|
حماسه اقتصادی و گردشگری اسلامی (۲) نجوم و کویر بهاباد : با توجه به تأکید قرآن کریم به تفکر در خلقت آسمان ها و الی السماء کیف رفعت ( غاشیه/ 18) و ستارگان به عنوان زینت آسمان ها إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ (صافات/ 6). نجوم و ستاره شناسی یکی دیگر از موضوعات گردشگری اسلامی است. « و جعلنا الیل و النهار آیتین، ما شب و روز را دو آیت قرار دادیم. فمحونا آیه الیل، پس آیت شب را تاریک کردیم.(اسری/ 12) خداوند می فرماید: شب را مایه آرامش قرار دادیم. اصولاً شب و تاریکی آرامش می آورد ولی ما با نصب چراغ های پرنور در میادین و خیابان ها، شب را مانند روز روشن ساختیم و این برای بشر مضر است. امیدواریم که بشر به جایی برسد که تکنولوژی را با طبیعت استفاده کند... تا حال آلودگی صوتی داشتیم، آلودگی تنفسی داشتیم، حالا آلودگی نوری هم اضافه شده است. آقا از ایتالیا به طبس می آید که در کویر آسمان پر ستاره را ببیند... دست کاری بشر فساد می آورد. » ( تفسیر تربیتی قرآن کریم، محمد رضا شایق، ص 58) بر اساس نظر کارشناسان نجوم، کویر شرقی بهاباد یکی از بکرترین کویرهای ایران محسوب می شود که آلودگی نوری نداشته و یکی از مهم ترین رصد گاه های جهان محسوب می شود. با معرفی این ظرفیت بسیار غنی، می توان صنعت گردشگری ایران، استان یزد و شهرستان بهاباد را رونقی دو چندان بخشید و باعث توسعه ای پایدار و بدون تخریب گردید. « به گزارش یزد فردا، سهراب علیدوستی منجم آماتور عضو نجوم ادیب اصفهان و داور ماراتن مسیه و سرپرست پروژه آلودگی نوری و مدرس نجوم گزارشی از سفر تحقیقاتی خود به بهاباد را در سایت parssky منتشر كرده است كه خلاصه آن در اینجا آمده است: با وجود تخریب گسترده عرصه های طبیعی در ایران، یك منطقه هنوز سالم و بكر باقی مانده است. این منطقه همان پناهگاه حیات وحش نایبندان طبس به همراه كویر شرقی بهاباد است. بهاباد شهری باستانی در 200 كیلومتری شرق شهر یزد واقع شده است. شرح تخصصی این مناطق در این قسمت آورده خواهد شد. 1- منطقه كویر بهاباد و پناهگاه حیات وحش نایبندان از منظر نجومی: منجمان برای رصد ستارگان باید از شهرها فاصله بگیرند و در آسمان تاریك و پر ستاره به مطالعه بپردازند. علت كم ستاره بودن آسمان شهرها، پدیده ایست كه آلودگی نوری نام دارد. لامپ های موجود در معابر و خیابان ها حداقل 20الی50 درصد نور خود را به علت طراحی نامناسب و اشتباه به آسمان می فرستند. وقتی تعداد لامپ های یك منطقه بیش از 10عدد فراتر رود، آن قسمت از نورهایی كه به آسمان می رود، باعث روشن شدن زمینه آسمان می شود و ستارگان كم نور را محو می كنند. هر چه یك شهر بزرگتر و تعداد لامپ های آن بیشتر باشد، آسمان روشن تر است. متاسفانه به دلیل اینكه آلودگی نوری تا ارتفاع زیادی در جو بالا می رود، بنابراین اثر آلودگی نوری را می توان تا كیلومترها مشاهده كرد. مثلا شهر اصفهان تا فاصله 180كیلومتری آلودگی نوری اش دیده می شود و نور تهران را تا فاصله 250كیلومتری می توان دید.
آسمان کاملا بکر و تاریک در دنیا بسیار سخت پیدا می شود. هنوز در برخی از مناطق ایران آسمان کاملا تاریک پیدا می شود. یکی از نقاط کویر بهاباد و نایبندان است. از منظر نجومی منطقه نایبندان و بهاباد در مقیاس بورتل (مقیاسی جهت سنجش تاریکی) دارای رتبه می باشد. در برخی نقاط این کویر هیچ گونه آلودگی نوری وجود ندارد. این منطقه بهترین و تاریک ترین منطقه بررسی شده در پروژه آلودگی نوری تا کنون می باشد. نور گگن شاین در این منطقه به وضوح دیده می شود و حتی در برخی اوقات سیارات مشتری و زهره که همانند ستاره ای پرفروغ دیده می شوند، به علت تاریکی محیط بر روی زمین سایه ایجاد می کنند. دسترسی به چنین مناطقی بسیار دشوار است ولی موقعیت این کویر ممتاز می باشد. در سراسر قاره اروپا هیچ منطقه ای مشابه بهاباد وجود ندارد، بنابراین با کمی تبلیغ می توان منجمان اروپایی را به ایران جذب کرد. » (www.yazdfarda.com) « این منطقه بهترین و تاریک ترین منطقه بررسی شده در پروژه آلودگی نوری تا کنون می باشد. حد قدر آسمان در عمق کویر حدود 5/7بوده که در مقیاس بورتل رتبه 2 را به خود اختصاص داده است. ارتفاع نور منطقة البروجی بیش از 60درجه بوده و کهکشان مثلث با نگاه مستقیم دیده می شود. در سراسر افق هیچ گونه منبع و گنبد نوری وجود ندارد. » www.parssky.com « طبق بررسی سهراب علیدوستی پژوهشگر طرح مکان یابی مکان های تاریک و سرپرست پروژه آلودگی نوری، کویر بهاباد بهترین مکان رصدی ایران محسوب می شود. این منطقه کاملا بکر را می توان با حفاظت پایدار به نسل آینده تحویل داد و از حیات وحش و آسمان تاریکش محافظت نمود. بر این اساس به زودی طوماری از امضاهای منجمان و طبیعت دوستان جمع آوری می شود و برای استانداری یزد، فرمانداری بهاباد، سازمان محیط زیست و مراکز نجوم ارسال می گردد. شهر بهاباد تا فاصله 60 کیلومتری و طبس تا فاصله 110 کیلومتری آلودگی نوری ایجاد می کند که لزوم عدم گسترش آلودگی نوری را میرساند. 2- از منظر طبیعت گردی: دو شهر تاریخی طبس و بهاباد و کویرهای اطراف آن مکان بسیار مناسبی برای جذب گردشگر و کویرنوردان داخلی و خارجی است که مورد بررسی قرار می گیرد. از لحاظ ژئومورفولوژی این کویر خصوصا در شرق و غرب بسیار متنوع است. در شرق کویر نایبند، کوه مرتفع 3002 متری نایبند قرار دارد و کمی آن طرف تر یکی از گرمتر و خشک ترین کویرهای دنیا یعنی لوت قرار گرفته است هم چنین در غرب نایبند پدیده هایی همچو زمین های پلاگون، نمکزارها، تپه های ماسه ای و تپه ماهورها قرار دارد. این کویر همانی است که سون هدین یکصد سال قبل مسیر طبس تا بهاباد را با شتر پیموده است. (خط سیر مارکوپولو)
سیمای منطقه با آنچه امروزه مشاهده می شود تفاوت چشمگیری کرده است. این تفاوت نشانه نابودی تدریجی منطقه است. پدیده های کمیاب زمین شناسی و کانی هایی همچون سیلویت، هالیت، کلسیت، فلوئورین، مالاکیت، ژیپس و... آن را به مکانی جهت کار صحرایی زمین شناسان تبدیل کرده است. این منطقه در صورت مطالعه پتانسیل تبدیل به ژئوپارک را نیز دارد. تورهای کویرنوردی و همچنین بازدید گروههای زمین شناسی نیز می تواند باعث اشتغال زایی شود. 3- از منظر حیات وحش: پناهگاه حیات وحش نایبندان طبس و کویر شرقی بهاباد یکی از بهترین زیستگاه های کویری وحوش محسوب میشود. نایبندان طبس و کویر بهاباد به علت نبود جاده، معادن، دامداران بکر مانده و دسترسی شکارچیان به وحوش را بسیار مشکل کرده است. این پناهگاه به طور مطلق بکرترین منطقه تحت حفاظت محیط زیست ایران است. در نایبندان کویر شرقی بهاباد حیواناتی همچون: یوز پلنگ، قوچ و میش، جبیر، بزکوهی در ارتفاعات: گربه شنی، شاه روباه، روباه معمولی، پرندگان شکاری همچون عقاب، بالابان، کرکس، جغد، هوبره، زاغ بور و در مناطق کوهستانی صعب العبور، پلنگ را می توان مشاهده کرد. این مناطق یکی از بهترین زیستگاه های یوزپلنگ ایرانی محسوب می شود. در حال حاضر بالاترین آمار مشاهده مربوط به این حیوان در همین کویر به ثبت رسیده است. هم چنین این کویر یکی از بهترین نقاط در کشور برای مطالعه و مشاهده کفتار محسوب می شود. در حاشیه کویر و جایی که آب وجود دارد گیاهان کویری مشاهده می شود که برخی از آن ها ارزش دارویی دارند. پناهگاه حیات وحش نایبندان هنوز کاملا بکر است و می توان جلوی تخریب آن را گرفت. می توان به جای معدن با توسعه گردشگری داخلی و خارجی و معرفی پتانسیل های بسیار بالای آن در سطح ایران و جهان نیز اشتغال زایی و توسعه پایدار ایجاد کرد. این مناطق میراثی گرانبها بوده که بایستی آن را به نسل آینده تحویل داد و از حیات وحش و آسمان تاریکش محافظت نمود. » www.yazdfarda.com حمایت معنوی از کویر بهاباد: منابع طبيعي و خداداي موجود در هر كشوري ثروت ملي آن محسوب مي شود. منابعي همچون جنگل، كوير، حيات وحش، آثار تاريخي و آسمان تاريك در صورت تخريب، احياي دوباره آن ها بسيار مشكل و زمان بر و يا غير ممكن است. انقراض يك گونه جانوري و يا گياهي و هم چنين تخريب آثار تاريخي غيرقابل جبران است. متاسفانه در ايران اهميت چنداني به مقوله منابع طبيعي داده نمي شود. اهميت يك معدن كلسيت و يا جاده اي بي اهميت بيشتر از عرصه هاي