتابی با عنوان « الرحله فی طلب العلم » تألیف کرده و در آن به جمع آوری احادیثی پرداخته که فضیلت سیاحت و گردشگری و نیز گزارشی از سیر و سفرهای صحابه و تابعین را بیان می کند. شاید از مقاصد مهم گردشگری در اسلام دعوت به وحدانیت خدا باشد که توسط پیامبر و صحابه انجام می گرفت و مقصد دیگر دعوت به وحدت کلمه و به صورت خاص دعوت به اتحاد و یکپارچگی فرق و مذاهب اسلامی باشد.

پایگاه اطلاع رسانی « موسسه الابرار الاسلامیه » آورده است: عتبات عالیات و مزارهای انبیاء و مساجد تاریخی، ماده خام گردشگری و طبیعت جوشان برخاسته از اعتقادات ملت های اسلامی است و روزانه هزاران مسلمان به قصد زیارت به سمت این اماکن مقدس سفر می کنند.   

                                         http://rooyeshnews.com

 

نوعی دیگر از گردشگری اسلامی گردشگری طبی می باشد. پزشکی اسلامی به خاطر این که سلامت محور است نه بیماری محور دارای اهمیت است. اصولاً پزشکی در اسلام پیشه ای است که تندرستی را نگه دارد و هدفش حفظ سلامتی و پیشگیری از بروز بیماری هاست. پزشکان مسلمان متناسب با شرایط محیطی طبابت می کرده اند و بیشتر به جای معالجه و تجویز دارو، مبتنی بر نوع غذا و آشامیدنی ها بوده است. مهندسی سلامت در طب سنتی اسلامی بر اساس سرشت انسان ها متفاوت است. توسعه پزشکی سنتی اسلامی می تواند باعث جذب گردشگران فراوانی شود که از دارو های شیمیایی به ستوه آمده و روش های درمانی امروزی را ناقص می دانند.

گردشگری اسلامی و انرژی های نو

سازمان جهانی جهانگردی27 سپتامبر هر سال را به عنوان روز جهانی جهانگردی نامگذاری کرده است. شعار سال 2012 این روز « گردشگری و انرژی های پایدار » بوده است.

در ایران نیز روز ششم مهر ماه، روز اول هفته گردشگری با عنوان « انرژی های تجدید پذیر و میراث طبیعی پایدار » با رویکرد بهره برداری از انرژی های نو و ایجاد صنعت سبز و بهره برداری مسئولانه از منابع طبیعی و توجه ویژه به اکوتوریسم، نامگذاری گردید.

سازمان جهانی گردشگری از اعضای خود خواسته است که برای افزایش استفاده از انرژی های نو و پاک در صنعت گردشگری تلاش نمایند.

بسیاری از کارشناسان معتقدند: افزایش استفاده از انرژی های پاک علاوه بر توسعه پایدار جوامع، سبب رونق صنعت گردشگری می شود.

http://www.dolat.ir                                                                                                                        

دکتر پرویز کردوانی کویر شناس و بنیان گذار مرکز تحقیقات کویری و بیابانی دانشگاه تهران بر ضرورت استفاده از انرژی های پاک از جمله آفتاب، باد، امواج، ژئوترمال (زمین گرمایی)، زیست توده و... به ویژه برای رونق صنعت گردشگری تأکید دارد.

 استاد کردوانی معتقد است استفاده از انرژی های پاک در مقاصد گردشگری سبب ترویج فرهنگ استفاده از انرژی های نو می شود . زیرا وقتی گردشگری می بیند که مردم از انرژی های خورشیدی و بادی و .. برای تأمین انرژی استفاده می کنند. به استفاده از این امکانات که زیانی هم برای طبیعت ندارد ترغیب می شود.

محمد درویش عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات جنگل و مرتع کشور در مصاحبه با خبرنگار گروه اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان گفت: « طبق مصوبه مجلس دولت موظف است: تا پایان پنجمین سال از برنامه پنجم، 5000  مگاوات انرژی را از طریق انرژی های نو تأمین نماید. این قانون که تا دو سال دیگر اجرایی می شود می تواند چشم انداز امید بخشی باشد برای این که به این نتیجه برسیم که صندوق ذخیره ی ارزی پایدار ایرانیان را در بیابان کلید بزنیم.»                                                                                                             

( www.anzalichi.ir)

این عضو هیأت علمی دانشگاه در جای دیگری می نویسد: « گفتنی آن که در نشستی که دیروز با پیمان کنعان مدیر سخت کوش دفتر انرژی خورشیدی وزارت نیرو و سانا داشتیم آقای دکتر مهدی فرح پور  و همکارانشان در پروژه منارید طرحی بین المللی با هدف تقویت و انسجام سازمانی برای مدیریت جامع منابع طبیعی هم حضور داشتند، مقرر شد برای توانمند سازی جوامع محلی در بهاباد یزد و مقدمات تبدیل این سکونت گاه بیابانی به نخستین شهر خورشیدی ایران طی روزهای دهم الی دوازدهم اردیبهشت ماه سفری به منطقه داشته و چند کارگاه برگزار نماییم.

چقدر دوست دارم تا پیش از آنکه از زمین بروم نام عزیز وطنم را به عنوان کشور ممتاز و پیشگام در استحصال انرژی خورشیدی در جهان بشنوم ... چقدر دوست دارم... چقدر...

این مسئول گروه اقتصادی اجتماعی تحقیقات بیابان در مقاله ای دیگر می نویسد: « افزون بر آن نگارنده از دهم تا سیزدهم اردیبهشت ماه سال 1391 به همراه یک تیم کارشناسی در استان یزد به سر می برد تا در قالب یک پروژه بین المللی به نام منارید (MENARID) ظرفیت های موجود برای توانمندسازی جوامع محلی شهرستان بهاباد را برای پیشگامی در استحصال انرژی خورشیدی مورد بررسی دقیق قرار دهد. رخدادی که در صورت تحقق می توان آن را انقلابی در تغییر نگرش های راهبردی کشور دانست.»                               

 (http:// www.darvish100.blogfa.com)

مهندس آرمودلی مدیر عامل سازمان انرژی های نو ایران و رئیس ستاد انرژی های تجدیدپذیر ریاست جمهوری اظهار داشت: « سازمان انرژی های نو ایران (سانا) به عنوان متولی انرژی های نو در کشور فعالیت های وسیعی را در راستای ترویج، توسعه و اشاعه فرهنگ کاربرد انرژی های تجدیدپذیر در ایران آغاز نموده و تاکنون به دستاوردهای مهمی نیز نائل آمده است.

وی خاطر نشان کرد: استفاده از انرژی های تجدیدپذیر علاوه بر کاهش اثرات منفی زیست محیطی موجب افزایش اشتغال، درآمد زایی و امنیت انرژی می شود. هم چنین این سازمان با مطالعه و بررسی شرایط جغرافیایی و استعدادها و ظرفیت های هر منطقه امکان استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و ایجاد نیروگاه هایی با استفاده از منبع انرژی غالب در منطقه را مشخص کرده است.

مهندس آرمودلی در جلسه ای با حضور مسئولین شهرستان بهاباد علاوه بر امضاء تفاهم نامه همکاری با دانشگاه    آزاد اسلامی بهاباد آمادگی سانا و معاونت فناوری ریاست جمهوری برای تحقق ایده شهر خورشیدی نمونه کشور در این شهرستان را اعلام نمود. و از همکاران خود را درخواست نمود که نهایت همکاری با مسئولین استان یزد و شهرستان بهاباد را داشته باشند. هم چنین در جلسه دیگری با حضور مسئولین سانا این شهرستان به عنوان قطب آموزشی انرژی های تجدید پذیر کشور انتخاب گردید.                                                                                           ( www.anzalichi.ir)

 دکتر فانی پزشک متخصص ایرانی مقیم آلمان و صاحب شرکت مشاوره ای انرژی های نو در آن کشور، با حضور در جلسات مربوط به تأسیس نیروگاه خورشیدی یک مگاواتی در شهرستان بهاباد که در صورت تأسیس بزرگ ترین نیروگاه خورشیدی کشور خواهد بود، اظهار داشت: اروپا اکنون 400 میلیارد یورو در آفریقا برای تولید انرژی خورشیدی و انتقال آن به اروپا سرمایه گذاری کرده است.

وی افزود: ما نه به عنوان سرمایه گذار بلکه به عنوان یک شرکت انتقال تکنولوژی های نو و تولید این نوع تکنیک در ایران و برای به روز کردن کشور در سطح کشورهای متمدن دنیا، آمادگی داریم که در پروژه نیروگاه خورشیدی بهاباد سرمایه گذاری نموده تا بتوانیم در این نقطه از ایران که بنا بر مستندات بالاترین نیروی خدادادی خورشید را دارد، یک کار الگویی برای سایر نقاط ارائه نماییم.