طبيعي و كمياب است. متأسفانه در سال هاي اخير عبور اتوبان از منطقه پارک ملي گلستان و... احداث معدن در کنار کویر درانجير و... ضربه سنگینی به منابع طبیعی وارد کرده است. با وجود اين تخريب گسترده عرصه هاي طبيعي، يك منطقه هنوز سالم و بكر باقي مانده است. اين منطقه همان پناهگاه حيات وحش نايبندان طبس به همراه كوير شرقي بهاباد است. متأسفانه دو خطر جدی آسمان منطقه را تهدید می کند: 1- افزایش لامپ های متداول و غیر استاندارد در شهرهای طبس و بهاباد که افزایش آلودگی نوری و نابودی آسمان را به دنبال دارد. در کشورهایی همچون ایالت متحده و ایتالیا مناطقی را برای منجمان تحت حفاظت قرار داده و با تصویب قوانینی، از این مناطق برای نسل های آینده محافظت می کنند. 2- اکتشاف و بهره برداری از معادن در منطقه و تخریب خاک و احداث جاده ها، باعث بالا رفتن غبار در آسمان شده و شفافیت آن را می کاهد. اگر معادن فعال شوند راه جبران این خسارت تا حدودی غیر ممکن است. www.parssky.com نتیجه: برای حفظ منابع طبیعی منطقه به ویژه آسمان باید: 1- در سطح شهرستان برج های نور را حذف و یا دست کم اضافه نکرد. 2- لامپ ها به گونه ای طراحی شود که فقط نور آن ها زمین را روشن نماید. 3- ناحیه شرقی بهاباد به عنوان منطقه حفاظت شده برای منجمان در نظر گرفته شده و هیچ گونه آلودگی نوری ایجاد نشود. 4- از سایر منابع طبیعی موجود مانند: حیات وحش و ... با فرهنگ سازی، وضع قوانین و نظارت بیشتر حفاظت شود. 5- با تهیه امکانات رفاهی و اقامتی، تهیه بسته های فرهنگی، تورهای گردشگری و... بستر لازم برای توسعه صنعت گردشگری، فراهم گردد. 6- سازمان ها و ادارت مربوطه مانند: اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با اطلاع رسانی مناسب، ظرفیت های طبیعی و جاذبه های گردشگری منطقه را معرفی نمایند. 7- انجمن های نجوم، نهادهای استانی و ملی ذیربط، دانشگاه ها و کارشناسان و ... با برگزاری کارگاه های آموزشی، همایش های علمی، طرح های پژوهشی، انتشار کتب و مقالات، مسابقات نجوم، ایجاد رصد خانه و... نقش موثر خود را ایفا نمایند.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 12:9  توسط محمد رضا خادمی
|
حماسه اقتصادی و گردشگری اسلامی (۱) آرمان هر انسان مسلمان و مسئول، مشارکت در ایجاد آرمانشهر اسلامی است. جامعه ای که بر پایه یک فلسفه اعتقادی اصیل، تفکری راهبردی و بر اساس ایمان، علم، تجربه و با مطالعات عمیق و فناورانه توسعه یافته باشد. در این جامعه حماسه اقتصادی نیز باید بر مبنای جوهره ی ناب اسلامی و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تحقق یابد. یکی از عرصه های استرتژیک خلق این حماسه، توجه ویژه به صنعت گردشگری آن هم از نوع گردشگری اسلامی است. گردشگری پول سازتر از نفت: « گزارش سازمان جهانی گردشگری حاکی از آن است که شمار گردشگران بین المللی در سال 2012 از مرز یک میلیارد نفر عبور کرد که این رقم نسبت به سال قبل رشد 4 درصدی را نشان می دهد. باید توجه داشت که این میزان رشد در میان بحران اقتصادی جهان محقق شده است. در این سال مجموع گردشگرانی که برای سیاحت و سفر از کشور خود خارج شدند به یک میلیارد و سی و پنج میلیون نفر رسید. در همین راستا کارشناسان به کشورهای بحران زده اقتصادی توصیه کرده اند برای کمک به رونق دوباره اقتصادشان، تقویت صنعت گردشگری را مد نظر قرار دهند. توسعه صنعت گردشگری آثار شگرفی در کاهش نرخ بیکاری، افزایش سطح درآمد ملی، تأمین منابع انرژی و رونق بازار صنایع دستی و ... دارد. در حال حاضر بیش از 49 درصد منابع ارزی کشور مصر و 37 درصد منابع ارزی ترکیه از محل گردشگری تأمین میشود. در حالی که ما در کشورمان در همین حدود منابع نفتی را استخراج و صادر می کنیم. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که استفاده صحیح از پتانسیل های و ظرفیت های گردشگری ایران می تواند سودی معادل دو برابر ذخایر نفتی را به کشور سرازیر کند. » (فرهیختگان، ویژه نامه نوروز 92، دکتر سعید میر ترابی، کارشناس حوزه نفت و استاد دانشگاه) نکته قابل توجه در زمینه صنعت گردشگری در نظام اسلامی فراتر از نگاه اقتصادی نگاه ویژه فرهنگی و عقیدتی به این پدیده می باشد. لذا باید زیر ساخت ها و امکانات متناسب با نوع گردشگری اسلامی فراهم شود. گردشگری اسلامی: عبدالصاحب الشاکری ناشر مجله گردشگری اسلامی در لندن می گوید: « گردشگری اسلامی بر انواع گردشگری مانند: گردشگری خانوادگی که از جهتی پایبند به آموزه های اسلامی باشد و از سوی دیگر با هدف کشف و شناخت آثار به جای مانده از تمدن دور و نزدیک انجام شود، دلالت می کند. » « پایگاه اطلاع رسانی «الاسلام» » درباره صنعت گردشگری اسلامی می نویسد: اسلام گردشگری را با معانی مختلف جلوه داده است. یکی از این معانی سفر به منظور عبادت و ادای رکنی از ارکان دین یعنی فریضه حج است. مفهوم اسلامی گردشگری در بعد دیگر، با دانش و معرفت قرین شده است. بزرگترین کاروان های گردشگری در صدر اسلام برای فراگیری علوم به مناطق مختلف اعزام می شدند، تا حدی که احمد بن علی بن ثابت معروف به خطیب بغدادی (392- 442 ه) کتابی با عنوان « الرحله فی طلب العلم » تألیف کرده و در آن به جمع آوری احادیثی پرداخته که فضیلت سیاحت و گردشگری و نیز گزارشی از سیر و سفرهای صحابه و تابعین را بیان می کند. شاید از مقاصد مهم گردشگری در اسلام دعوت به وحدانیت خدا باشد که توسط پیامبر و صحابه انجام می گرفت و مقصد دیگر دعوت به وحدت کلمه و به صورت خاص دعوت به اتحاد و یکپارچگی فرق و مذاهب اسلامی باشد. پایگاه اطلاع رسانی « موسسه الابرار الاسلامیه » آورده است: عتبات عالیات و مزارهای انبیاء و مساجد تاریخی، ماده خام گردشگری و طبیعت جوشان برخاسته از اعتقادات ملت های اسلامی است و روزانه هزاران مسلمان به قصد زیارت به سمت این اماکن مقدس سفر می کنند.
نوعی دیگر از گردشگری اسلامی گردشگری طبی می باشد. پزشکی اسلامی به خاطر این که سلامت محور است نه بیماری محور دارای اهمیت است. اصولاً پزشکی در اسلام پیشه ای است که تندرستی را نگه دارد و هدفش حفظ سلامتی و پیشگیری از بروز بیماری هاست. پزشکان مسلمان متناسب با شرایط محیطی طبابت می کرده اند و بیشتر به جای معالجه و تجویز دارو، مبتنی بر نوع غذا و آشامیدنی ها بوده است. مهندسی سلامت در طب سنتی اسلامی بر اساس سرشت انسان ها متفاوت است. توسعه پزشکی سنتی اسلامی می تواند باعث جذب گردشگران فراوانی شود که از دارو های شیمیایی به ستوه آمده و روش های درمانی امروزی را ناقص می دانند. گردشگری اسلامی و انرژی های نو سازمان جهانی جهانگردی27 سپتامبر هر سال را به عنوان روز جهانی جهانگردی نامگذاری کرده است. شعار سال 2012 این روز « گردشگری و انرژی های پایدار » بوده است. در ایران نیز روز ششم مهر ماه، روز اول هفته گردشگری با عنوان « انرژی های تجدید پذیر و میراث طبیعی پایدار » با رویکرد بهره برداری از انرژی های نو و ایجاد صنعت سبز و بهره برداری مسئولانه از منابع طبیعی و توجه ویژه به اکوتوریسم، نامگذاری گردید. سازمان جهانی گردشگری از اعضای خود خواسته است که برای افزایش استفاده از انرژی های نو و پاک در صنعت گردشگری تلاش نمایند. بسیاری از کارشناسان معتقدند: افزایش استفاده از انرژی های پاک علاوه بر توسعه پایدار جوامع، سبب رونق صنعت گردشگری می شود. دکتر پرویز کردوانی کویر شناس و بنیان گذار مرکز تحقیقات کویری و بیابانی دانشگاه تهران بر ضرورت استفاده از انرژی های پاک از جمله آفتاب، باد، امواج، ژئوترمال (زمین گرمایی)، زیست توده و... به ویژه برای رونق صنعت گردشگری تأکید دارد. استاد کردوانی معتقد است استفاده از انرژی های پاک در مقاصد گردشگری سبب ترویج فرهنگ استفاده از انرژی های نو می شود . زیرا وقتی گردشگری می بیند که مردم از انرژی های خورشیدی و بادی و .. برای تأمین انرژی استفاده می کنند. به استفاده از این امکانات که زیانی هم برای طبیعت ندارد ترغیب می شود. محمد درویش عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات جنگل و مرتع کشور در مصاحبه با خبرنگار گروه اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان گفت: « طبق مصوبه مجلس دولت موظف است: تا پایان پنجمین سال از برنامه