دکتر افتخاری مدیر شرکت الکترونیک سازان سمنان پس از بازدید از شهر بهاباد و حضور در جلسات فرمانداری، استانداری و سانا در تهران آمادگی خود را برای سرمایه گذاری حداقل 30% در این نیروگاه اعلام نمود. علاوه بر شخصیت های نامبرده شده شخصیت های دیگری مانند: آقایان مهندس کوچک زاده صاحب کارخانه های تولید   پنل های خورشیدی در آمریکا، مهندس وزیری هامانه وزیر اسبق نفت، دکتر حجت رئیس هیئت مدیره شهرک صنعتی یزد، مهندس سلطانی شهردار منطقه 9 تهران و... و شرکت هایی مانند شرکت شهید قندی یزد و پرتو یزدان و ... آمادگی جدی خود را برای توسعه انرژی خورشیدی در شهرستان بهاباد اعلام نمودند. ضمناً مدیران و مجریان طرح بین المللی منارید به ویژه دکتر فرح پور عملیات اجرایی خود در زمینه نصب آبگرمکن خورشیدی در بخش آسفیچ را آغاز نموده اند.                                                                                                  

                                                                            (تهران، سانا، جلسه 28 / 01 /92)

بهاباد و گردشگری اسلامی

بهاباد با استفاده از ظرفیت های بالقوه خود می تواند خلأهای موجود در گردشگری اسلامی را شناسایی و با بستر سازی و ارائه الگوهای مناسب، صنعت گردشگری خود را تقویت نماید. یکی از خلأهای شناسایی شده، معماری و شهرسازی اسلامی می باشد.

 امروز هیچ کدام از مناطق شهری و روستایی کشور دارای میدان و خیابان اسلامی، مغازه و بازار اسلامی، مدرسه و دانشگاه اسلامی، مسکن و میهمانسرای اسلامی، ورزشگاه و پارک اسلامی و ... با سبک معماری عصر جمهوری اسلامی نیستند.

اکنون که بخشی از شاخص های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در ابعاد گوناگون در کارگاه های تشکیل شده در این شهرستان تبیین گردیده است، باید مدیران و کارشناسان با طراحی و اجرای مناسب حلقه های مفقوده ی توسعه اسلامی، باعث رونق گردشگری اسلامی شوند. این مأموریتی الهی است که علاوه بر رونق اقتصادی آثار ارزشمند فرهنگی و معنوی و اجر اخروی خواهد داشت.

هم چنین بهاباد می تواند در برخی از زمینه های بهداشت و طب اسلامی مانند: داروهای گیاهی و فرآورده های دامی شتر و اثرات شفا بخش آن خود را مطرح نماید.

قدیمی ترهای این شهرستان معتقدند کلاه پشم شتر مانع سر درد و کمر بند آن مانع کمر درد و زانو بند آن مانع پا درد می شود. هم چنین بستن نخ پشم شتر به دور شکم بانوی حامله ای که سقط جنین می کند، مانع سقط می شود و ...

هم چنین نصب چادرهای مویی برای اسکان گردشگران در حاشیه کویر و تهیه فرآورده های دامی مورد بحث و عرضه غذاها، آجیل ها و محصولات و سوغات محلی و ... و کویر نوردی با شتر، گاهی جذاب تر از هتل های چند ستاره و تجملات آنچنانی می باشد.

در زمینه انرژی های تجدید پذیر نیز با تهیه طرح جامع شهر خورشیدی که در سه فاز در حال تهیه می باشد ( فاز اول: فاز آموزشی، آموزش های عمومی تا آموزش عالی- فاز دوم: اجرای سازه های کوچک انرژی خورشیدی- فاز سوم: اجرای سازه های بزرگ انرژی خورشیدی ) و تهیه طرح های اشتغال زایی سایر انرژی های پاک مانند: زیست توده، زمین گرمایی و ... میتوان باعث ترویج و شکوفایی صنعت گردشگری اسلامی گردید.

97-6.jpg

 

نکته قابل توجه این که بسیاری از این پروژه ها را می توان با کمک بخش خصوصی و مشارکت های مردمی و در قالب تسهیلات کم بهره اجرا نمود؛ و مهم تر آنکه بازه ی زمانی نسبتاً کوتاهی را خواهد داشت. مثلاً طول دوره احداث یک نیروگاه خورشیدی 1 مگاواتی 6 تا 8 ماه خواهد بود.

اینک مردم و مسئولین استان و شهرستان باید بستر و زیر ساخت های لازم توسعه صنعت گردشگری در زمینه های مطرح شده را فراهم نمایند.

صنعت گردشگری برای رونق بیشتر به نگاه فرهنگی و اقتصادی ویژه نیاز دارد تا زمینه لازم برای جذب گردشگر را فراهم نماید. در موضوع گردشگری اسلامی فراتر از کمیت درآمدها، کیفیت آن اهمیت دارد.

« باید توجه داشت که درآمد حاصل از صنعت گردشگری به واسطه مشارکت بخش خصوصی درآمد رانتی خوانده نمی شود. این درآمد چون در چهارچوب فرآیندهای داخلی اقتصاد تولید می شود آثار زیان بار منتسب به درآمدهای نفتی مانند تورم را به همراه ندارد. »         

     (فرهیختگان، ویژه نامه نوروز 92، دکتر سعید میر ترابی، کارشناس حوزه نفت و استاد دانشگاه)                                                                     

هم چنین متناسب با نوع گردشگری معرفی شده آثار زیان بار فرهنگی به حداقل رسیده و نتیجه آن که گردشگران با جلوه های زیبای هنرهای اسلامی و انرژی های سبز آشنا گردیده و آثار مثبت فرهنگی نیز خواهد داشت.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 12:18  توسط محمد رضا خادمی  | 

حماسه اقتصادی و گردشگری اسلامی (۲)

نجوم و کویر بهاباد :

با توجه به تأکید قرآن کریم به تفکر در خلقت آسمان ها و الی السماء کیف رفعت ( غاشیه/ 18) و ستارگان به عنوان زینت آسمان ها إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ (صافات/ 6). نجوم و ستاره شناسی یکی دیگر از موضوعات گردشگری اسلامی است.

« و جعلنا الیل و النهار آیتین، ما شب و روز را دو آیت قرار دادیم. فمحونا آیه الیل، پس آیت شب را تاریک کردیم.(اسری/ 12)

خداوند می فرماید: شب را مایه آرامش قرار دادیم. اصولاً شب و تاریکی آرامش می آورد ولی ما با نصب چراغ های پرنور در میادین و خیابان ها، شب را مانند روز روشن ساختیم و این برای بشر مضر است. امیدواریم که بشر به جایی برسد که تکنولوژی را با طبیعت استفاده کند... تا حال آلودگی صوتی داشتیم، آلودگی تنفسی داشتیم، حالا آلودگی نوری هم اضافه شده است. آقا از ایتالیا به طبس می آید که در کویر آسمان پر ستاره را ببیند... دست کاری بشر فساد می آورد. »                              ( تفسیر تربیتی قرآن کریم، محمد رضا شایق، ص 58)

بر اساس نظر کارشناسان نجوم، کویر شرقی بهاباد یکی از بکرترین کویرهای ایران محسوب می شود که آلودگی نوری نداشته و یکی از مهم ترین رصد گاه های جهان محسوب می شود.

با معرفی این ظرفیت بسیار غنی، می توان صنعت گردشگری ایران، استان یزد و شهرستان بهاباد را رونقی دو چندان بخشید و باعث توسعه ای پایدار و بدون تخریب گردید.

« به گزارش یزد فردا، سهراب علیدوستی منجم آماتور عضو نجوم ادیب اصفهان و داور ماراتن مسیه و سرپرست پروژه آلودگی نوری و مدرس نجوم گزارشی از سفر تحقیقاتی خود به بهاباد را در سایت parssky منتشر كرده است كه خلاصه آن در اینجا آمده است:

با وجود تخریب گسترده عرصه های طبیعی در ایران، یك منطقه هنوز سالم و بكر باقی مانده است. این منطقه همان پناهگاه حیات وحش نایبندان طبس به همراه كویر شرقی بهاباد است. بهاباد شهری باستانی در 200 كیلومتری شرق شهر یزد واقع شده است. شرح تخصصی این مناطق در این قسمت آورده خواهد شد.

1-   منطقه كویر بهاباد و پناهگاه حیات وحش نایبندان از منظر نجومی:

منجمان برای رصد ستارگان باید از شهرها فاصله بگیرند و در آسمان تاریك و پر ستاره به مطالعه بپردازند. علت كم ستاره بودن آسمان شهرها، پدیده ایست كه آلودگی نوری نام دارد. لامپ های موجود در معابر و خیابان ها حداقل 20الی50 درصد نور خود را به علت طراحی نامناسب و اشتباه به آسمان می فرستند. وقتی تعداد لامپ های یك منطقه بیش از 10عدد فراتر رود، آن قسمت از نورهایی كه به آسمان می رود، باعث روشن شدن زمینه آسمان می شود و ستارگان كم نور را محو می كنند. هر چه یك شهر بزرگتر و تعداد لامپ های آن بیشتر باشد، آسمان روشن تر است. متاسفانه به دلیل اینكه آلودگی نوری تا ارتفاع زیادی در جو بالا می رود، بنابراین اثر آلودگی نوری را می توان تا كیلومترها مشاهده كرد. مثلا شهر اصفهان تا فاصله 180كیلومتری آلودگی نوری اش دیده می شود و نور تهران را تا فاصله 250كیلومتری می توان دید.

arash khamooshi  (3 of 121).jpg

آسمان کاملا بکر و تاریک در دنیا بسیار سخت پیدا می شود. هنوز در برخی از مناطق ایران آسمان کاملا تاریک پیدا می شود. یکی از نقاط کویر بهاباد و نایبندان است. از منظر نجومی منطقه نایبندان و بهاباد در مقیاس بورتل (مقیاسی جهت سنجش تاریکی) دارای رتبه می باشد. در برخی نقاط این کویر هیچ گونه آلودگی نوری وجود ندارد. این منطقه بهترین و تاریک ترین منطقه بررسی شده در پروژه آلودگی نوری تا کنون می باشد. نور گگن شاین در این منطقه به وضوح دیده می شود و حتی در برخی اوقات سیارات مشتری و زهره که همانند ستاره ای پرفروغ دیده می شوند، به علت تاریکی محیط بر روی زمین سایه ایجاد می کنند. دسترسی به چنین مناطقی بسیار دشوار است ولی موقعیت این کویر ممتاز می باشد. در سراسر قاره اروپا هیچ منطقه ای مشابه بهاباد وجود ندارد، بنابراین با کمی تبلیغ می توان منجمان اروپایی را به ایران جذب کرد. »

                                                                                                            (www.yazdfarda.com)

« این منطقه بهترین و تاریک ترین منطقه بررسی شده در پروژه آلودگی نوری تا کنون می باشد. حد قدر آسمان در عمق کویر حدود 5/7بوده که در مقیاس بورتل رتبه 2 را به خود اختصاص داده است. ارتفاع نور منطقة البروجی بیش از 60درجه بوده و کهکشان مثلث با نگاه مستقیم دیده می شود. در سراسر افق هیچ گونه منبع و گنبد نوری وجود ندارد. »                                                                                          www.parssky.com

« طبق بررسی سهراب علیدوستی پژوهشگر طرح مکان یابی مکان های تاریک و سرپرست پروژه آلودگی نوری، کویر بهاباد بهترین مکان رصدی ایران محسوب می شود.

 این منطقه کاملا بکر را می توان با حفاظت پایدار به نسل آینده تحویل داد و از حیات وحش و آسمان تاریکش محافظت نمود. بر این اساس به زودی طوماری از امضاهای منجمان و طبیعت دوستان جمع آوری می شود و برای استانداری یزد، فرمانداری بهاباد، سازمان محیط زیست و مراکز نجوم ارسال می گردد. شهر بهاباد تا فاصله 60 کیلومتری و طبس تا فاصله 110 کیلومتری آلودگی نوری ایجاد می کند که لزوم عدم گسترش آلودگی نوری را میرساند.

2- از منظر طبیعت گردی:

دو شهر تاریخی طبس و بهاباد و کویرهای اطراف آن مکان بسیار مناسبی برای جذب گردشگر و کویرنوردان داخلی و خارجی است که مورد بررسی قرار می گیرد.

از لحاظ ژئومورفولوژی این کویر خصوصا در شرق و غرب بسیار متنوع است. در شرق کویر نایبند، کوه مرتفع 3002 متری نایبند قرار دارد و کمی آن طرف تر یکی از گرمتر و خشک ترین کویرهای دنیا یعنی لوت قرار گرفته است هم چنین در غرب نایبند پدیده هایی همچو زمین های پلاگون، نمکزارها، تپه های ماسه ای و تپه ماهورها قرار دارد. این کویر همانی است که سون هدین یکصد سال قبل مسیر طبس تا بهاباد را با شتر پیموده است. (خط سیر مارکوپولو)

سیمای منطقه با آنچه امروزه مشاهده می شود تفاوت چشمگیری کرده است. این تفاوت نشانه نابودی تدریجی منطقه است. پدیده های کمیاب زمین شناسی و کانی هایی همچون سیلویت، هالیت، کلسیت، فلوئورین، مالاکیت، ژیپس و... آن را به مکانی جهت کار صحرایی زمین شناسان تبدیل کرده است. این منطقه در صورت مطالعه پتانسیل تبدیل به ژئوپارک را نیز دارد. تورهای کویرنوردی و همچنین بازدید گروههای زمین شناسی نیز می تواند باعث اشتغال زایی شود.

3- از منظر حیات وحش:

پناهگاه حیات وحش نایبندان طبس و کویر شرقی بهاباد یکی از بهترین زیستگاه های کویری وحوش محسوب میشود. نایبندان طبس و کویر بهاباد به علت نبود جاده، معادن، دامداران بکر مانده و دسترسی شکارچیان به وحوش را بسیار مشکل کرده است. این پناهگاه به طور مطلق بکرترین منطقه تحت حفاظت محیط زیست ایران است. در نایبندان کویر شرقی بهاباد حیواناتی همچون: یوز پلنگ، قوچ و میش، جبیر، بزکوهی در ارتفاعات: گربه شنی، شاه روباه، روباه معمولی، پرندگان شکاری همچون عقاب، بالابان، کرکس، جغد، هوبره، زاغ بور و در مناطق کوهستانی صعب العبور، پلنگ را می توان مشاهده کرد.

این مناطق یکی از بهترین زیستگاه های یوزپلنگ ایرانی محسوب می شود.

در حال حاضر بالاترین آمار مشاهده مربوط به این حیوان در همین کویر به ثبت رسیده است. هم چنین این کویر یکی از بهترین نقاط در کشور برای مطالعه و مشاهده کفتار محسوب می شود. در حاشیه کویر و جایی که آب وجود دارد گیاهان کویری مشاهده می شود که برخی از آن ها ارزش دارویی دارند.

پناهگاه حیات وحش نایبندان هنوز کاملا بکر است و می توان جلوی تخریب آن را گرفت. می توان به جای معدن با توسعه گردشگری داخلی و خارجی و معرفی پتانسیل های بسیار بالای آن در سطح ایران و جهان نیز اشتغال زایی و توسعه پایدار ایجاد کرد.

این مناطق میراثی گرانبها بوده که بایستی آن را به نسل آینده تحویل داد و از حیات وحش و آسمان تاریکش محافظت نمود. »                                                                                                                                                                                   www.yazdfarda.com

حمایت معنوی از کویر بهاباد:

منابع طبيعي و خداداي موجود در هر كشوري ثروت ملي آن محسوب مي شود. منابعي همچون جنگل، كوير، حيات وحش، آثار تاريخي و آسمان تاريك در صورت تخريب، احياي دوباره آن ها بسيار مشكل و زمان بر و يا غير ممكن است.

انقراض يك گونه جانوري و يا گياهي و هم چنين تخريب آثار تاريخي غيرقابل جبران است. متاسفانه در ايران اهميت چنداني به مقوله منابع طبيعي داده نمي شود. اهميت يك معدن كلسيت و يا جاده اي بي اهميت بيشتر از عرصه هاي طبيعي و كمياب است.

متأسفانه در سال هاي اخير عبور اتوبان از منطقه پارک ملي گلستان و... احداث معدن در کنار کویر درانجير و... ضربه سنگینی به منابع طبیعی وارد کرده است. با وجود اين تخريب گسترده عرصه هاي طبيعي، يك منطقه هنوز سالم و بكر باقي مانده است. اين منطقه همان پناهگاه حيات وحش نايبندان طبس به همراه كوير شرقي بهاباد است.

متأسفانه دو خطر  جدی آسمان منطقه را تهدید می کند:

1-     افزایش لامپ های متداول و غیر استاندارد در شهرهای طبس و بهاباد که افزایش آلودگی نوری و نابودی آسمان را به دنبال دارد. در کشورهایی همچون ایالت متحده و ایتالیا مناطقی را برای منجمان تحت حفاظت قرار داده و با تصویب قوانینی، از این مناطق برای نسل های آینده محافظت می کنند.

2-      اکتشاف و بهره برداری از معادن در منطقه و تخریب خاک و احداث جاده ها، باعث بالا رفتن غبار در آسمان شده و شفافیت آن را می کاهد. اگر معادن فعال شوند راه جبران این خسارت تا حدودی غیر ممکن است.                                                                                                     www.parssky.com

نتیجه:

برای حفظ منابع طبیعی منطقه به ویژه آسمان باید:

1-     در سطح شهرستان برج های نور را حذف و یا دست کم اضافه نکرد.

2-     لامپ ها به گونه ای طراحی شود که فقط نور آن ها زمین را روشن نماید.

3-     ناحیه شرقی بهاباد به عنوان منطقه حفاظت شده برای منجمان در نظر گرفته شده و هیچ گونه آلودگی نوری ایجاد نشود.

4-     از سایر منابع طبیعی موجود مانند: حیات وحش و ... با فرهنگ سازی، وضع قوانین و نظارت بیشتر حفاظت شود.

5-     با تهیه امکانات رفاهی و اقامتی، تهیه بسته های فرهنگی، تورهای گردشگری و...  بستر لازم برای توسعه صنعت گردشگری، فراهم گردد.

6-      سازمان ها و ادارت مربوطه مانند: اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با اطلاع رسانی مناسب، ظرفیت های طبیعی و جاذبه های گردشگری منطقه را معرفی نمایند.

7-     انجمن های نجوم، نهادهای استانی و ملی ذیربط، دانشگاه ها و کارشناسان و ... با برگزاری کارگاه های آموزشی، همایش های علمی، طرح های پژوهشی، انتشار کتب و مقالات، مسابقات نجوم، ایجاد رصد خانه و... نقش موثر خود را ایفا نمایند.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 12:16  توسط محمد رضا خادمی  | 

  به نام معمارهستی

تمدن ذکر و تجدد غفلت

1- معماری ذکر ، معماری غفلت

« ان الله جمیلٌ و یحب الجمال»

در توصیفی کوتاه ، معماری را می توان « موسیقی صامت» نامید. زیرا  همانگونه که یک قطعه موسیقی زیبا ، مانند نغمه دلنشین و ملکوتی کلام الهی ، آرامش و طمأنینه عمیقی در انسان ایجاد می کند ، تماشای یک سازه زیبا و موزون ، نظیر همان آرامش را ایجاد می کند . عکس موضوع در هر دو حالت ، آرامش روحی و روانی انسان را به هم می ریزد.در تعریفی دیگر معماری ،« آمیخته و فرآیندی است از علم و هنر ، ذوق و سلیقه ، اعتقاد و ایمان ومهارتهای خاص که در راستای فرهنگ و تمدن ، در رهگذر تاریخ ، زبان گویای زمانه خویش است». لذا در جوامع الهی باید سازه های مادی و معنوی خلیفه الله ، جلوه ای از جمال و جلال آن خالق زیباییها باشد . لذا از این نظر ، معماری را می توان به دو بخش  معماری ذکر و معماری غفلت تقسیم نمود.