پنجم، 5000 مگاوات انرژی را از طریق انرژی های نو تأمین نماید. این قانون که تا دو سال دیگر اجرایی می شود می تواند چشم انداز امید بخشی باشد برای این که به این نتیجه برسیم که صندوق ذخیره ی ارزی پایدار ایرانیان را در بیابان کلید بزنیم.» ( www.anzalichi.ir) این عضو هیأت علمی دانشگاه در جای دیگری می نویسد: « گفتنی آن که در نشستی که دیروز با پیمان کنعان مدیر سخت کوش دفتر انرژی خورشیدی وزارت نیرو و سانا داشتیم آقای دکتر مهدی فرح پور و همکارانشان در پروژه منارید طرحی بین المللی با هدف تقویت و انسجام سازمانی برای مدیریت جامع منابع طبیعی هم حضور داشتند، مقرر شد برای توانمند سازی جوامع محلی در بهاباد یزد و مقدمات تبدیل این سکونت گاه بیابانی به نخستین شهر خورشیدی ایران طی روزهای دهم الی دوازدهم اردیبهشت ماه سفری به منطقه داشته و چند کارگاه برگزار نماییم. چقدر دوست دارم تا پیش از آنکه از زمین بروم نام عزیز وطنم را به عنوان کشور ممتاز و پیشگام در استحصال انرژی خورشیدی در جهان بشنوم ... چقدر دوست دارم... چقدر... این مسئول گروه اقتصادی اجتماعی تحقیقات بیابان در مقاله ای دیگر می نویسد: « افزون بر آن نگارنده از دهم تا سیزدهم اردیبهشت ماه سال 1391 به همراه یک تیم کارشناسی در استان یزد به سر می برد تا در قالب یک پروژه بین المللی به نام منارید (MENARID) ظرفیت های موجود برای توانمندسازی جوامع محلی شهرستان بهاباد را برای پیشگامی در استحصال انرژی خورشیدی مورد بررسی دقیق قرار دهد. رخدادی که در صورت تحقق می توان آن را انقلابی در تغییر نگرش های راهبردی کشور دانست.» (http:// www.darvish100.blogfa.com) مهندس آرمودلی مدیر عامل سازمان انرژی های نو ایران و رئیس ستاد انرژی های تجدیدپذیر ریاست جمهوری اظهار داشت: « سازمان انرژی های نو ایران (سانا) به عنوان متولی انرژی های نو در کشور فعالیت های وسیعی را در راستای ترویج، توسعه و اشاعه فرهنگ کاربرد انرژی های تجدیدپذیر در ایران آغاز نموده و تاکنون به دستاوردهای مهمی نیز نائل آمده است. وی خاطر نشان کرد: استفاده از انرژی های تجدیدپذیر علاوه بر کاهش اثرات منفی زیست محیطی موجب افزایش اشتغال، درآمد زایی و امنیت انرژی می شود. هم چنین این سازمان با مطالعه و بررسی شرایط جغرافیایی و استعدادها و ظرفیت های هر منطقه امکان استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و ایجاد نیروگاه هایی با استفاده از منبع انرژی غالب در منطقه را مشخص کرده است. مهندس آرمودلی در جلسه ای با حضور مسئولین شهرستان بهاباد علاوه بر امضاء تفاهم نامه همکاری با دانشگاه آزاد اسلامی بهاباد آمادگی سانا و معاونت فناوری ریاست جمهوری برای تحقق ایده شهر خورشیدی نمونه کشور در این شهرستان را اعلام نمود. و از همکاران خود را درخواست نمود که نهایت همکاری با مسئولین استان یزد و شهرستان بهاباد را داشته باشند. هم چنین در جلسه دیگری با حضور مسئولین سانا این شهرستان به عنوان قطب آموزشی انرژی های تجدید پذیر کشور انتخاب گردید. ( www.anzalichi.ir) دکتر فانی پزشک متخصص ایرانی مقیم آلمان و صاحب شرکت مشاوره ای انرژی های نو در آن کشور، با حضور در جلسات مربوط به تأسیس نیروگاه خورشیدی یک مگاواتی در شهرستان بهاباد که در صورت تأسیس بزرگ ترین نیروگاه خورشیدی کشور خواهد بود، اظهار داشت: اروپا اکنون 400 میلیارد یورو در آفریقا برای تولید انرژی خورشیدی و انتقال آن به اروپا سرمایه گذاری کرده است. وی افزود: ما نه به عنوان سرمایه گذار بلکه به عنوان یک شرکت انتقال تکنولوژی های نو و تولید این نوع تکنیک در ایران و برای به روز کردن کشور در سطح کشورهای متمدن دنیا، آمادگی داریم که در پروژه نیروگاه خورشیدی بهاباد سرمایه گذاری نموده تا بتوانیم در این نقطه از ایران که بنا بر مستندات بالاترین نیروی خدادادی خورشید را دارد، یک کار الگویی برای سایر نقاط ارائه نماییم. دکتر افتخاری مدیر شرکت الکترونیک سازان سمنان پس از بازدید از شهر بهاباد و حضور در جلسات فرمانداری، استانداری و سانا در تهران آمادگی خود را برای سرمایه گذاری حداقل 30% در این نیروگاه اعلام نمود. علاوه بر شخصیت های نامبرده شده شخصیت های دیگری مانند: آقایان مهندس کوچک زاده صاحب کارخانه های تولید پنل های خورشیدی در آمریکا، مهندس وزیری هامانه وزیر اسبق نفت، دکتر حجت رئیس هیئت مدیره شهرک صنعتی یزد، مهندس سلطانی شهردار منطقه 9 تهران و... و شرکت هایی مانند شرکت شهید قندی یزد و پرتو یزدان و ... آمادگی جدی خود را برای توسعه انرژی خورشیدی در شهرستان بهاباد اعلام نمودند. ضمناً مدیران و مجریان طرح بین المللی منارید به ویژه دکتر فرح پور عملیات اجرایی خود در زمینه نصب آبگرمکن خورشیدی در بخش آسفیچ را آغاز نموده اند. (تهران، سانا، جلسه 28 / 01 /92) بهاباد و گردشگری اسلامی بهاباد با استفاده از ظرفیت های بالقوه خود می تواند خلأهای موجود در گردشگری اسلامی را شناسایی و با بستر سازی و ارائه الگوهای مناسب، صنعت گردشگری خود را تقویت نماید. یکی از خلأهای شناسایی شده، معماری و شهرسازی اسلامی می باشد. امروز هیچ کدام از مناطق شهری و روستایی کشور دارای میدان و خیابان اسلامی، مغازه و بازار اسلامی، مدرسه و دانشگاه اسلامی، مسکن و میهمانسرای اسلامی، ورزشگاه و پارک اسلامی و ... با سبک معماری عصر جمهوری اسلامی نیستند. اکنون که بخشی از شاخص های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در ابعاد گوناگون در کارگاه های تشکیل شده در این شهرستان تبیین گردیده است، باید مدیران و کارشناسان با طراحی و اجرای مناسب حلقه های مفقوده ی توسعه اسلامی، باعث رونق گردشگری اسلامی شوند. این مأموریتی الهی است که علاوه بر رونق اقتصادی آثار ارزشمند فرهنگی و معنوی و اجر اخروی خواهد داشت. هم چنین بهاباد می تواند در برخی از زمینه های بهداشت و طب اسلامی مانند: داروهای گیاهی و فرآورده های دامی شتر و اثرات شفا بخش آن خود را مطرح نماید. قدیمی ترهای این شهرستان معتقدند کلاه پشم شتر مانع سر درد و کمر بند آن مانع کمر درد و زانو بند آن مانع پا درد می شود. هم چنین بستن نخ پشم شتر به دور شکم بانوی حامله ای که سقط جنین می کند، مانع سقط می شود و ... هم چنین نصب چادرهای مویی برای اسکان گردشگران در حاشیه کویر و تهیه فرآورده های دامی مورد بحث و عرضه غذاها، آجیل ها و محصولات و سوغات محلی و ... و کویر نوردی با شتر، گاهی جذاب تر از هتل های چند ستاره و تجملات آنچنانی می باشد. در زمینه انرژی های تجدید پذیر نیز با تهیه طرح جامع شهر خورشیدی که در سه فاز در حال تهیه می باشد ( فاز اول: فاز آموزشی، آموزش های عمومی تا آموزش عالی- فاز دوم: اجرای سازه های کوچک انرژی خورشیدی- فاز سوم: اجرای سازه های بزرگ انرژی خورشیدی ) و تهیه طرح های اشتغال زایی سایر انرژی های پاک مانند: زیست توده، زمین گرمایی و ... میتوان باعث ترویج و شکوفایی صنعت گردشگری اسلامی گردید.
نکته قابل توجه این که بسیاری از این پروژه ها را می توان با کمک بخش خصوصی و مشارکت های مردمی و در قالب تسهیلات کم بهره اجرا نمود؛ و مهم تر آنکه بازه ی زمانی نسبتاً کوتاهی را خواهد داشت. مثلاً طول دوره احداث یک نیروگاه خورشیدی 1 مگاواتی 6 تا 8 ماه خواهد بود. اینک مردم و مسئولین استان و شهرستان باید بستر و زیر ساخت های لازم توسعه صنعت گردشگری در زمینه های مطرح شده را فراهم نمایند. صنعت گردشگری برای رونق بیشتر به نگاه فرهنگی و اقتصادی ویژه نیاز دارد تا زمینه لازم برای جذب گردشگر را فراهم نماید. در موضوع گردشگری اسلامی فراتر از کمیت درآمدها، کیفیت آن اهمیت دارد. « باید توجه داشت که درآمد حاصل از صنعت گردشگری به واسطه مشارکت بخش خصوصی درآمد رانتی خوانده نمی شود. این درآمد چون در چهارچوب فرآیندهای داخلی اقتصاد تولید می شود آثار زیان بار منتسب به درآمدهای نفتی مانند تورم را به همراه ندارد. » (فرهیختگان، ویژه نامه نوروز 92، دکتر سعید میر ترابی، کارشناس حوزه نفت و استاد دانشگاه) هم چنین متناسب با نوع گردشگری معرفی شده آثار زیان بار فرهنگی به حداقل رسیده و نتیجه آن که گردشگران با جلوه های زیبای هنرهای اسلامی و انرژی های سبز آشنا گردیده و آثار مثبت فرهنگی نیز خواهد داشت.