همچنین امروزه با توجه به اهتمام فراوان فرقه های شیطان پرستان ، در مورد استفاده از نمادهای شیطان پرستی در شهرسازی  و انواع ساخت و سازهای جدید ، می توان به نوع دیگری از معماری ، با عنوان ،«معماری شیطان پرستی» فراتر و زیانبارتر از موضوع معماری غفلت ، اشاره نمود . 

معماری ذکر

معماری ذکر ، معماری مبتنی بر مبانی الهی و توحید مداری است.معماری که نشان از حقیقت برتر عالم لاهوت در عالم  ناسوت دارد .  سبک معماری گذشته ما در دوره های اسلامی ، نمونه معماری ذکر بوده است . معماری مساجد ، مدارس ، دانشگاهها ، بازارها ، تیمچه ها ، تجارتخانه ها ، میادین ، کوی و برزنها ، پلها ، منازل مسکونی و به طور کلی همه بخش های فرهنگ ،  سیاست ، اقتصاد ، اجتماع و حتی پزشکی و درمان بیماران و..... سر شار از ذکر و یاد خداوند متعال بوده است.

شاهد مثال در سراسر حوزه تمدنی جهان اسلام از آسیای مرکزی و شبه قاره هند در شرق تا منتها الیه غرب قاره آفریقا واسپانیای اسلامی (اندلس) در غرب ،  فراوان به چشم         می خورد و چشم و دل هر بیننده ای را مجذوب خود می سازد . سبک معماری  میدان نقش جهان ، مساجد ، مدارس و سی و سه پل اصفهان ، میدان امیر چخماق و خان یزد وبازارهای تبریز ، شیراز ، کرمان ، زنجان و... بصورت مسقف و سردربهای محراب مانند و تعبیه حوزه علمیه ، مسجد ، حسینیه ، آب انبار ، سقاخانه و وضوخانه در نقطه مرکزی راسته بازارها ، صفه و سر صفه های محرابی ، کاشی کاری های فیروزه ای ، کتیبه های نفیس ومزین به آیات قرآنی واحادیث حضرات معصومین (علیهم السلام) و اشعار نغز شاعران بزرگ و منازل مسکونی درون گرا با سردر محراب مانند و کتیبه سردر هر خانه ، مزین به آیات وروایاتی که مبین مرام و آیین صاحبخانه بود ، مانند « بسم الله الرحمن الرحیم ، ان یکاد ، ولایت علی ابن ابیطالب حصنی و...» ، دربهای ورودی با کوبه های ویژه آقایان و بانوان ، کریاس با سقف گنبدی و راهروهای پیچ در پیچ ورودی ، حوض خانه و بادگیر ، تالارها و سردابها ، اطاقهای بیرونی و اندرونی ، دربها و پنجره ها با سردرب های هلالی شکل و شیشه های کوچک رنگی متنوع و طراحی شده در قالب نقشهای زیبا و هدف دار و رمز و رازدار ، صفه وسرصفه با گچ بریهای زیبا و کتیبه های مناسب و اکثراً با عبارات  « اسماء الله ، اسامی مبارک حضرات معصومین ( علیهم السلام) و  بلغ العلی بکماله ،      کشف الدجا بجماله ، حسنت جمیع خصاله ، صلوا علیه و آله» و... نمونه ای از معماری ذکرمی باشد.          صورتی برخاک دارد آنچه در بالاستی(مولانا)

ابنیه ای که هر صاحب نظر، با مشاهده آن ، بی اختیار « لا اله الا الله و سبحان الله» گوید یا ذکر    « لا حول و لا قوه الا بالله » را از عمق جان بر زبان می راند و یا مشام جانش را به ذکر صلواتی بر حضرت « محمد و آل محمد (صلی الله علیه وآله)  » معطر می سازد.

لازم به یاد آوری است ، معماری حاصل تراوش درون معمار است .لذا خلق آثاری چنین ارزشمند و متعالی ، حاصل ایمان و اعتقاد معمارانی مؤمن و معتقد ، بوده است.

خوش  می دهد  نشان جلال و جمال یار                   خوش می کند حکایت عز و وقار دوست

به بیانی دیگر از حافظ ، در حقیقت جلوه ای از پرتو حسن آن ذات بی مثال الهی است :

در  ازل  پرتو  حُسنت  ز تجلی  دم  زد                     عشق  پیدا  شد  و آتش به همه عالم زد

این شیوه معماری را بدین سبب معماری ذکر خوانده اند ، که با مشاهده آن ، سراسر وجود آدمی ، سرشاراز یاد خداوند علی اعلی  و ازلی و ابدی می گردد و آرامش دل و اطمینان قلب مؤمنین را فراهم می سازد:« الا بذکر الله تطمئن القلوب» ( آیه 28 ، سوره مبارکه رعد)

 

نقطه وحدت

« معماری شرق هنر هر دو زندگی است . زندگی زیستی و زندگی معنوی . در یک حالت شکل قلعه ، حصار و برج و بارو دارد و ... و در حالت  و شکلی دیگر به صورت نیایشگاه ، معبد یا مسجدی عظیم ، پیکره ای از اعتقادات ، ذهنیات ، بینشها و جهان نگری انسان را در قالب رنگ و شکل و با مرغوبترین  مصالح محلی ، به تجسم درمی آورد و به چهره راستین معنویت ، صورت زیبای حقیقت می بخشد .

.... شرق سرزمین رمز و راز و... و معماری ، تجلی گاه ومظهر تفکر عرفانی ونوع نگرش مردم آن است . هدف همه هنرهای اسلامی ، در سرزمینهای  دور و نزدیک ، با مردم گوناگون و نژادهای مختلف آن ، تنها رسیدن به یک نقطه بود: « نقطه وحدت ».

هنرمند اسلامی وحدت را در، کمال صورت و شکل هنر دینی ، جستجو می کند .شکلهایی که معنایی رمزآمیز ونمادین دارند.... و در فکر به تصویر کشیدن جهان فرا خاکی  است . » 1

آنچه بر خاک است اصلش بر سماست      اصل مکر و جمله حیلت پیش ماست         (عطار)

نقطه وحدت اشاره به توحید و یگانه پرستی و نقطه محوری عالم هستی دارد.شاهد مثال ، الگوی معماری مساجد است که از یک سطح و فضای وسیع شروع و در آخرین نقطه گنبد به یک نقطه مرکزی ختم می گردد.

نقطه  مرکزی  گنبد ،  نمادی  از  توحید و یگانگی است و تفسیر  « انا لله و انا الیه راجعون»  این

 

1-( مشتاق، خلیل ، هنر معماری ایران در دوره باستان و دوره اسلامی ، مقدمه)

کلام بلند الهی و خلاصه قرآن است ، که همه ذرات و موجودات عالم ، مخلوق او و تکثیر

یافته از ذات یگانه او هستند و« انا الیه راجعون» بیان کثرت به وحدت و بازگشت همه موجودات به اصل خود می باشد. 

هر کسی کو دور ماند از اصل  خویش              بازجوید    روزگار وصل خویش

این الگوی نمادین در همه هنری های اسلامی مانند تذهیب ، مینیاتور ، فرش ، کاشی و... دیده می شود.

                رو    مجرد    شو  ،    مجرد    را    ببین                    با  زبان  او  بر  او  کن  آفرین 

 

کعبه معظمه ، نقطه وحدت عالم

عالم، عالم وحدت است. وحدت به کثرت و کثرت به وحدت . معماری اسلامی که برگرفته از نظام معماری عالم هستی است نمونه ای از وحدت است . کعبه قبله مردم درمسجد الحرام و مسجدالحرام قبله شهر مکه و مکه قبله کره زمین است.بر اساس فتوای مراجع عظام تقلید،اگر فردی در کره ماه بخواهد رو به قبله نماز گذارد ، چون کره ماه از کرات منظومه شمسی است ، کره زمین قبله منظومه شمسی محسوب می گردد.و باید رو به کره زمین نماز بگذارد. به همین ترتیب منظومه شمسی قبله کهکشان راه شیری و کهکشان راه شیری قبله بقیه کهکشان هاست، الی آخر .و این به معنای کثرت به وحدت است .

نتیجه اینکه نظام معماری نمادین ذکر در دورانهای گذشته که حرکت عالم از وحدت به کثرت واز کثرت به وحدت را به نمایش می گذارد ، نمونه کوچکی از نظام معماری عالم هستی است و تمام این حقیقت ترجمه این عبارت است : که یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیچ کس نبود.