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت 8:42  توسط محمد رضا خادمی
|
حاکمیت نخبگان در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بسیاری از متفکران سیاسی جهان در عهد باستان و در عهد جدید، حکمت و معرفت را جزیی جدایی ناپذیر از حاکمیت مطلوب دانسته، و نخبگان سیاسی را به علم آموزی، کسب دانش تخصصی و توسعه دانایی محور سوق می دهند. دانش طلبی در یک دور ترکیبی موجب توسعه و تکامل عقلانیت سیاسی شده و با توسعه عقلانیت سیاسی دانش و آگاهی تولید می شود. در این بین برخی از علمای اسلامی معتقدند شاخص حکمت در مدیریت اسلامی که مولود تزکیه و تعلیم می باشد (یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه) با عقلانیت سیاسی در مردم سالاری دینی سازگار است. کسانی که چشم وگوش خود را بر واقعیات بسته و لجاجت و تعصب های بی جای آنان مانع فهم بدیهیات می گردد از دایره نخبگی سیاسی خارج بوده و توان نقش آفرینی مثبت و سازنده در حاکمیت جامعه اسلامی را ندارند. علم مشعل فروزان راه تکامل و پیشرفت است و هر چه ظرفیت علمی مدیران افزایش یابد افق دید آنان را گسترش می دهد و عمل صالح در حکم حرکت با چراغ است که هر چه بیشتر حرکت نمایند افق های دور دست تری را در چشم انداز خود مشاهده می نمایند. در این بین تقوای سیاسی که خود حاصل علم و ایمان است یکی از شاخص های صلاحیت سیاسی مدیران محسوب می گردد. در جامعه ای با این شاخص ها چرخ گفتمان پیشرفت به حرکت در خواهد آمد و حلقه وصل توسعه یافتگی و عقلانیت سیاسی تکمیل می گردد. در این مجال نقد و بررسی نظریات نظریه پردازان اندیشه های آرمانی سیاسی مورد نظر نیست. بلکه هدف آگاهی از اندیشه های متفکران و دانشمندان و کاربرد آن ها در مدیریت جامعه اسلامی است. مدینه فاضله افلاطون: (427-347 ق.م) افلاطون با تألیف اثر جمهوریت و رساله های دیگر شرح مبسوطی از یک جامعه آرمانی را ترسیم نمود. وی عمل سیاست را تنها در خور حکیم می پنداشت و غایت اصلی حکمت را حسن سیاست می شمرد. او حکمت بی سیاست را ناقص و سیاست بدون حکمت را باطل می خواند و با این استدلال که استقرار دولت منوط به فضایل و مکارم اخلاق است مشهورترین ایده ی سیاسی خود را چنین بیان می کرد: «بهترین دولت ها آن است که بهترین مردم حکومت کنند یعنی یا حاکم حکیم باشد و یا حکیم حاکم گردد.» افلاطون برای ایجاد و استقرار عدالت در جامعه نیز بر حضور حکمت در حکومت تأکید داشت. او وظیفه دولت ها را تعلیم و تربیت ملت ها می دانست. افلاطون در فلسفه جمهوریت خود معتقد بود که سیاست یک هنر است و مانند تمامی هنرها کارکرد موفقیت آمیز آن به دانش کارشناسی نیازمند است. وی عالی ترین شکل دولت را دولتی می دانست که در آن، آنها که داناترند حاکمیت داشته باشند. فضیلت های آرمان شهر افلاطون عقل، شجاعت و خویشتن داری می باشد . عقل، خرد و دانایی ویژه طبقه فرمانروا، شجاعت ویژه نظامیان و خویشتنداری ویژه اصناف و توده مردم می باشد. او معتقد بود افراد عادی که از حکومت برخود ناتوانند توانایی مدیریت جامعه را ندارند. به عقیده او بسیاری از مفاسد اجتماعی و عقب ماندگی ها در پرتو حکومت حکیمان بر طرف خواهد گردید. آرمان شهر ابونصر فارابی: (259-339ق) ابونصر فارابی در اوج درخشش فرهنگ اسلامی شهر آرمانی خود را در اثر « اندیشه های اهل مدینه فاضله» مطرح ساخت و جامعه آرمانی بر پایه اندیشه فلسفی و مفاهیم شریعت اسلامی را پی افکند. نظریه مدینه فاضله فارابی نظر به منشأ افلاطونی آن تأثیری یونانی در خود دارد اما پاسخ گوی الهامات فلسفی و عرفانی یک فیلسوف اسلامی است. دریافت فارابی از جامعه کامل جامعه ی بزرگی است که ملت های بسیاری را در برگرفته و چنانچه رهبری آرمانی زمام امور را دست گیرد، مدینه فاضله در محدوده آن تحقق خواهد یافت. ساختار شهر آرمانی وی پژواک ذهن و برداشت عقلانی وی از نظام کائنات است. در شهر آرمانی فارابی خیر افضل (سعادت آدمی و نیکی برین) تنها در جامعه مدنی پیشرفته به دست می آید و پیشرفت محصول تقسیم کار اجتماعی خردمندانه است. فارابی معتقد است اگر سلسله مراتب اجتماعی و سیاسی به حسب شایستگی و صلاحیت علمی و اخلاقی افراد تشکیل شود، مدینه فاضله تحقق پیدا می کند. او حکمت را شرط اساسی مدیریت مدینه فاضله می داند. از آنجا که فارابی به واحد بودن منشأ دانایی و علم پیامبر و حکیم معتقد است؛ در حاکمیت آرمان شهر اسلامی برای رئیس حکیم نیز همان جایگاه و وظایف پیامبر را قائل است. به زعم وی رهبر مدینه فاضله باید دارای فضایل چهاگانه نظری، فکری، خلقی و عملی باشد. حکمت مدنی خواجه نصیر الدین طوسی: (597-672 ه.ق) خواجه نصیر الدین طوسی پس از بیان اقسام سیاست، حکمت مدنی را قوانین عملی می داند که مقتضی عموم باشد، از جهت رهبری عموم به کمال حقیقی با رعایت اعتدال. به اعتقاد محقق طوسی چنین علمی رئیس تمام صناعات است و بدین جهت ضرورت تعلم آن واضح و ثمره آن اشاعه خیرات در عالم و ازاله ی شرور می شود. هم چنین خواجه در مبحث « اقسام اجتماعات »، ابتدا اجتماعات انسانی را به مدینه فاضله و غیر فاضله تقسیم و بیان می دارد که غیر فاضله به جاهله و فاسقه و ضاله متعدد می شود و آن گاه آرای اهل مدینه فاضله را به مطابقت با حق و موافقت با یکدیگر و افعال آنها را مقدم به تهذیب و مقرر به قوانین عدالت دانسته است. اندیشه سیاسی ابن سینا: (370-428ه.ق) تأکید اصلی ابن سینا در اداره مدینه بر قانون مند بودن آن به ویژه بر مبنای شریعت الهی است؛ یعنی در نظر وی شریعت منشأ اصلی و چارچوب کلی قوانین مورد نیاز مدینه فاضله و جوامع بشری را تشکیل می دهد. وی در امر قانون گذاری با اختراع مخالف است و شریعت نازل شده آسمانی را مبنای زندگی مدنی می داند؛ ولی با این حال معتقد است در شریعت فقط چارچوب اصلی و به اصطلاح امروزی، قوانین اساسی و بنیادین آمده است ولی تفریع و تقنین مفصله با توسل به اجتهاد و با استفاده از نظرات اهل مشورت یعنی نخبگان و کارشناسان، با نظارت کلی امام یا سائس (سیاستگذار) مدینه صورت می گیرد. تلاش عمده ابن سینا در طرح اندیشه سیاسی خود متوجه رهبری جامعه است. در اندیشه سیاسی او هم ارتباط انسان با عالم قدسی و متعالی برقرار می شود و هم خصلت اجتماعی انسان و نیاز به همکاری و همزیستی مورد تأکید قرار می گیرد. الگوی حکومتی سلمان فارسی: حکومت سلمان فارسی بر مدائن بیانگر این واقعیت است که حکمت و فرمانروایی امتیازاتی است که در حاکمیت جامعه قابل چشم پوشی نیست. بیان روایات فوق نشان می دهد که سلمان فارغ از موقعیتش در نظام سیاسی اسلام نمونه بارز یک انسان حکیم و دانشمند است. پیامبر اعظم (ص): سلمان از اهل بیت است. او آبشار گوارایی است که حکمت و برهان از آن تراوش می کند. حضرت علی (ع): سلمان، سلسل است. (سلسل یعنی آب روان و چشمه جوشان) پیامبر اعظم (ص): علم ائمه (ص) به چهار نفر منتهی می شود که اولین آن ها سلمان است. پیامبر اعظم(ص): سلمان! به خدا سوگند که تو گذرگاه دانش اهل بیت من هستی. هر که علم تأویل و تنزیل و رموز و اسرار را بخواهد، باید به تو مراجعه کند و از تو پیروی نماید. اگر علم در ثریا هم می بود تو بدان دست می یافتی. حضرت علی (ع): ... سلمان باب الله در روی زمین است. امام صادق (ع): در اسلام، مردی که فقیه تر از همه مردم باشد همچون سلمان آفریده نشده است. امام باقر(ع): سلمان و علی(ع)، هر دو محدث بودند. (محدث کسی است که صدای فرشته وحی را می شنید) پیامبر اعظم (ص): سلمان از دانش سیراب شده و اسم اعظم به او آموخته شده است. پیامبر اعظم(ص): سلمان علم اول و آخر را دارد و چون لقمان، حکیم ملت من است. حضرت علی (ع): چه بگویم درباره ی سلمان که از گل ما آفریده شده و روحش با روح ما نزدیک است و خدای متعال، او را به علم اول و آخر و ظاهر و باطن، مخصوص گردانیده است. سلمان از کلام الهی و گفته های پیامبر (ص) به عنوان منبع علم کمک می گرفت و اساس حکمت را بر آن استوار می کرد؛ و از سخنانش حکمت و دانایی می بارید. سلمان مدلی از حکومت را ارائه داد که شاخه های اصلی گفتمان آن سه عنصر خردمندی، مشروعیت و ایمان بود. وی حتی نمازهای نافله را بر انجام امور مسلمین مقدم نمی داشت. مهم ترین کار سلمان در مدائن تعلیم و تربیت مردم و تشکیل کلاس درس تفسیر قرآن بود. در حکومت سلمان تلاش برای پیشرفت جامعه و حفظ یک زندگی آبرومندانه برای مردم توجیه خردمندانه ای داشت. رفتار خردمندانه و به هنگام و گفتمانی که سرشار از منطق، استدلال و روشنگری است از مهم ترین سازو کارهای او در رسوایی باطل و آشکار ساختن حق به شمار می رفت. خطبه سلمان سه روز پس از رحلت پیامبر (ص)، در دفاع از حقانیت ولایت حضرت علی (ع) شاهدی بر این مدعاست. « ...ای مردم! بدانید که من از علم فراوانی بهره مندم... قسم به خداوندی که جان سلمان در ید قدرت اوست، اگر علی (ع) را ولایت می دادید، هر آینه از آسمان و زمین بر شما برکت می بارید و اگر پرندگان را صدا می زدید در فضای آسمان جوابتان را می دادند و اگر ماهی ها را از دریاها فرا می خواندید به سویتان می آمدند و هیچگاه دو نفر از شما در حکم خدا اختلاف نمی کردند.» سلمان قرآن صامت و ناطق را با هم می خواست و خود نمونه بارز تمکین به این دو بود. آنچه تاکنون بررسی گردید تلاشی بود در جهت شناسایی شاخص های حاکم و مدیر اسلامی و معرفی یک الگوی قابل اعتماد و کارآمد که از هر دو بعد نظر و عمل از محک تجربه سربلند بیرون آمده است. اکنون که نظام اسلامی در پاسخ به نیاز جوامع امروزی باید الگوی حاکمیتی موفقی را ارائه نماید باید با اندیشه های واقع بینانه و همتی سترگ امکان باز تولید جامعه ای را که در آن بستر روئیدن و بالیدن سلمان ها مهیا است مورد بررسی قرار دهیم. ضمناً یادآوری می گردد این شاخص ها تنها ویژه حاکمان در رأس هرم مدیریت کلان جامعه نیست؛ بلکه برای اداره موفق گروه های کوچک تر اجتماعی و حتی برای تدبیر صحیح امور منزل باید واجد این ویژگی ها بود. حال که شهرستان بهاباد به عنوان بستر و پایگاه تدوین بخشی از نظام نامه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و پایلوت اجرای آزمایشی بسیاری از طرح های عرصه های فکر، علم، معنویت و زندگی و پروژه هایی چون مسکن، میدان و خیابان، بازار و مغازه، ورزشگاه و پارک و ... با سبک اسلامی ایرانی انتخاب گردیده بجاست که در زمینه حاکمیتی نیز با انتخاب مدیرانی ترجیحاً بومی و واجد شاخص های معرفی شده نقش الگویی خود را ایفا نماید؛ زیرا شاکله مدیریت اسلامی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مدیریت نخبگان است.
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 11:30  توسط محمد رضا خادمی
|
بسمه تعالی مسکن اسلامی ایرانی مکاتب فکری و عقیدتی گوناگون دارای سبک معماری خاص خود هستند. «استاد پیرنیا معماری اسلامی را بر پایه های مردم واری، خود بسندگی، پرهیز از بیهودگی، بهره گیری از درون گرایی و نیارش استوار می دانست.» این اصول به زعم مرحوم پیرنیا، ملاک اسلامی بودن هنر به شمار می رود و به تبع تخصص خود، کاربرد آن ها را بیشتر در بخش معماری مورد توجه قرار داده است. منظور وی از مردم واری یا مردم داری همان رعایت مقیاس های انسانی به شکل مطلوب و براساس رفع نیازهای انسانی است. خودبسندگی، به مفهوم حداکثر استفاده از امکاناتِ در دسترس و مصالح «بوم آورد» است. پرهیز از بیهودگی، به معنای دوری از افزوده های غیرضروری و درونگرایی که بیش از اصول دیگر، تأثیرات مذهب را نمایان می سازد و نیارش که به دانش ایستایی، فن ساختمان و ساختمایه (مصالح شناسی) گفته می شود. این ویژگی ها به صورت کامل نشان می دهد در جامعه اسلامی بناها با فرض اصولی متقن و مبتنی بر یک جهان بینی معنوی، فرم و صورت خویش را می آراستند.