قرآن کریم شاهدی دیگر بر این مدعاست . تمام قرآن تنزیل یافته از« بسم الله الرحمن الرحیم» است . و بنا به فرموده حضرت علی (علیه السلام) : تمامی قرآن ترکیب شده در سوره مبارکه حمد و سوره حمد ، تجمیع شده در« بسم الله الرحمن الرحیم» آن سوره و همه مفاهیم عظیم ام الکتاب در «باء» آن « بسم الله» و نهایتاً در نقطه تحت «باء» آن قرار دارد. و آن نقطه من هستم .

« جا دارد به چند جمله از پروفسور، الکساندر پاپادو پولو ، استاد دانشگاه سوربن پاریس و صاحب نظر بزرگ در زیبا شناسی و هنر اسلامی که در مقدمه کتابش به نام معماری اسلامی ، آورده است اشاره ای  شود . « در بناهای اسلامی ، بیشتر معرق کاری ، کاشی کاریها ، نقاشی های دیواری ، تزیینات تجریدی و کتیبه ها ،  ستایش همگان را برانگیخته است .... آنچه در بررسی معماری اسلامی اولویت دارد ، عبارت است از : شکلهای بزرگ و نسبتهای آنها ، تعادل حجمها ، رابطه زیبا شناختی عمومی تزیینات با این عوامل و معنای نمادین اسلامی آنها و بالاخره راز و رمزهای هندسی معماران » 2

 

2- همان منبع ، صفحه 378

 

 

نمونه هایی از معماری ذکر

ابنیه و آثار طراحی و اجراشده توسط آستان قدس رضوی به ویژه در مشهد مقدس و اطراف حرم مطهر ، یکی از جلوه های گویای معماری ذکر است . شاید برای برخی ، این شبهه پیش آید ، که آنجا حرم امام معصوم (علیه السلام ) است و باید سمبل معماری ذکر باشد و لزومی ندارد که سایر اماکن عمومی و خصوصی مانند مدارس و دانشگاهها ، پارکها و ورزشگاهها و منازل مسکونی مردم و... چنین جلوه ای داشته باشد.در پاسخ باید یادآوری نمود که : عالم            « حَرَمُ الله ، بیتُ الله و محضر خداوند تبارک و تعالی» است.

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست       عاشقم بر همه عالم که همه عالم  از  اوست

مولای متقیان حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: « ان الدنیا ... مسجد احباءالله و مصلی ملائکه الله و مهبط وحی الله و متجر اولیاءالله » ( نهج البلاغه ، حکت 131)

همانا دنیا ، مسجد دوستان خدا ، مصلی فرشتگان الهی ، فرودگاه وحی خداوند و جایگاه تجارت دوستان خداست.

نمونه قابل توجه دیگر ، شیوه طراحی و مکان یابی استقرار حسینیه ها بوده است.نخست آنکه در طراحی حسینیه ها ، محراب وجود نداشته و محلی فقط برای برگزاری مراسم روضه خوانی و عزا داری محسوب می شده، تا همه افراد ، در هر وضعیتی بتوانند شرکت نمایند و مراسمی مانند قمه زنی ،  درآنجا انجام می گرفته است . محل استقرار حسینیه ها مرکز عبور و مرور مردم ، در کوچه ها و میدانهای شهرها و روستاها تعیین و اجرا می شده و فقط برای چند روزی در سال روی آن را پوش کشیده و ساعاتی از شبانه روز ، برای برگزاری مراسم مسدود می شده است. در بقیه ایام سال مردم از حسینه ها عبور می کرده و اثر روانی معنوی بسیار خوبی برای عابرین داشته است. معمولاً مردم صبحگاهان که عازم محل کار یا تأمین مایحتاج خود می شده اند ، با توجه به عبور از حسینیه ها ، اکثراً وضو گرفته و ذکر گویان از آنجا می گذشته اند . نمونه این نوع معماری در بافت تاریخی شهرهای استان یزد فراوان به چشم می خورد . حتی میادین اصلی شهر ، مانند میدان امیر چخماق یزد که مرکز داد و ستد و تجارت به حساب می آمده ،  حسینیه بوده است.

نمونه دیگر معماری ذکر ، منطقه سرایان فردوس ، معروف به شهر محرابها و گنبد ها ،       می باشد. 

لازم به یادآوری است که بر اساس موضوع این مقاله ، بررسی مزیتهای دیگر معماری گذشته مانند، استفاده از مصالح بومی هر منطقه و استحکام آن بعد از قرنها و شیوه گرمایش و سرمایش آن بدون استفاده از انرژی های فسیلی امروزی وصرف هزینه های اندک و ... مورد نظر نیست .

معماری غفلت

 معماری غفلت ، معماری بی نام ونشان از جلال و جمال الهی ، بریده از فرهنگ معنوی و فطرت خداجوی انسانی و ناهماهنگ با نظام معماری عالم هستی است.سبک معماری غالب امروزی و تقلیدی از غرب ، بدون توجه به فرهنگ دینی و ملی مردم ، با طراحی و اجرای ساختمانهای چندین طبقه مشرف به منازل مسکونی  و از  درون  و  بیرون  به  صورت          ( OPEN) برون گرا و  مشرف به اماکن متبرکه در مشاهد مشرفه ، بنای پاساژها و مجتمع های تجاری معروف به ستاره و... به جای بازارهای اسلامی ، ورزشگاهها  ، دانشگاهها ، هتلها ، رستورانها ، خیابانها ، میادین ، پارکها ، مراکز تفریحی و گردشگری ، سینماها و تماشاخانه ها با تصاویر اکثراً مستهجن سردر آنها و.... به دور از هر نماد الهی و اسلامی ، نمونه هایی از معماری غفلت است ، که نه تنها اثری از یاد خداوند ، از درو دیوار و فضای آنها پیدا نیست ، بلکه سراسر غفلت از یاد خدا و دوری از معنویت را به جامعه تزریق می نماید .این نوع معماری (OPEN) و بدون حجاب ، فرهنگ باز و به اصطلاح(OPEN) می طلبد ، که متاسفانه آن را هم به ارمغان آورده است.

به نظر می رسد ، بخشی از بد حجابی و بی حجابی ، بی بند و باری و بعضاً فساد و افسار گسیختگی و کمرنگ شدن حجب و حیا و عفاف و اخلاق ، در ابعاد گوناگون رفتاری جوامع بشری ، نتیجه معماری غفلت باشد.

معماری شیطان پرستی

استفاده از نمادهای شیطان پرستی ، در ساخت و سازهای جدید ، باعث به وجود آمدن سبک جدیدی از معماری به نام ، معماری شیطان پرستی ،شده است . طراحی و ساخت ابنیه گوناگون ، مانند ،  مجتمع های مسکونی ، تجاری ، اداری ، آموزشی ، مذهبی ، ورزشی ، تفریحی- رفاهی ، هتلها ، پارکها ، میادین و ... به شکل ستاره پنج شاخه ، نظیر ،  پنتاگون  ساختمان وزارت جنگ آمریکا و به شکل هرم و استفاده از ستونها به تعداد اعداد مقدس شیطان پرستان مانند ، 9 ، 13 ، 33 ، 333 ، 666 و... با سر ستون یک چشم در میان مثلث و حیوانات درنده وحشی و با تزیینات اشکال شطرنجی ، پرچم های اسرائیل و آمریکا ، گونیا وپرگار ، مثلث های در هم تنیده و سایر نمادها ی شیطانی ، از ویژگیهای این نوع معماری می باشد.

برای تبیین بهتر موضوع معماری شیطان پرستی ، اشاره به بخشهایی از مقاله آقای حسن ابراهیمی کوشالی در اینترنت با عنوان « آیا می دانید معماری شیطان پرستان در سرزمین های اسلامی بیداد می کند ؟» ما را تا حدودی با این واقعیت بسیار تلخ آشنا می کند.

- با این مقدمه،هیچ پرسیده اید، که چرا و از کجا طی هشت و نه سال اخیر و به بهانه ساخت و سازهای مدرن ، بخش عمده ای از مراکز تجاری و اداری شهرهای بزرگ وکوچک ، شکل هرمی به خود گرفته اند؟

- چرا اماکن مذهبی در سایه و تحت این اماکن تجاری فرو غلتیده ودر انزوا رفته اند ؟

- حجم های هرمی ، ستاره شش گوشه یا پنج گوشه ، چشمی در میان یک مثلث ، در زمره قوی ترین علامات شیطانپرستی هستند ، که در کنار بسیاری از اعمال ومناسک ماسونی     ( فراماسونری) در شیطان پرستی ، جاذب نیروهای شرور شیطانی و غلبه آنها بر حالات و احوال مردم می شوند.

- دو برج شیطانی در دست ساخت مشرف به صحن بزرگ مسجد الحرام ، تنها نمونه ای از این واقعیت اند .

- در سال 2012 که از دیدگاه فرقه های شیطانی ، شروع « نظم نوین دنیوی» است ، ساختمان - « ابراج البیت» به پایان می رسد و کعبه در سایه نمادهای شیطانی قرار خواهد گرفت.- باید پرسید چرا این برجها را مشرف بر اماکن مذهبی مسلمانان ساخته اند؟ چرا مشرف به مسجد الحرام؟ چرا مشرف به مشهد امام رضا (علیه السلام)؟ چرا بر فراز شهر زیارتی شیراز؟ چرا مشرف به مصلای بزرگ تهران؟ چرا بر بلندای حرم امام خمینی (ره)؟ چرا مشرف به مسجد جامع ارومیه؟ و صدها چرای بی پایان دیگر و....»

گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار

« از علایم ونمادهای شیطان پرستی می توان به پنتاگرام (ستاره پنج پر وارونه) ، دست شیطان ، علامت 666( ابجد شیطان ) ، نماد صلیب شکسته ، نماد چشم ، صلیب وارونه ، نماد هرج ومرج و تصاویر و صورتک های و ماسک های مختلف مانند ماسک های حیوانات درنده و شاخدار و.... نام برد.» 1

معماری در آینه کلام الهی

شاید بتوان ، وصف دو نوع معماری فوق را با توجه به انگیزه اولیه بنیانگذاران غربی سبک معماری مدرن و برونگرا ، با استفاده از این آیات کلام ا... مجید بهتر تشریح نماییم . « اَفمن اَسسَ بنیانهُ علی تقوی مِنَ اللهِ و رضوانِ خیرً اَم مَن اَسسَ بنیانهُ علی شَفاجُرُفٍ هارٍ فانهارَ بهِ فی نارِ جهنمَ واللهُ لا یهدی القومَ الضالمینَ . * لایَزالُ بنیانهمُ الذی بنواریبَهٌ فی قُلُوبِهِم الا أَن َتقَطَعَ قُلُوبُهُم واللهُ علیمً حکیمً» (آیه 109 و 110 سوره مبارکه توبه )    

« آیا آنکه بنای خویش به پرهیزگاری و تقوای الهی و رضای او بنا نهاده بهتر است  یا آنکس که بنای خویش بر لب پرتگاه بنا نموده که ناگهان در آتش دوزخ فرو ریزد .خداوند گروه ستمکاران  را هدایت نمی کند .* بنیانی که آنها ساخته اند همواره مایه اضطراب   دلهایشان

 

1-        طباطبایی بافقی ، سید محمدتقی، شبیخون فرهنگی ، نشر مفاخر ، 1388 ، ص 193

 

است تا وقتی که دلهایشان پاره پاره شود . خداوند دانای حکیم است.»

پرهیزگاری و جلب رضای خدا یعنی هماهنگی با واقعیات عالم هستی و همگامی با جهان آفرینش و نوامیس آن بدون شک عامل بقاء و ثبات و انحراف از این مسیر عامل انحطاط و فرو پاشی است.

معمولاً هر از چند گاهی شاهد تخریب برجهای عظیم و آسمان خراشهای چندین طبقه امروزی به دلایل مختلف می باشیم ، که بدون اعتراض جدی فرد یا گروهی و به سهولت انجام  می گیرد. ولی در مورد ابنیه تاریخی و اسلامی به هیچ وجه چنین عمل نمی شود و بعضاً مسیر خیابانی به خاطر آنها تغییر می یابد یا خیابان جدیدی به منظور در معرض دید قرار گرفتن آنها ، ایجاد می شود . البته  ناگفته نماند ، در گذشته های نه چندان دور به علت غفلت برخی افراد ، تخریبهایی در بافت تاریخی شهرها ومناطق انجام گردید که هرگز از روی علم وآگاهی نبود و حسرت آنان را نیز به همراه داشت.

هنر چون نپیوست با کردگار                                   شکست اندر آورد و بر بست کار

وظیفه نسل امروز

 بر موحدین و مؤمنین عموماً و مسئولین ، کارشناسان و دفاتر فنی خصوصاً ، فرض است ، که در هر سازه و فرآورده مادی و معنوی عمومی و خصوصی مانند ، برنامه ریزیهای شهری و روستایی ، طرحهای هادی و جامع ، مجتمع های مسکونی و اداری ، آموزشی ، تجاری ، نظامی ، ورزشی ، مذهبی ، تفریحی ، رفاهی ، گردشگری و...که بنا می کنند و حاصل  اندیشه و تلاش آنهاست ، در نخستین قدم به فکر تجلی رخ زیبای یار درآن  باشند و اساساً مگر ممکن است که عاشق دلباخته ای ، آثار و  جلوه هایی از معشوق داشته باشد و در معرض تماشای دل و دیده خود قرار ندهد؟  مهمتر اینکه ما به درستی مدعی هستیم ، خداوند عالم ، کمال مطلق ، فیض محض ، منبع همه زیباییها و سرچشمه همه فیوضات ، آن هم فیض علی الدوام است . بنابراین ما به خدا عشق نمی ورزیم بلکه او ذاتی لایتناهی است که معبودماست و ما مفتخر به پرستش عاشقانه او هستیم . پس باید همگام و هماهنگ با نظام معماری عالم هستی  و فطرت خدا جوی انسانی ، « عصر تجدید حیات معماری اسلامی»  بر اساس شرایط زمان ومکان و تکنولوژیها و فناوریهای نوین امروزی را بنیانگذاری نماییم ، که تقلید صرف از گذشتگان ، نفی تجربه از سوی بانیان آثار و نفی دانش از دانش آموختگان امروز است.

باید در هر منزل ، مجتمع مسکونی ، و سازه ای که بنا می کنیم علاوه بر جلوه های معماری اسلامی در جای جای آن ، اتاق یا فضای معینی را به مصلی اختصاص دهیم . همانگونه که هر خانه ای ، هال ، پذیرایی ، اتاق خواب و... دارد ، مکان معینی به تأسی از حضرات معصومین         (علیهم السلام) که « ساسه العباد » می باشند ، به نمازخانه اختصاص یابد و طراحی ویژه و متناسب خود را داشته باشد.

اگر ما به درستی معتقدیم که « هو مولانا » او مولای ماست و خدا محوری و یاد خدا ، تنها ترنم غالب عالم هستی و هر جماد و نبات و جانداری است ، باید تطبیق نظام اعتقادی ما ،  توحید و یگانه پرستی ، با نظام رفتاری و عملی ما ، در ابعاد گوناگون زندگی فردی و اجتماعی و مادی و معنوی ، قابل مشاهده باشد .باید در هر بنای اسلامی ، کتیبه هایی با مضامین آیات و روایات و اشعار مناسب با کاربری آن ابنیه مانند ، دعای مطالعه ، برای کتابخانه ، دعاهای ویژه وضو برای وضوخانه ها ، دعاهای ویژه سفر برای ترمینالهای مسافربری و ....تعبیه نمود.در این زمان که عصر ولایت و امامت حضرت صاحب الامر والزمان ، بقیه الله الاعظم ( عج) می باشد ، بجاست که ، کتیبه ها ، گچ بریها و سایر آثار هنری به نام مبارک ، آن یگانه دوران ، بیش از پیش مزین گردد.

بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمی شود                  داغ   تو   دارد   این  دلم ،  جای  دگر  نمی شود

خمر  من  و  خمار  من  ،  باغ  من  و  بها ر من                  خواب  من   و قرار  من  ،  بی  تو به سر نمی شود

                                                                                                                               ( مولانا)

بدیهی است جامعه ، با معماری ذکر به تنهایی اسلامی نخواهد شد و فرهنگ و عمل اسلامی باید ایجاد شود . ولی به این بهانه نمی توان از موضوع مهم معماری ذکر با محوریت اصل وحدت غافل ماند که آن هم در حد خود مفید و مؤثر خواهد بود که :

یکی هست و نیست جز او                                   وحده لا اله الا هو

 

                                                                                                          محمد رضا خادمی- دانشگاه آزاد اسلامی بهاباد     

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه :

با توجه به اهمیت و نتایج ارزشمند معماری ذکر ، در ارتقاء سطح فرهنگ ، معنویت و اخلاق فردی واجتماعی جوامع بشری و سالم سازی روابط انسانی ، اهتمام جدی به احیای سبک معماری اسلامی ایرانی ، از وظایف خطیر و اصلی مسئولین و آحاد مردم ، به ویژه مسئولین  و کارشناسان ذیربط می باشد. و این مسئولیت ، زمانی اهمیت و اعتبار افزونتری می یابد که دشمنان قسم خورده پیدا و پنهان اسلام ناب محمدی (ص) و قرآن کریم ، بر شدت برنامه ریزی و فعالیتهای خود ، برای اجرای مقاصد شیطانی افزوده و طمعکارانه و ظالمانه ، بنیان واساس ادیان الهی و زوایای گوناگون جوامع اسلامی را آماج تهاجم بی رحمانه ، زهرآگین و مسموم خود قرار داده و می دهند . و به هدفی جز حذف کامل توحید و یگانه پرستی و مظاهر آن بنسده نخواهند کرد .که نمونه آن را در هتک حرمت وقیحانه به کتاب مقدس مسلمانان ، معجزه باقیه پیامبر اعظم اسلام (ص) ، قرآن کریم ، توسط جنایتکاران آمریکایی ، شاهد بودیم.

نتایج تمدن ذکر:

تقوا ، آرامش و اطمینان قلبی - اعتماد ، اتحاد و همبستگی - تحول ، توسعه و تعالی - عمران ، سازندگی و آبادانی - همت ، تلاش و سختکوشی - ایثار ، گذشت و فداکاری - صفا ، صمیمیت و یکرنگی - راستی ، درستی و پاکی - برادری ، برابری و یکرنگی - نظم ، انضباط ووجدان کاری - امنیت ، رفاه و برخورداری - عدالت ، مهرورزی و همکاری - نظافت ، بهداشت و پاکیزگی - سلامت فکری ، جسمی و روانی - مروت ، مدارا و مهربانی سرسبزی ، خرمی و شادابی حاکمیت اخلاق ، معنویت و خداپرستی استقلال ، آزادای و نظام اسلامی و خلاصه نزول رحمت ، برکت ، مغفرت و جلب رضایت الهی  و آسایش دو گیتی خواهد بود.