تأکید قرآن بر این که خانه محل سکونت است: والله جَعَلَ َلکُم مِن بُیُوتِکُم سَکَنا : و خداوند برای سکونت و آرامش شما منزل هایتان را قرار داد (نحل:80). باید به ابعاد مادی و معنوی آرامش به عنوان ضرورت مسکن مطلوب توجه داشت. نکته قابل توجه این که، جهانیان انتظار دارند در نظام اسلامی تجلی فرهنگ و عقاید اسلامی را در فرآورده های فکری و کالبدی این مرز و بوم مشاهده کنند. یکی از برجسته ترین این تولیدات و دستاوردها، معماری و شهرسازی و از جمله مهمترین جزء آن، مسکن اسلامی ایرانی می باشد؛ ولی متأسفانه تقلید از الگوهای بیگانه به مرور هویت جامعه را دگرگون ساخته و به اصول فرهنگی جامعه لطمه وارد نموده است. نتیجه معماری open فرهنگ open می باشد که یکی از مشکلات اساسی جامعه امروز ماست.
در این مجال به برخی از اصول و معیارهای بنیادین مسکن اسلامی ایرانی اشاره نموده تا طراحان و معماران بر اساس این مبانی، الگوی مسکن اسلامی ایرانی در دو بخش شهری و روستایی را طراحی و مسئولان و مردم اجرا نمایند: معیارها و ویژگی های مسکن اسلامی ایرانی: 1. طراحی مسکن متناسب با معماری جهان هستی و محوریت نقطه وحدت حداقل در برخی از اجزای مسکن مانند: طاق، ایوان، در و پنجره و... به صورت محرابی و هلالی 2. طراحی مسکن متناسب با شرایط زمان، مکان و فن آوری و سازگار با روحیات انسانی و الهام از الگوی پایدار معماری طبیعی 3. طراحی مسکن بومی هر فرهنگ با ملحوظ داشتن شرایط اقلیمی و محیطی و بهره گیری از مصالح بومی که کمترین آسیب را به محیط زیست وارد نماید. (همزیستی با طبیعت) 4. طراحی مسکن به گونه ای که نیاز به تنظیم کننده های مصنوعی برای تنظیم شرایط گرمایشی و سرمایشی و نور و ... را به حداقل کاهش داده و استفاده از انرژی های تجدیدپذیر را ممکن سازد. 5. طراحی مسکن با حیاط هایی که آب، گیاه، نور طبیعی، جریان هوا و ...را در خویش داشته و ارتباط انسان با آسمان، ماه، ستاره و خورشید را برقرار نماید. 6. طراحی مسکن با حفظ تعادل فضای باز و ساختمان، انتخاب کاربری، محل استقرار مناسب، تعادل محیط مصنوع و طبیعت، تعادل در الگوی مصرف 7. طراحی مسکن با حفظ زیبایی و نماسازی مناسب و هماهنگ در چهار طرف ساختمان و تناسب مصالح و رنگ های به کار گرفته شده با توجه به روانشناسی رنگ ها 8. طراحی مسکن بر اساس سادگی و ممانعت از تفاخر و قطب بندی بر اساس ثروت 9. طراحی مسکن بر اساس تقویت وحدت و همبستگی جامعه و اجتناب از همشکلی با بیگانگان و توجه همزمان و متوازن به انسان، محیط طبیعی و محیط مصنوع (البته استفاده مطلوب از تجربیات سایر ملل پسندیده است مشروط بر این که به هویت دینی و ملی خدشه وارد نکرده و با معیارهای برآمده از فرهنگ بومی ارزیابی و انتخاب شده باشد.) 10. طراحی مسکن بر اساس درون گرایی، حجب و حیا و رعایت سلسله مراتب ارتباط قلمروهای مختلف محیط زندگی از عمومی تا خصوصی (عمومی. نیمه عمومی. خصوصی. نیمه خصوصی) و پرهیز از معماری open 11. طراحی مسکن با تقدم معنا بر قالب و فرم 12. طراحی مسکن در جهت قبله " و جعلوا بیوتکم قبله " خانه هایتان را رو به قبله بسازید. (قرآن کریم) 13. طراحی مسکن بر اساس تقویت روابط خانوادگی، فامیلی و همسایگی 14. طراحی مسکن بر اساس تأمین امنیت فیزیکی، روانی، فرهنگی، اخلاقی، فکری و...وحفظ حریم خانه 15. طراحی مسکن بر اساس ارتفاع مناسب (7 زراع، زیرا فراتر از آن جایگاه شیاطین است) و عدم اشراف خانه ها بر یکدیگر و رعایت همسان سازی (کافی، ج 6، ص529) 16. ریختن خون ذبیحه و اندکی تربت امام حسین (ع) در چهار گوشه فونداسیون ساختمان و پس از ساخت نیز ذبح گوسفند و توزیع گوشت آن بین تهیدستان و ولیمه به نزدیکان (مکارم الاخلاق،ص127) ۱۷. استمرار نام و یاد خدا و سایر اذکار در تمامی مراحل طراحی و اجرا و نفرین دشمنان دین در مواقع بروز مشکل به تبعیت از سنت معماران و بنایان با تجربه ۱۸. تعیین مکانی به عنوان مصلی برای عبادت و تفکر در مکانی آرام 1۹. تعیین مکانی به عنوان کتابخانه، مطالعه و درس خواندن ۲۰. تعبیه کتیبه ها با آیات قرآنی، احادیث و اشعار مناسب برسر در و دیوارخانه ها و تزیین سردر خانه با ترکیب زیبایی از کاشی های فیروزه ای، سبز و... ۲۱. تقوی در تصرف و کاربری زمین، ساخت و ساز، تأمین مصالح و روابط اجتماعی ۲۲. استفاده از شیشه های رنگی در درها و پنجره ها (ترکیب نورهای گوناگون مانع ورود حشرات به ساختمان می شود.) ۲۳. نوشتن آیه الکرسی در ارتفاع 5 متری دیوارها 2۴. اختصاص مکانی به عنوان کارگاه برای مشاغل خانگی 2۵. جدا بودن اطاق پذیرایی از قلمرو زندگی خانواده ۲۶. تعریف قلمروهای زندگی والدین و فرزندان و زندگی پسران و دختران در اوقات معین (58 و 59 نور) 2۷. جدایی فضاهای بهداشتی مانند حمام و دستشویی از ساختمان اصلی (رطوبت باعث تولید و تکثیر بسیاری از میکروب ها می شود.) ۲۸. طراحی سیستم بازیافت آب مصرفی آشپزخانه برای باغچه ها و... 2۹. اختصاص دو چاه برای جداسازی آب دستشویی و آشپزخانه ۳۰. جداسازی دستشویی و حمام ۳۱. طراحی و اجرای ورودی مسکن مانند «هشتی» به نحوی که مرز میان خلوت و جلوت یا حریم و فضای خارج از خانه را شکل دهد. 3۲. عدم استفاده از شیشه های رفلکس در طبقات در معرض دید دیگران ۳۳. استحکام و مقاوم سازی (جامع الصغیر، ج1، ص284) ۳۴. احداث زیر زمین (در اقلیم های مناسب مثلاً: گرم و خشک) ۳۵. ایجاد سایه برای پوشانیدن نمای ساختمان ها، درها، پنجره ها و اطاق ها با روش های گوناگون مانند: ایوان، سایبان و تابش بند ۳۶. قیمت مناسب تمام شده ۳۷. احداث پارکینگ به منظور جلوگیری از مزاحمت وسایل نقلیه برای همسایگان و ... 3۸. برکت خانه به واقع بودن در منطقه مناسب، محوطه وسیع و همسایگان همراه و خوب است. (مکارم الاخلاق، ص 125-126) ۳۹. شومی خانه در آن است که حیاطش کوچک، همسایگانش بد و عیب هایش بسیار باشد. (معانی الاخبار، ص152) ۴۰. خداوند را سزاست هر خانه ای که در آن نافرمانیش کنند خراب کنند تا خورشید بر آن بتابد و از پلیدی معنوی پاکش کند. (پس معصیت خدا موجب ویرانی خانه می شود.) (مفاتیح الحیاه، ص 175) 4۱. مسکن روستایی نیز شرایط خاص خود را دارد علاوه بر رعایت اصول و معیارهای کلی، تعیین مکانهایی برای نگهداری دام های خانگی، انبار علوفه و خوراک دام، باغچه، کارگاه مشاغل خانگی و تولید لبنیات و ... یادآوری: در خانه های با وسعت کم می توان برخی از فضاها را دو منظوره یا چند منظوره در نظر گرفت. مانند مصلی وکتابخانه. والسلام.
+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1391ساعت 13:51  توسط محمد رضا خادمی
|
بسمه تعالی بهاباد : ديروز ، امروز ، فردا (12) بهاباد از تابعيت كرمان تا الحاق به يزد باج خواهی از چادرملو ( اردکان یا بهاباد ! ) بر اساس مستندات تاريخي بهاباد از قرن چهارم هجري قمري از توابع ايالت كرمان بوده است ((ياقوت در قرن هفتم گويد توتياي كوهبنان و بهاباد معروف است و… در قرن چهارم اين دارو از صادرات قابل توجه استان كرمان بوده و…)) (جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي ، لستر نج ، ص 331) ياقوت مي نويسد ((كوبنان برجي است در كرمان كه بهاباد هم جزو آن است و…و بهاباد محلي است در كرمان . در اين جا و كوبنان مردم توتيا درست مي كنند. )) (كويرهاي ايران ، سون هدين ص460) در جاي ديگري ياقوت گويد ((بهاباد از قراي كرمان شمرده مي شده و در كنار آبادي لوبيان قرار داشت.)) بهاباد گر چه در قرون گذشته اكثراً از اعمال كرمان به حساب مي آمده ولي بعضاً به تابعيت يزد نيز در آمده و چون در مرز بين كرمان و يزد واقع شده اكثراً مورد ادعاي حكام هر دو طرف بوده و بين آنها دست به دست مي شده است. ((در تاريخ 578 ه.ق بهاباد جزو يزد بود و در سال 601 هنگام آمدن ملك زوزون و تغان تگين از خراسان به كرمان جمعي از سواران و پياد گان فارسي در شهر كرمان شورش كردند و راور و كوهبنان و بهاباد را گرفتند . در هنگام هجوم مغولان بهاباد با راور و خبيص (شهداد) در دست خواجه رضي از حكام محلي بود . از 1040 تا 1084 حكومت بافق و بهاباد و نواحي اطراف آن در دست مين باشيان و يوز باشيان بود.)) بر اساس سواد وقفنامه اي كه از جناب مير محمد سعيد رضوي معروف به مير ماه پيشاني در دست است ، بهاباد در سال 1125 از توابع دارالعباده يزد محسوب گشته است . جناب آقاي سيد علي رضوي در كتاب فرهنگ مردم بهاباد با اشاره به اين ايام مي نويسد: ((در زمان سلطنت شاه عباس بزرگ به فرمان او مولانا فخر الدين احمد بافقي مامور جمع آوري 300 نفر تفنگچي مي شود وي از مردم بافق و بهاباد افراد گروه خود را فراهم مي آورد و در جنگ هاي متعدد سلاطين صفويه را ياري مي رساند.)) هر چند در اين زمان بافق و بهاباد جزو قلمرو كرمان محسوب مي شده است اما چنان كه در تواريخ مسطور است ، از زمان تشكيل دسته تفنگچيان بافق و بهاباد به سركردگي مولانا فخرالدين احمد بافقي ، اين نواحي از طرف سلاطين صفوي به تيول اين فرمانده بافقي و پس از وي به فرزندان او مقرر مي گردد. فخرالدين احمد به منصب مين باشيگري (فرمانده هزار سپاهي) نائل مي گردد و اين منصب نسل به نسل در خاندان او ادامه مي يابد تا اينكه در اواخر عهد صفوي و ايام حمله افغان مستقلا حكومت يزد را به دست مي گيرند و اين تسلط جز در ايام حكومت نادرشاه تا ايام سلطنت فتحعلي شاه قاجار ادامه مي يابد. (فرهنگ مردم بهاباد ص 62 و 63) درباره وقفنامه آقاي مير محمد سعيد رضوي نيز مي نويسد: (( اين وقفنامه حدس نگارنده را كه آغاز تسلط فرمانده هان بافقي بر بهاباد و بافق را زمان انتزاع تابعيت بهاباد از كرمان مي پنداشت – تأييد مي كند . با اين حال ، در زمان فتنه ي افغان مدت كوتاهي بهاباد در دست اسمعيل خان افشار و در ايام فترت پس از مرگ نادر تا سال 1172 در دست شاهرخ خان افشار بوده است كه با كشته شدن شاهرخ خان در بهاباد و تصرف آنجا توسط تقي خان بافقي اين ناحيه تا به امروز از توابع يزد محسوب مي گردد. در سال 1247 ه.ق عبدالرضا خان حاكم محل، قلاع بهاباد و بافق را تسخير كرد و علم طغيان برافراشت اما سرداران قاجار يوسف خان و سليمان خان شورش او را در هم شكستند. از سال 1264 مردم بهاءآباد (بهاباد) براي نپيوستن آنجا به كرمان جنگيدند زيرا مي خواستند در ولايت يزد بمانند. (كوهبناني ، ص 25-24) بهاباد تا سال 1264 ه.ق همچنان تابع استان كرمان ( ايالت كرمان ) بوده تا اينكه در اين سال حسين خان حاكم يزد اين مناطق را از كرمان مجزي و ضميمه يزد ساخت. (( بعد از شكست آقاخان محلاتي حاكم كرمان فضل عليخان قره باغي امور راور و كوهبنان را به عليرضاخان راوري پسر شفيع خان داد و او هم چند سال كرو فري كرد تا حسين خان حاكم يزد بافق و كوهبنان و راور را ضميه خود كرد و محمد اسماعيل خان وكيل الملك تنها توانست كوهبنان را باز گيرد و ضميه كرمان كند و ديگر از آن زمان بافق (و بهاباد) از كرمان مجزي شد و جزء حكومت يزد رفت.)) (حضورستان ، محمد ابراهيم باستاني پاريزي ، ص215) نكته قابل توجه در اين بررسي و تحقيق پي بردن به وسعت منطقه بهاباد و اهميت آن در گذشته بوده است چنان كه در قسمت هاي قبلي (شماره هفتم ماهنامه) اشاره شد آقاي سون هدين و ساير محققين و سياحان داخلي و خارجي از روستاهاي كريت و فهنوج (نزديكي طبس) به بعد و به طرف ولايت يزد را كوير بهاباد مي نامند يعني منطقه بهاباد در آن زمان از طرف شمال تا حدود طبس گسترش داشته و ساغند ، رباطات و ... را شامل مي شده است . آقاي سون هدين در آستانه حركت از طبس به طرف بهاباد در يادداشت هاي خود مي نويسد : (( ساعت 11 شب همان روز باران زيادي در طبس باريد و …و همه اشخاص مطلع مي گفتند كه راه كوير به بهاباد حالا مطلقاً غير قابل عبور است . كاروان هايي كه مقصدشان بهاباد است براي عبور از كوير از كريت حركت مي كنند …راه كريت به بهاباد از فهنوج هم مي گذرد …اين كاروان قصد داشت بعد از راه عريضي كه تعريف شد به بهاباد و از آنجا به يزد برود . اين راه كاروان رو كه از سبزوار ، ترشيز ، بجستان ، تون ، طبس ، بهاباد و يزد مي گذرد خطرش خيلي كمتر از راه نسبتاً كوتاهتري است كه از كوير بزرگ مي گذرد.)) ( عبور از صحاري ايران ، سون هدين ) بهاباد از طرف جنوب ( از راههاي بنستان و آسفيچ ) تا نيمه هاي راه بهاباد كوهبنان و از طرف غرب تا جايي كه مردم شهر بافق مي گويند : پيش در بهاباد (حدود 20 كيلومتري شهر بافق ) امتداد داشته است . با اين وضعيت كه اجمالاً توضيح داده شد ولي متأسفانه امروزه نه تنها تا نزديكي طبس را بهاباد نمي دانند بلكه منطقه ساغند و چادرملو و حتي تا نزديكي مركز بخش را اردكان ناميده و از طرف غرب نيز بسيار محدود شده است لطفا ً بهاباد ديروز تابع كرمان را با بهاباد امروز تابع يزد مقايسه فرماييد!!! گاهي اوقات بطور ناخودآگاه آرزو مي كنم اي كاش معادن چادرملو ، سه چاهون و… وجود نداشت تا مجبور شويم به همسايگان خوب و مظلوم خود بدبين شده و آنها را متهم به دنياطلبي و زراندوزي و ناديده گرفتن حق و حقوق ديگران و آموزه هاي شرعي، عرفي و قانوني نموده و حقوق همسايگي را رعايت نكرده باشيم ، يا ناخواسته باور كنيم كه : برو قوي شو اگر عزم زندگي داري كه در نظام طبيعت ضعيف پايمال است. ناگفته نماند که صاحب منصبان و متنفذین اردکان و ... به خوبی می دانند که مناطق نامبرده شده تا سالیان اخیر در تابعیت بهاباد بوده و هنوز هم کاملاً منتزع نشده است. یکی از صاحب منصبان اردکان در جریان سفری از تهران به یزد که در یک کوپه قطار همسفر بودیم به این نکته اشاره نمود که: «ما یک ذهنیت تلخ تاریخی نسبت به بهاباد داریم و آن مسأله جدایی چادرملو از بهاباد است.» به ایشان گفتم: اگر به این مسأله معتقدید در جلسه اردکانی های مقیم تهران مطرح نمایید. در پاسخ گفت: همه آن ها می دانند. گفتم: آیا می دانید حق عموم را ضایع کردن بدتر از ضایع کردن حق فردی است؟ گفت: بله. ولی فعلاً نمی شود کاری کرد... جهت قضاوت اهل انصاف و عدالت و محکمه تاریخ که هرگز خیانت نمی کند مقاله «بهاباد: دیروز، امروز، فردا (11)» را که در وبلاگ شخصی اینجانب به همین نام می باشد مجدداً ضمیمه این مقاله می نمایم. این مقاله از کتب «کویرهای ایران تألیف سون هدین» و «عبور از صحاری ایران تألیف آلفونس گابریل» محقق و پزشک اتریشی می باشد. اطلاعاتی دیگر از کویر بهاباد: آقای سون هدین در آستانه حرکت از طبس به طرف بهاباد راههای آن زمان را بررسی کرده و می نویسد: ....راهی که به یزد می رود از یازده منزل تشکیل یافته است ..... خیلی وسوسه داشتم که برای مرحله اول سفر جنوب از این راه استفاده کنم . با یک شتردار که راه را خوب می شناخت مشورت کردم فعلاٌ موافق نبود چون بیابان پس از باران های اخیر هنوز گل بود . دو روز پیش کاروانی با سیصد شتر از سبزوار رسیده است . مقصد این کاروان یزد است . این کاروان قصد دارد که از طریق بهاباد برود . اما باید در دهکده کریت که قبل از طبس قرار دارد صبر کند تا بیابان خشک بشود . اگر ما بلافاصله بعد از آن ها حرکت می کردیم می توانستیم در رد پای آنها راه صحرایی خشکی داشته باشیم . در راه مطالب جالبی در باره بهاباد شنیدم ... روی نقشه انگلیسی بزرگی که سرهنگ دوگلاس در تهران به من داده بود در نقطه جنوب غربی طبس نوشته شده بود : « کشف نشده » روی قطعاتی از نقشه جدید تبت هم این جمله نوشته شده بود . اما در ایران این جمله گمراه کننده فقط مربوط به یک قطعه کوچک می شد که من آن را به خاطر در دست نبودن یک اسم بهتر بیابان بهاباد نامیده ام چون راه بهاباد از میان آن می گذرد . از هر راهی که می رفتم مجبور بودم شش شتر اجاره کنم . روز ششم مارس مردی پیشم آمد و اطلاع داد که حاضر است بهترین شترهایش را در اختیارم بگذارد ، او قول داد که در ظرف ده روز مرا به بهاباد برساند او برای هر شتر روزی هشت قران تقاضا کرد و قرار شد اگر در بین راه از راه دیگری بروم قیمت تغییر نکند . این قیمت خیلی گران است برای هر شتر که پنجاه تومان قیمت دارد ، پرداختن هشت قران برای یک روز کار ابلهانه ای است . « صاحب ، فکر کنید که من