ویدخلهم جنات تجری من تحتها  الانهار خالدین فیها رضی الله عنهم و رضوا عنه.( آیه 22 سوره مبارکه مجادله )

نتایج تجدد غفلت :

بیماریهای جسمی ، روانی و عصبی مفاسد سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی اعتیاد به مواد مخدر ، قمار و مشروبات الکلی پوچی ، سرخوردگی و خودکشی قتل،خشونت و ناامنی- طلاق ، جدایی و اختلافات خانوادگی- جنگ ، درگیری و خشونت طلبی- اختلاف ،            بی اعتمادی و چند دستگی منفعت طلبی ، تمایلات جنسی و لذت گرایی- تبعیض ، نفاق و بی عدالتی- قساوت ، بی رحمی ودرندگی حاکمیت زر ، زور و تزویر- ترس ، دلهره و خودکم بینی- بیکاری ، بیگاری و بی عاری تقلید ، تحقیر و از خود بیگانگی خودمحوری ، بداخلاقی و شیطان پرستی و وابستگی ، استعمار ، استثمار ، استبداد و حاکمیت نظامهای الحادی و استکباری و خلاصه نزول بلا و نقمت و غضب الهی و گرفتاری و عذاب دنیوی و اخروی خواهد بود.

اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون ( آیه 39 سوره مبارکه بقره)

پس عقل سلیم حکم می کند ، همگان دست به دست هم داده و با استعانت از ذات اقدس الهی ، برای تحقق و حاکمیت تمدن ذکر، بیش از گذشته تلاش نموده و زمینه را برای ظهور منجی عالم بشریت ، حضرت بقیه الله الاعظم (عج)، فراهم نماییم.ان شاء الله تعالی
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 12:15  توسط محمد رضا خادمی  | 

مسکن اسلامی ایرانی

مکاتب فکری و عقیدتی گوناگون دارای سبک معماری خاص خود هستند. «استاد پیرنیا معماری اسلامی را بر پایه های مردم واری، خود بسندگی، پرهیز از بیهودگی، بهره گیری از درون گرایی و نیارش استوار می دانست.»

این اصول به زعم مرحوم پیرنیا، ملاک اسلامی بودن هنر به شمار می رود و به تبع تخصص خود، کاربرد آن ها را بیشتر در بخش معماری مورد توجه قرار داده است. منظور وی از مردم واری یا مردم داری همان رعایت مقیاس های انسانی به شکل مطلوب و براساس رفع نیازهای انسانی است. خودبسندگی، به مفهوم حداکثر استفاده از امکاناتِ در دسترس و مصالح «بوم آورد» است. پرهیز از بیهودگی، به معنای دوری از افزوده های غیرضروری و درونگرایی که بیش از اصول دیگر، تأثیرات مذهب را نمایان می سازد و نیارش که به دانش ایستایی، فن ساختمان و ساختمایه (مصالح شناسی) گفته می شود.

 این ویژگی ها به صورت کامل نشان می دهد در جامعه اسلامی بناها با فرض اصولی متقن و مبتنی بر یک جهان بینی معنوی، فرم و صورت خویش را می آراستند.

 

 

تأکید قرآن بر این که خانه محل سکونت است:

 والله جَعَلَ َلکُم مِن بُیُوتِکُم سَکَنا : و خداوند برای سکونت و آرامش شما منزل هایتان را قرار داد (نحل:80). باید به ابعاد مادی و معنوی آرامش به عنوان ضرورت مسکن مطلوب توجه داشت.

نکته قابل توجه این که، جهانیان انتظار دارند در نظام اسلامی تجلی فرهنگ و عقاید اسلامی را در فرآورده های فکری و کالبدی این مرز و بوم مشاهده کنند. یکی از برجسته ترین این تولیدات و دستاوردها، معماری و شهرسازی و از جمله مهمترین جزء آن، مسکن اسلامی ایرانی می باشد؛ ولی متأسفانه تقلید از الگوهای بیگانه به مرور هویت جامعه را دگرگون ساخته و به اصول فرهنگی جامعه لطمه وارد نموده است. نتیجه معماری open  فرهنگ open می باشد که یکی از مشکلات اساسی جامعه امروز ماست.

 

 

در این مجال به برخی از اصول و معیارهای بنیادین مسکن اسلامی ایرانی اشاره نموده تا طراحان و معماران بر اساس این مبانی، الگوی مسکن اسلامی ایرانی در دو بخش شهری و روستایی را طراحی و مسئولان و مردم اجرا نمایند:

معیارها و ویژگی های مسکن اسلامی ایرانی:

1. طراحی مسکن متناسب با معماری جهان هستی و محوریت نقطه وحدت حداقل در برخی از اجزای مسکن مانند: طاق، ایوان، در و پنجره و... به صورت محرابی و هلالی

2. طراحی مسکن متناسب با شرایط زمان، مکان و فن آوری و سازگار با روحیات انسانی و الهام از الگوی پایدار معماری طبیعی

3. طراحی مسکن بومی هر فرهنگ با ملحوظ داشتن شرایط اقلیمی و محیطی و بهره گیری از مصالح بومی که کمترین آسیب را به محیط زیست وارد نماید. (همزیستی با طبیعت)

4. طراحی مسکن به گونه ای که نیاز به تنظیم کننده های مصنوعی برای تنظیم شرایط گرمایشی و سرمایشی و نور و ... را به حداقل کاهش داده و استفاده از انرژی های تجدیدپذیر را ممکن سازد.

5. طراحی مسکن با حیاط هایی که آب، گیاه، نور طبیعی، جریان هوا و ...را در خویش داشته و ارتباط انسان با آسمان، ماه، ستاره و خورشید را برقرار نماید.

6. طراحی مسکن با حفظ تعادل فضای باز و ساختمان، انتخاب کاربری، محل استقرار مناسب، تعادل محیط مصنوع و طبیعت، تعادل در الگوی مصرف

7. طراحی مسکن با حفظ زیبایی و نماسازی مناسب و هماهنگ در چهار طرف ساختمان و تناسب مصالح و رنگ های به کار گرفته شده با توجه به روانشناسی رنگ ها

8. طراحی مسکن بر اساس سادگی و ممانعت از تفاخر و قطب بندی بر اساس ثروت

9. طراحی مسکن بر اساس تقویت وحدت و همبستگی جامعه و اجتناب از همشکلی با بیگانگان و توجه همزمان و متوازن به انسان، محیط طبیعی و محیط مصنوع (البته استفاده مطلوب از تجربیات سایر ملل پسندیده است مشروط بر این که به هویت دینی و ملی خدشه وارد نکرده و با معیارهای برآمده از فرهنگ بومی ارزیابی و انتخاب شده باشد.)

10. طراحی مسکن بر اساس درون گرایی، حجب و حیا و رعایت سلسله مراتب ارتباط قلمروهای مختلف محیط زندگی از عمومی تا خصوصی (عمومی. نیمه عمومی. خصوصی. نیمه خصوصی) و پرهیز از معماری open

11. طراحی مسکن با تقدم معنا بر قالب و فرم

12. طراحی مسکن در جهت قبله " و جعلوا بیوتکم قبله " خانه هایتان را رو به قبله بسازید. (قرآن کریم)

13. طراحی مسکن بر اساس تقویت روابط خانوادگی، فامیلی و همسایگی

14. طراحی مسکن بر اساس تأمین امنیت فیزیکی، روانی، فرهنگی، اخلاقی، فکری و...وحفظ حریم خانه

15. طراحی مسکن بر اساس ارتفاع مناسب (7 زراع، زیرا فراتر از آن جایگاه شیاطین است) و عدم اشراف خانه ها بر یکدیگر و رعایت همسان سازی (کافی، ج 6، ص529)

16. ریختن خون ذبیحه و اندکی تربت امام حسین (ع) در چهار گوشه فونداسیون ساختمان و پس از ساخت نیز ذبح گوسفند و توزیع گوشت آن بین تهیدستان و ولیمه به نزدیکان (مکارم الاخلاق،ص127)

۱۷. استمرار نام و یاد خدا و سایر اذکار در تمامی مراحل طراحی و اجرا و نفرین دشمنان دین در مواقع بروز مشکل به تبعیت از سنت معماران و بنایان با تجربه

۱۸. تعیین مکانی به عنوان مصلی برای عبادت و تفکر در مکانی آرام

1۹. تعیین مکانی به عنوان کتابخانه، مطالعه و درس خواندن

۲۰. تعبیه کتیبه ها با آیات قرآنی، احادیث و اشعار مناسب برسر در و دیوارخانه ها و تزیین سردر خانه با ترکیب زیبایی از کاشی های فیروزه ای، سبز و...

۲۱. تقوی در تصرف و کاربری زمین، ساخت و ساز، تأمین مصالح و روابط اجتماعی

۲۲. استفاده از شیشه های رنگی در درها و پنجره ها (ترکیب نورهای گوناگون مانع ورود حشرات به ساختمان می شود.)

۲۳. نوشتن آیه الکرسی در ارتفاع 5 متری دیوارها

2۴. اختصاص مکانی به عنوان کارگاه برای مشاغل خانگی

2۵. جدا بودن اطاق پذیرایی از قلمرو زندگی خانواده

۲۶. تعریف قلمروهای زندگی والدین و فرزندان و زندگی پسران و دختران در اوقات معین (58 و 59 نور)

2۷. جدایی فضاهای بهداشتی مانند حمام و دستشویی از ساختمان اصلی (رطوبت باعث تولید و تکثیر بسیاری از میکروب ها می شود.)

۲۸. طراحی سیستم بازیافت آب مصرفی آشپزخانه برای باغچه ها و...

2۹. اختصاص دو چاه برای جداسازی آب دستشویی و آشپزخانه

۳۰. جداسازی دستشویی و حمام

۳۱. طراحی و اجرای ورودی مسکن مانند «هشتی» به نحوی که مرز میان خلوت و جلوت یا حریم و فضای خارج از خانه را شکل دهد.

3۲. عدم استفاده از شیشه های رفلکس در طبقات در معرض دید دیگران

۳۳. استحکام و مقاوم سازی (جامع الصغیر، ج1، ص284)

۳۴. احداث زیر زمین (در اقلیم های مناسب مثلاً: گرم و خشک)

۳۵. ایجاد سایه برای پوشانیدن نمای ساختمان ها، درها، پنجره ها و اطاق ها با روش های گوناگون مانند: ایوان، سایبان و تابش بند

۳۶. قیمت مناسب تمام شده

۳۷. احداث پارکینگ به منظور جلوگیری از مزاحمت وسایل نقلیه برای همسایگان و ...

3۸. برکت خانه به واقع بودن در منطقه مناسب، محوطه وسیع و همسایگان همراه و خوب است. (مکارم الاخلاق، ص 125-126)

۳۹. شومی خانه در آن است که حیاطش کوچک، همسایگانش بد و عیب هایش بسیار باشد. (معانی الاخبار، ص152)

۴۰. خداوند را سزاست هر خانه ای که در آن نافرمانیش کنند خراب کنند تا خورشید بر آن بتابد و از  پلیدی معنوی پاکش کند. (پس معصیت خدا موجب ویرانی خانه می شود.) (مفاتیح الحیاه، ص 175)

4۱. مسکن روستایی نیز شرایط خاص خود را دارد علاوه بر رعایت اصول و معیارهای کلی، تعیین مکانهایی برای نگهداری دام های خانگی، انبار علوفه و خوراک دام، باغچه، کارگاه مشاغل خانگی و تولید لبنیات و ...

یادآوری:

در خانه های با وسعت کم می توان برخی از فضاها را دو منظوره یا چند منظوره در نظر گرفت. مانند مصلی وکتابخانه. والسلام.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 12:10  توسط محمد رضا خادمی  | 

بهاباد و الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت

جامعه اسلامی بر اساس جامعیت دین مبین اسلام ، الگوی پیشرفت خاص خود را دارد . الگویی که بر محور توحید و مدار انسان کامل شکل می گیرد. انسان کامل، انسان توسعه یافته ای است که به مقام عبد صالح دست یافته و توانمند در ایجاد جامعه صالح و مدینه فاضله است . جامعه ای دانش بنیان و علم محور که هنر هر دو زندگی زیستی و معنوی را داشته و تجلی گاه و مظهر تفکر عرفانی و اسلامی و بیانگر نوع نگرش مردم آن است .

الگویی که مظهر و مفسر اسماءا... نظیر علیم ، حلیم ، حکیم ، رحیم ، کریم ، امین ، جمیل، طبیب، غنی ، خبیر ، بصیر ، رفیع ، شدید ، بدیع ، هادی ، واسع ، فاخر ، سالم ، کامل ، نافع ، عادل، قادر، غالب ، حافظ ، خالق ، رازق ، منعم ، مطعم ، مفرج ، مقتدر و ... است.

خوش میدهد نشان جلال و جمال یار                                خوش می کند حکایت عز و وقار دوست

مدل هماهنگ و همگام با واقعیات جهان آفرینش و نوامیس آن که بنیان آن بر اساس تقوی و رضایت الهی نهاده شده است . « اسس بنیانه علی تقوی».

سعدیا گر بکند سیل فنا خانه عمر                                    دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست

جامعه ای که حیات آن به علم است، « العلم حیاه». حیات واقعی و باقی ، که حیات معرفتی است. جامعه ای زنده به علم ، پژوهش و تحقیق، که حیات طیبه است.

جامعه ای مستقل ، آباد ، خودکفا و خودگردان  مبتنی بر مشارکت و توانمندی جامعه محلی که محصولات و فرآورده های آن طیب و پاک است و سلامت جسمی و روانی انسان ها و سایر موجودات زنده و محیط زیست را به خطر نمی اندازد . جامعه ای توسعه یافته همراه با افزایش ظرفیت های تولیدی اعم از ظرفیت های انسانی ، فیزیکی و اجتماعی که توان بهره برداری اصولی از منابع موجود به صورت مستمر و پویا را داشته و هر روز نو آوری جدیدی  خواهد داشت.  توسعه ای همراه با تحول در انفس که زیر بنای سایر تحولات است. توسعه ای که منجر به بهبود زندگی مادی و معنوی، افزایش ثروت و رفاه عمومی و ایجاد اشتغال در راستای عدالت اجتماعی و اقتصاد سبز است .

بنا بر فرمایش مقام معظم رهبری الگوی اسلامی- ایرانی باید در عرصه های فکر، علم، زندگی و معنویت ارائه شود. این الگو باید جامعه را به سمت عقلانیت و خردورزی سوق داده و جوشش فکر و اندیشه به حقیقتی نمایان تبدیل شود. هم چنین نوآوری و حرکت پرشتاب استقلال علمی با قوت بیشتری ادامه یافته و راه های پیشرفت دانش محور جامعه تبیین گردد. در عرصه زندگی توجه به خطوط اصلی عدالت، امنیت، رفاه، آزادی، حکومت، استقلال و عزت ملی ضروری است؛ و نهایتاً  معنویت باید روح پیشرفت واقعی همه این عرصه ها باشد.

 بر اساس تأکید مقام معظم رهبری که « طراحی الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت متعلق به اشخاص و مقامات و بنده نیست، این کار همه است و همه مسئولیت داریم »، پیشنهاد می شود:

1)     کارگاه های هم اندیشی با مدیران و کارشناسان جامعه المصطفی (ص) با قوت ادامه یابد. زیرا به نظر بسیاری از صاحب نظران طرح این موضوع در بهاباد و برگزاری اولین کارگاههای الگو در سطح کشور در این منطقه باعث افتخار فراوان است.

2)      علما و خطبا و اساتید و معلمین با مطالعه کافی به تبیین موضوع برای مردم پرداخته تا الگو به گفتمان عمومی و عزم ملی تبدیل گردد.

 

3)    مسئولین و مردم با راهنمایی کارشناسان و طراحان، طرح های مطالعاتی اسلامی- ایرانی در زمینه معماری، شهرسازی و برنامه ریزی شهری، بازار و مغازه،  مسکن و میهمانسرا، مدرسه و دانشگاه، کارگاه و کارخانه، تجارت و اقتصاد، فرهنگ و اجتماع، اخلاق و معنویت و ... را تهیه نموده و برای اجرا پیشنهاد نمایند.

4)     بر اساس هماهنگی های قبلی با مقامات ذیربط ملی، باید تلاش نمود نظام نامه تدوین شده در شهرستان جزء برنامه ششم توسعه جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد.

5)     با توجه به اقدامات انجام شده و اخذ موافقت های اولیه در زمینه انتخاب این شهرستان به عنوان پایلوت اجرای الگو، باید پیگیری های جدی تری را جهت اخذ مجوزها و مصوبات لازم دنبال نمود.

شهرستان بهاباد مفتخر است که با تصویب مدیران امور الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت از حوزه معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور، اولین منطقه پایلوت این الگو باشد.

 اجرای این الگو همراه با اعلام شهر خورشیدی کشور و افتتاح اولین مرکز هم اندیشی نخبگان و شرکت های دانش بنیان، در پی اقدامات موثر و خالصانه مرحوم زنده یاد مهندس حمید قندهاری و دانشگاه آزاد اسلامی با حمایت های مسئولین وقت، حکایت از جهش بزرگ علمی در این منطقه دارد .

جامعه پیشرفته، حاصل اندیشه مدیران توسعه یافته است. بر اساس گفته افلاطون ، « اگر نخبگان و فرهیختگان بر مردم حکومت داشته باشند ، مدینه فاضله شکل می گیرد و اگر اندیشه های کوچک فرصت مدیریت یابند یا مشاوران آن ها ، کوتاه نظران باشند، وسعت حوزه تفکر آدمی  کاهش یافته و انحطاط و عقب ماندگی حاصل می گردد» . اندیشه بزرگ یک روزه حاصل نمی شود بلکه با اعتقاد قلبی به مقام خلیفه اللهی انسان و اتصال به منبع قدرت بی انتهای الهی ، تعلیم و تربیت ، حشر و نشر با بزرگان و چهره های ماندگار علمی و اخلاقی، سفرهای فراوان، مطالعه زندگی بزرگان و نوابغ و ... بدست می آید.   

بهاباد می تواند با اتکال به ذات اقدس الهی  و مدد نخبگان و فرهیختگان خود و نظارت و حمایت مراجع ذیربط ملی، در بنیان گذاری مجدد تمدن اسلامی، مسئولیت خطیر خود را ایفا نماید. انشاءا...

                                                                            

                                                                               محمدرضا خادمی بهابادی 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 12:6  توسط محمد رضا خادمی  |