در راه بازگشت باری نخواهم داشت و باید برای شترهایم کاه و پنبه دانه همراه بردارم و به آنها در حین سفر فشار وارد بیاورم ، در ضمن راهنمای شما هم خواهم بود . من این منطقه را خوب می شناسم . در مقابل این دلایل قانع کننده جای اعترضی برایم باقی نماند و تسلیم شدم . ساعت یازده شب همانروز باران زیادی در طبس بارید . خیابان ها تبدیل به باتلاق شده بودند و همه اشخاص مطلع می گفتنند که راه کویر به بهاباد حالا مطلقاٌ غیر قابل عبور است . بالاخره پس از چند از روز حرکت کردیم . کاروان هایی که مقصدشان بهاباد است برای عبور از کویر از کریت حرکت می کنند . فهنوج 140 خانه دارد و کریت 250 خانه . راه کریت به بهاباد از فهنوج هم می گذرد و اهالی ده به من اطمینان می دهند که حالا عبور از این راه چندان خطرناک نیست . صاحب کاروان می گفت در بیابان بهاباد گورخر فراوان است . گفتم اگر کسی برای من یک گورخر بی عیب تهیه کند ده تومانش می دهم . یکی از آنها گفت با ده تومان اگر بخواهید می توانید ده گور خر داشته باشید . در قسمتی از سفرنامه مارکوپولو در خصوص توضیحات مربوط به حرکت از کرمان به طرف کوبنان و بعد به طرف طبس چنین آمده است ..... پس از سه روز ( حرکت از کرمان ) به آب گوارایی می رسیم که در زیر زمین جریان دارد. در امتداد جریان آب سوراخ هایی در زمین وجود دارد که شاید در نتیجه جریان آب به وجود آمده اند . از این سوراخها می توان جریان آب را دید . آب این دالان های زیر زمینی زیاد است و مسافران که پس از سختی های سفر کویر خسته هستند در اینجا استراحت می کنند و خود و حیواناتشان را با آب خنک می کنند . بعد از اینکه ایالت کرمان تمام شد شهر دیگری پیدا می شود که کوبنان نامیده می شود . بعد از این منطقه دوباره کویر است که خشکی بی نهایتی دارد و در حدود هشت روز راه است ، در اینجا از گیاه خبری نیست و درختی به چشم نمی خورد و آبی که در اینجا گیر می آید تلخ و بد است . پس از پایان هشت روز کویر ، ایالت تون و قاین شروع می شود . ( قبلاٌ در این مورد بحث شد که این بیابان کویر بهاباد است. ) نهر زیر زمینی مذکور نیز چیزی جز قنات نیست . سون هدین می نویسد : وقتی که در طبس بودم کاروانی با 300 شتر از سبزوار رسید ، بار شترها نفت بود .... این کاروان قصد داشت بعد از راه عریضی که تعریف شد به بهاباد و از آنجا به یزد برود . این راه کاروانرو که از سبزوار ، ترشیز ، بجستان ، تون ، طبس ، بهاباد و یزد می گذرد خطرش خیلی کمتر از راه نسبتاٌ کوتاهتری است که از کویر بزرگ می گذرد . من خودم از قسمتی از بیابان بهاباد گذشته ام در این راه من حتی یک بار هم راهی را که مورد استفاده کاروان ها بود تعقیب نکردم و پی بردم که این حوالی به هیچ ترتیب بدترین منطقه شرق ایران نیست . رودخانه در کویر بهاباد : روز نهم مارس در نواری گلی قرار داریم ، که در آن رد پای شترهایی که پنج روز پیش به بهاباد رفته اند هنوز به وضوح دیده می شود . سطح این زمین گلی که بزودی تبدیل به نوار قهوه ای تیره ای می شود خشک است و به صورت کثیرالاضلاعهای مقعر تقریباٌ بریده بریده است . میان این کثیرالاضلاعها بریدگی های تیزی وجود دارد که از یک سو به خاطر خشک شدن سطح زمین به وجود آمده اند واز طرف دیگر به خشک شدن زمین کمک می کنند . حالا به خطرناکترین نقطه راه بهاباد نزدیک می شویم ، به شاخه ای از یک رودخانه که چهل متر پهنا و یک متر گودی دارد و ظاهراٌ از N20 o مي آید . به دو نفر دستور دادم که این رودخانه شور بی نام ونشان را که در سمت جنوب به طرف یک دریای کویری جریان دارد بررسی کنند . در ساحل این رودخانه زمین آن قدر تر و نرم بود که گذشتن از آن برای شترها مطلقاٌ غیر ممکن به نظر می آمد . بستر رودخانه در جای معینی قابل عبور است و به محض اینکه شتر حتی یک قدم هم از آنجا فاصله می گیرد در گل فرو می رود .... تابستان ها هم در جاهای گود این رودخانه که روی هم رفته رودخانه کم عمقی است ، آب وجود دارد . در ادامه راه به طرف بهاباد باید از دو رودخانه فرعی دیگر عبور کرد . آخرین رودخانه فرعی یک فرسخ جنوبی تر از رودی است که ما را وادار به توقف کرد . درباره سرچشمه این سه رود موفق به کسب کوچکترین اطلاعی نشدم . می گویند این رودها از قسمت هایی از کویر می گذرند که هیچ انسانی هرگز قدم به آنجا نگذاشته است. کوه شتری پس از طی مسیر بیشتری رفته رفته در هم فشرده تر و ناچیزتر می شود و کوه های غربی که ما در رباط گور از آنها گذشته ایم یکی پس از دیگری پنهان می شوند . حالا زمین دوباره سخت است و گهگاه گزی به چشم می خورد . یک نشان سنگی نقطه ای را نشان می دهد که از آنجا راه به طرف جنوب غربی می پیچد تا از کویر به طرف بهاباد برود . در جنوبِ جنوب غربی سطح یک دریاچه دیگر ظاهر می شود که احتمالاٌ ادامه آب کویر است . این دریاچه جدید که به نظر در دامنه کوه ترشو قرار دارد به خاطر رنگ آبی تندش مشخص بود . حوض کافه ، آب انباری است که گنبدی گلی دارد و حالا پر از آب تازه و صاف بود . مرد پر حوصله ای در اینجا کافه کوچکی ساخته است و چای و همه نوع میوه خشک و قلیان به مشتریانش عرضه می کند . پس از طی مسافتی دیگر گزهای تنومندی به مقدار زیاد به چشم می خورند و نواری که در آن گز روییده است ، مسافت زیادی به طرف غرب امتداد دارد . گزها مثل نقطه های سیاهی از دور از کویر سفید مشخص اند . دوباره به زمین کویر می رسیم که سطحش از نمک سفید می زند و گاهی آن قدر صاف و لغزان است که پای شترها می لغزد و رد پای کشیده ای بر جای می ماند . اینجا و آنجا نی زیادی روییده است ، که بیشه نامیده می شود و تمام منطقه به یک مرداب یخ زده می ماند و دسته های نی زرد شده از پوسته یخ بیرون زده است . از پرواده به طرف غرب قدم بر می دارم ، حالا مسئله فتح قسمتی از کویر بهاباد بود که تا به حال هیچ اروپایی حتی مارکوپولو قدم به آن نگذاشته بود . در کویر بهاباد رد پای گورخر و غزال خیلی زیاد است . روز 13 مارس حرارت هوا 2/6 درجه بود . به نظر می رسد که در اینجا از بهار خبری نباشد و بلافاصله پس از زمستان تابستان سر برسد . ما حالا در کنار کوه قاسمی هستیم . از وصفی که درباره بهاباد شنیده بودم می شد به این نتیجه رسید که این راه از کویری با کوه های کوچک و از هم پاشیده می گذرد . حتی از اسم ها می توان به وجود بزرگترین نا آبادانی پی برد . در عین حال در این راه سه چشمه وجود دارد که آبشان در تابستان شور است و چشمه سومی چاه سرد نامیده می شود. محمد رضا خادمی بهابادی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1391ساعت 11:43  توسط محمد رضا خادمی
|
مراسم هفته پژوهش با حضور حضرت حجه الاسلام و المسلمین دهقانی امام جمعه، مسئولین، اساتید، دانشجویان و فرهنگیان شهرستان، عصر شنبه 25 آذر ماه در محل دانشگاه آزاد اسلامی بهاباد برگزار گردید. در این مراسم خادمی رئیس دانشگاه آزاد اسلامی بهاباد ضمن عرض خیر مقدم به حضار، پژوهش را بستر و مهم ترین حلقه پیشرفت جامعه برشمرد. هم چنین با اشاره به این نکته که پژوهش دستیابی به افق های جدید دانش و حل معضلات کشور در سایه خلاقیت و نوآوری است، گفت: پژوهش، واکاوی آنچه دیگران به آن رسیده اند نیست و یکی از آفت های پژوهش و تحقیق را پژوهش های تکراری و موازی دانست؛ و نیاز سنجی، کاربردی بودن و تجاری سازی نتایج تحقیقات را دارای اهمیت بسیار دانست. در ادامه عرصه های اقتصاد مقاومتی و روش های ارتقای سطح تفکر فردی و خرد جمعی را از عرصه های مهم تحقیق معرفی نمود. در این مراسم یکی از دانشجویان به بیان اهمیت پژوهش و تحقیق در اسلام پرداخت و ضمن اشاره به آغاز پژوهش در اسلام از زمان ظهور اسلام، بر این نکته تأکید نمود که سازمان یونسکو در آمارهای علمی خود جایگاه تحقیق و پژوهش دین اسلام را بسیار والا و از دیگر مکاتب برتر دانسته است.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1391ساعت 9:6  توسط محمد رضا خادمی
|
مراسم گرامیداشت روز وحدت حوزه و دانشگاه با حضور علما و طلاب حوزه علمیه سفیران هدایت و اساتید و دانشجویان و مسئولین شهرستان بهاباد در محل دانشگاه آزاد اسلامی برگزار گردید. در این مراسم حضرت حجت الاسلام و المسلمین دهقانی امام جمعه بهاباد طی سخنانی به بیان تاریخچه پیدایش حوزه و دانشگاه و اهمیت وحدت این دو نهاد علمی پرداخت. وی گفت همانگونه که روح و جسم برای حیات انسان ضروری است حوزه و دانشگاه و وحدت این دو نهاد معتبر برای رشد و تعالی جامعه ضروری است. در ادامه نامبرده به این نکته اشاره نمود که: ایمان و علم، چون دو بال هماهنگ موجب پرواز به سوی تحقق شاخص های مردم سالاری دینی و پیشرفت فرد و جامعه می گردد. وی گفت: استاد شهید آیت ا... مفتح نماد راستین وحدت حوزه و دانشگاه بود و عاقبت در دانشگاه نیز به مقام رفیع شهادت دست یافت. اسلامی، رئیس بنیاد شهید بهاباد نیز در این مراسم به بیان علل نامگذاری سالروز شهادت حضرت آیت ا... مفتح به روز وحدت حوزه و دانشگاه اشاره نمود و گفت: که استاد شهید در سال 1340 در نشریه مکتب اسلام قم اولین مقاله مربوط به وحدت مسجد و دانشگاه را منتشر نمود که این مقاله به خوبی نشانگر نوع تفکر و تلاش علمی استاد مفتح در زمینه ایجاد این وحدت از آن سال هاست. ضمناً نامبرده ساعت 9 صبح روز سه شنبه 27 آذر 1358 در حیات خلوت دانشکده الهیات دانشگاه تهران با شلیک چهار گلوله از سوی ضاربین منافق به شدت زخمی و حدود ساعت 2 بعد از ظهر همان روز در بیمارستان به فیض عظمای شهادت نایل گردید. روحش شاد و یادش گرامی باد....
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1391ساعت 9:6  توسط محمد رضا خادمی
|
«سنت های محرم و صفر بهاباد» 1- از روز نهم ذی الحجه سالروز شهادت حضرت مسلم بن عقیل به بعد، چاووشی خوانان در مراسم روضه خوانی ها با خواندن چاووشی: بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربل تشنه آب فراتم ای اجـل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا نزدیک شدن ماه محرم را اعلام می کرده اند. 2- دو سه روز بعد از عید سعید غدیر حدود بیستم ذی الحجه به بعد نصب پرچم های عزا، سیاه پوش کردن مساجد، تکایا و اماکن عمومی و خصوصی و ... آغاز می گردید. 3- از 28 ذی الحجه مساجد، حسینیه ها و مکان های برگزاری مراسم سوگواری و روضه خوانی مانند برخی از منازل نظافت شده و در صورت نیاز به پوش کشیدن عمدتاً جوانان با فریادهای یاحسین (ع) خیمه ی عزای سیدالشهدا (ع) را بر پا می کردند. در گذشته آب پاشی حسینیه ها با مشک انجام می شد. 4- عصر روز آخر ذی الحجه تشت آب بزرگ آشامیدنی ویژه عزاداران حسینی در ایام محرم تمیز می گردید. این تشت که بر روی آن اشعار محتشم کاشانی و عبارت یا حسین (ع) نقش بسته بود و اطراف آن جام های نقره ای و کنده کاری شده با زنجیر آویخته شده بود، را در یکی از صفه های مخصوص حسینیه مرحوم حاج مهدی قرار می دادند. یکی از آن شعرها این بوده است: زآن تشنگان هنوز بعیوق می رسد فریاد العطش ز بیابان کربلا ضمناً مردم این آب را به نیت شفا می نوشیدند. 5- شب اول محرم منقل آتش و سماور ذغالی مساجد و حسینیه ها با فریادهای رسای یا حسین (ع) و زمزمه حسین حسین مداحان و مردم روشن می گردید. 6- در گذشته های نسبتاً دور که بلندگو نبود نصب بیرق عزای امام حسین (ع) بر سر درب مسجد یا تکیه و منزل افراد نشانه برگزاری روضه امام حسین (ع) بود. 7- از شب اول محرم تمامی مردم از کوچک و بزرگ لباس عزا بر تن می نمودند. روز عاشورا کودکان علاوه بر لباس مشکی، دستمال ابریشمی سیاه رنگی نیز بر گردن خود انداخته و به دور کمر خود گره می زدند. ۸- خدمتگزاران مراسم روضه خوانی و عزاداری که از قبل مجلس را آماده می نمودند عبادت بودند از: الف: گروه مخصوص چای که از قبل آتش منقل و سماور و زغال را آماده کرده و در طول مراسم نیز آن را تجدید می نمودند و پس از تهیه آب جوش و دم کردن چای از مردم پذیرایی می نمودند، در روزهای گذشته که قند و چای کم بود، بعضاً به بچه ها فقط یک حبه قند می دادند. ب: سقایان که آب را با مشک از آب انبارها و عمدتاً از آب انبار مرحوم حاج مهدی تأمین نموده و با جام های نقره ای کندکاری شده و زیبا به عزاداران حسین تعارف می نمودند. و مردم نیز با بسم ا... آب را نوشیده و بعد از آشامیدن این عبارت را ادا می نمودند سلام ا... علی الحسین (ع) و لعنته ا... علی یزید بن معاویه یا سلام بر حسین و لعنت بر یزید یا سلام بر لبان تشنه ات یا حسین (ع) خدا لعنت کند یزید را. ج: قلیان چی ها که از قبل آتش و قلیان ها را آماده کرده و برای مشتریان خاص خودش می بردند. معمولاً برخی از خانم ها هم در شست و شو و نظافت کمک می کردند. د: مراسم روضه با خواندن نوحه های بومی آغاز می شد نوحه ها متناسب با ایام خوانده می شد و گروهی پاگیر نوحه را جمع خوانی می کردند. مرحوم محمد مطیعی که نوارهای آن موجود است یکی از نوحه خوانان خوش صوت و لحن ایام گذشته بود. نوحه شب و روز اول محرم:... ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1391ساعت 18:14  توسط محمد رضا خادمی
|
اَمیری حُسِینٌ وَ نِعمَ الاَمیر آیا تاکنون فکر کرده اید که امیر شما کیست؟ امیر یعنی کسی که بر فکر و اراده ما مسلط و آگاهانه یا نا آگاهانه امر او را اطاعت می کنیم. آیا می دانید ارزش و قیمت ما به مثابه امیری است که انتخاب کرده ایم؟ آیا امیری بهتر از حسین (ع) می شناسید؟ اگر معتقدیم که «امیری حسین و نعم الامیر»، تا چه حد خود را وقف احیای امر مولایمان کرده ایم؟ مأموم باید به امام خود اقتدا کند و امام حسین (ع) فرمودند: «ان کان دین محمد (ص) لم یستقم بقتلی فیا سیوف خذینی». اگر دین جدم محمد (ص) جز به کشته شدن من یاری نمی شود، پس ای شمشیرها و نیزه ها مرا در بر گیرید. احیاء امر اهل بیت (س) یعنی هستی خود را فدا کردن در راه حاکمیت ارزش های الهی. یعنی حد اعلای مجاهدت برای تحقق جامعیت اسلام. یعنی امر به معروف و نهی از منکر و چه معروفی بالاتر از تحقق عینی و عملی اسلام ناب محمدی (ص). امام رضا (ع) فرمودند: «رحم الله عبدا احیا امرنا فقلت له و کیف یحیی امرکم؟ قال یتعلم علومنا و یعلمها الناس فان الناس لو علموا محاسن کلامنا لا تبعونا». خداوند رحمت نماید بنده ای که امر ما را احیا نماید. راوی سوال کرد: امر شما چیست و احیای آن چگونه است؟ فرمودند: آموختن علوم ما و تعلیم آن به مردم، که اگر مردم به محاسن کلام و علوم ما آگاه گردند تبعیت خواهند نمود. احادیث زیاد دیگری نیز از امام باقر(ع) و امام صادق (ع)، امر اهل بیت (س) را بر تعلم و تعلیم، ذکر و مذاکره، زیارت و تزاور، لقاء و تلاقی، الفت و اجتماع، حبس و وقف و احیای دین و قلب متوقف ساخته است. منظور از حبس و وقف یعنی توقف بر امر امیر و تحمل امر معصوم (ص)، که به کشف و شهود، علم و معرفت و ایمان و ابتلاء نیازمند است . امام حسین (ع) روز عاشورا می فرمایند : «انا ادعوکم الی کتاب الله و سنه نبیه...» من شما را به کتاب خدا و سیره پیامبر خدا فرا می خوانم. «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی، ارید ان آمر بالمعروف و انهی عنی المنکر». همانا قیام من برای اصلاح امت جدم و هدف مهم من امر به معروف و نهی از منکر است. «هل من مغیث یرجوا الله باغاثتنا؟». آیا فریاد رسی هست که برای جلب رضایت خداوند به ما یاری رساند. امام حسین (ع) فرمودند: «ما الامام الا العامل بالکتاب والاخذ بالقسط والدائن بالحق و الخابس نفسه علی ذات الله». به جان خودم سوگند، امام و پیشوا نیست، مگر کسی که به قرآن عمل کند، راه قسط و عدل را پیش گیرد و تابع حق باشد و خود را در راه رضای خدا وقف سازد. درس امروز از عاشورا : امروز نعم الامیر کیست؟ چه کسی عَلَم احیاء امر اهل بیت (س) بر دوش اوست؟ در زمان غیبت کبری ، انگشت اشاره ولی الله الاعظم (عج) چه کسانی و چه مقامی را نشانه می رود؟ آیا ولایت فقها و حاکمیت ولی فقیه مشروع ترین و معروف ترین مقام مورد نظر نیست؟ آیا ارائه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و تحقق جامع آن احیای امر اهل بیت عصمت و طهارت (س) نیست؟ الگویی که شهرستان بهاباد مفتخر به پیشگامی در آن عرصه می باشد و تاکنون 9 کارگاه آموزشی- توجیهی و نشست هم اندیشی آن را با کمک امور الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ریاست جمهوری و اساتید جامعه المصطفی (ص) العالمیه قم برگزار نموده و شاخص های عرصه های فکر، علم، معنویت و زندگی آن را تعیین و برخی از آن ها را به برنامه تبدیل نموده است. امید است در آینده ای نه چندان دور شاهد به بار نشستن این شجره طیبه در شهرستان ولایتمدار بهاباد که میراث گرانبهای انبیاء عظام الهی، ائمه معصومین (س) و خونبهای خیل عظیم شهیدان راه حق و فضیلت است باشیم. انشاء ا.... «هل من مغیث یرجو الله باغاثتنا؟» آیا کسی هست که حسین زمانش را یاری کند و امر او را احیا نماید؟؟؟
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1391ساعت 18:1  توسط محمد رضا خادمی
|
بسمه تعالی در تاریخ پنجشنبه 18/8/91 هشتمین نشست هم اندیشی و کارگاه برنامه ریزی شهرستان بهاباد بر اساس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در محل جامعه المصطفی (ص) قم با حضور جناب آقای دکتر رجایی ریاست محترم پژوهشگاه و تنی چند از اساتید المصطفی (ص) و گروهی از مسئولین و فرهیختگان حوزوی و دانشگاهی شهرستان بهاباد برگزار گردید. در این کارگاه پس از تلاوت آیاتی از کلام ا... مجید و عرض خیر مقدم توسط جناب آقای دکتر رجایی و بیان سرفصل های چهار جلسه پیش بینی شده در مورد عرصه های فکر، علم، معنویت و زندگی، جناب آقای دکتر رحمانی رئیس گروه مدیریت و آینده پژوهی، شاخص های عرصه های تفکر و علم را مطرح نموده و خواستار تشکیل کارگروه های مربوطه و ارائه برنامه و اقدامات عملی پیشنهادی برای هر شاخص گردید. در ادامه پس از بحث و تبادل نظر اعضای کارگروه ها، نمایندگان گروه های چهارگانه پیشنهادات خود را گزارش نموده و برنامه های پیشنهادی نقد و بررسی گردید. در دو کارگاه بعد از ظهر، شاخص های عرصه های معنویت و اقتصاد توسط آقایان دکتر رجایی و دکتر توکلی مطرح و پس از تشکیل کارگروه ها، برنامه های ارائه شده بررسی و جهت جمع بندی تحویل مدیر اجرایی الگو گردید. در پایان ریاست محترم پژوهشگاه ضمن تشکر و قدردانی از شرکت کنندگان، خواستار ارائه برنامه و گام های عملی برای تمامی شاخص های تعیین شده، ظرف مدت یک ماه شدند تا مجدداً برنامه ها بررسی و جهت انجام مراحل بعدی آماده گردد. ضمناً شرکت کنندگان در این نشست، از کتابخانه مرکزی پژوهشگاه بازدید به عمل آورده و با روند کار آن آشنا گردیدند. در جریان این بازدید، جناب آقای دکتر رجایی احداث، تکمیل و تجهیز یک کتابخانه بزرگ مرکزی و مدرن، برای شهرستان بهاباد را پیشنهاد نموده تا سرانه کتاب و مطالعه متناسب با مقاطع مختلف سنی و تحصیلی افزایش یافته و شاخص های عرصه های چهارگانه به ویژه فکر و علم سریعتر عملیاتی گردد. زیارت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (سلام ا... علیها) و مسجد مقدس جمکران از دیگر برنامه ها بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 13:11  توسط محمد رضا خادمی
|
|